راه رستگاری

دلايل معاد

1 - حكمت خداوند: از خداي حكيم دور است كه امرها و نهي های در دنيا داشته باشد و از آن هدفي در نظر نگيرد، حساب و پاداشي در نظر نباشد. همچنان كه عاقلانه نيست که معلمي بگويد خوب درس بخوانيد و تنبلي نكنيد ولي بگوید از اين امر و نهي خود هيچ هدفي ندارم. يا كسي بگويد خوب منزل را آماده كنيد كه بعد آن را منفجر مي كنم.
هر فرد عاقل و حكيم براي كارهايش اهدافي دارد و بدون در نظر گرفتن مقصودي هيچ كاري نمي كند خصوصا كارهاي پيچيده مانند ساختن يك دستگاه. خداوند بزرگ، اين موجود شگفت انگيز به نام انسان را آفريده است آيا از آفريدن او هدفي ندارد؟ طبعاً مي دانيم كه چنين نيست. اگر بنا باشد انسان چند صباحي در اين دنيا زندگي كند و سپس نيست و نابود شود، در اين صورت جاي اين سؤال خواهد بود كه ا ين آمدن و رفتن براي چيست؟ آيا اين امر مطابق حكمت است كه كسي در عرض ساليان دراز كمالاتي را به دست آورد و سر انجام همه ي آنها فاني شود و از بين برود؟
بنا بر اين، لازمه حكمت خداوند اين است كه زندگي انسان را پاياني نباشد و آنچه در اين جهان به دست مي آورد با مرگ او از بين نرود. قرآن لازمه عبث نبودن زندگي انسان را بازگشت به سوي خدا (در جهان ابدي) مي داند: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ.( آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‌ايم ، و بسوي ما باز نمي‌گرديد ؟ ) - وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّار (ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم ، اين گمان كافران است ، واي بر كافران از آتش ( دوزخ ) . خلاصه: نظام عظيم و بديع اين جهان از آنجا كه فعل خداي حكيم است نمي تواند لغو، باطل و بي هدف باشد و اگر چنين است، طبعاً خلقت جهان و انسان نمي تواند بدون معاد باشد. وگرنه خلقت انسان عبث و بي فايده مي شد.


2- عدل خداوند : خداوند عادل است و عادل بر خلاف وعده و وعيد خود عمل نمي كند؛ زيرا عمل نكردن به وعده ها برخلاف عدل خداوند است. در دنيا همه انسانها يكسان نيستند. بعضي نيكوكارند و در جهت حق و عدل و خدمت به جامعه گام بر مي دارند و بعضي بدكارند و در جهت باطل و ستم و خيانت به ديگران عمل مي كنند. دسته اول به علت انجام اعمال شايسته در خور پاداشند، و دسته دوم به دليل كردار ناشايست، مستحق عقاب و كيفرند. مي دانيم كه در اين عالم همة انسان ها به پاداش يا كيفر تمام اعمال خود نمي رسند. از طرفي اين جهان ظرفيت جزا و پاداش كامل انسان ها را ندارد. با توجه به مقدمات مذكور نتيجه مي گيريم كه نظام حاكم بر اين جهان اجازه نمي دهد كه هر كس به طور كامل به نتيجه ي اعمال نيك يا بد خود برسد، لذا اگر جهان در همين زندگاني چند روزه خلاصه شود، امكان اجراي عدالت در ميان مردمان وجود ندارد. پس عدل خداوند ايجاب مي نمايد كه در پي اين جهان، عالمي ديگر و نظامي گسترده تر وجود داشته باشد تا عدل و داد در باره ي همگان اجرا شود و حساب پاكان از حساب بدكاران جدا گردد: أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (آيا كساني كه مرتكب بديها و گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كساني قرارمي‌دهيم كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند كه حيات و مرگشان يكسان باشد ؟ چه بد داوري مي‌كنند ) - إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُاْ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ.( بازگشت همه شما بسوي اوست خداوند وعده حقي فرموده ، او آفرينش را آغاز مي‌كند ، سپس آن را بازمي‌گرداند ، تا كساني را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‌اند ، بعدالت جزا دهد ، و براي كساني كه كافر شدند ، نوشيدني از مايع سوزان است ، و عذابي دردناك، بخاطر آنكه كفر مي‌ورزيدند)


3- آيات قرآن مانند: ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ(اين بخاطر آن است كه ( بدانيد ) خداوند حق است، و اوست كه مردگان را زنده مي‌كند، و بر هر چيزي تواناست. ‌و اينكه رستاخيز آمدني است، و شكي در آن نيست، و خداوند تمام كساني را كه در قبرها هستند زنده مي‌كند .)


4- خبر دادن مخبرين صادق: روايات: قال رسول الله(ص) وَاللهِ لَتَمُوتُونَ كَمَا تَنامُونَ وَ لَتَبعَثُونَ كَما تَستَيقِظُونَ. اما سجاد(ع): وَ اِعلَم اِنَّكَ مَيِّتٌ قَائِمٌ بَينَ يَدَيِ اللهِ فَاَعِد لَهُ جَوابًا


5- داستانهاي واقعی: در این باره داستانهای زیادی است که به یکی از آنها اشاره می کنیم: داستان عزیر: آیه ای که مربوط به ایشان است چنین می فرماید:«يا چنان مردي كه بر شهري گذر كرد كه سقف خانه هايش فرو ريخته بود ، گفت : كجا خدا اين شهر را پس از مردنش زنده كند پس خداوند او را يكصد سال مرده نگاه داشت آنگاه او را برانگيخت، فرمود : چه مدتي درنگ داشتي ؟ گفت : يك روز يا پاسي از روز درنگ كردم . فرمود : در حقيقت ، يكصد سال درنگ داشتي ، اينك به خوراكت و به آبت بنگر كه فاسد نشده است و به الاغت بنگر، و بايد ترا آيتي براي آدميان سازيم، و به اين استخوانها بنگر كه چگونه آنها را بهم مي‌آوريم بعد آنها را با گوشت مي پوشانيم . پس چون بر او آشكار گشت گفت : اينك مي‌دانم كه خدا بر هر چيز تواناست.» اين آيه سرگذشت يكي از انبياي پيشين را بيان ميكند كه از شواهد زنده بر مسأ‌‏له معاد و رستاخيز است، آيه اشاره به سرگذشت كسي مي كند كه در اثناي سفر خود در حالي كه بر مركبي سوار بود و مقداري آشاميدني و خوراك همراه داشت از كنار يك آبادي گذشت ، در حالي كه به شكل وحشتناكي در هم ريخته و ويران شده بود ، و اجساد و استخوانهاي پوسيده ساكنان آن بچشم مي خورد ، هنگامي كه اين منظره وحشتزا را ديد گفت : چگونه خداوند اين مردگان را زنده مي كند ؟ البته اين سخن از روي انكار و ترديد نبود ، بلكه از روي تعجب بود ، زيرا قرا‏ن موجود در آيه نشان ميدهد كه او يكي از پيامبران بوده كه در ذيل آيه مي خوانيم خداوند با او سخن گفته است ، و روايات نيز اين حقيقت را تأکید مي كند چنانكه بعدا اشاره خواهيم كرد . در اين هنگام خداوند جان او را گرفت و يكصد سال بعد او را زنده كرد ، و از او سؤال نمود چقدر در اين بيابان بوده‌اي ؟ او كه خيال مي كرد مقدار كمي بيشتر در آنجا درنگ نكرده ، فورا در جواب عرض كرد كه يك روز يا كمتر ، به او خطاب شد كه يكصد سال در اينجا بوده اي اكنون به غذا و آشاميدني خود نظري بيفكن و ببين چگونه در طول اين مدت به فرمان خدا هيچگونه تغييري در آن پيدا نشده است ، ولي براي اين كه بداني يكصد سال از مرگ تو گذشته است ، نگاهي به مركب سواري خود كن ، و ببين به عكس غذا و نوشيدني تو از هم متلاشي و پراكنده شده ، و مشمول قوانين عادي طبيعت گشته، و مرگ آن را از هم متفرق ساخته است ، سپس نگاه كن و ببين چگونه اجزاء پراكنده آن را جمع آوري كرده و زنده مي كنيم ، او هنگامي كه اين منظره را ديد گفت : مي دانم كه خداوند بر هر چيزي توانا است يعني هم اكنون آرامش خاطر يافتم و مسأله رستاخيز مردگان در نظر من شكل حسي بخود گرفت " . در باره اين كه او كداميك از پيامبران بوده احتمالات گوناگوني داده شده است بعضي او را " ارميا " و بعضي " خضر " دانسته‌اند ، ولي مشهور و معروف اين است كه " عزير " بوده است و در حديثي از امام صادق عليه السلام نيز اين موضوع تأیید شده
به راستی معاد روز رستاخيز است. روزي كه همه مردم در دادگاه عدل الهي قرار مي گيرند. همه مردم نامه هاي عمل شان در دستانشان است. خوشا به حال آنان كه نامه هاي شان در دست راست شان باشد. قيامت روزي است كه پرده كنار مي رود، تمام واقعيت ها نمايان مي گردد. در آن روز راستي راستگويان سود مي بخشد و حيله گري هاي مكاران تباه مي شود. در آن روز است كه بندگان خوب خدا در كنار پيامبران الهي و دوستان خدا قرار مي گيرند و بد كاران و ظالمان همراه با شيطان و دشمنان خدا محشور می شوند.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.