راه رستگاری

دوازده امام

پيامبر اكرم(ص) نه تنها اولين جانشين پس از خود را معرفي كرد، بلكه همه جانشينان خود را كه دوازده نفر مي باشند معرفي نموده است. اين مطلب علاوه بر اين كه در احاديث شيعه آمده است در احاديث اهل سنت نيز بيان شده است:
در كتاب فوائد السبطين ( تأليف محمد بن ابراهيم جويني خراساني، محدث و فقيه شافعي ) از ابن عباس روايت شده است كه فردي يهودي به نام نعثل نزد پيامبر(ص) آمد و سؤالهاي از آن حضرت كرد و سرانجام اسلام آورد، از جمله سؤالات او اين بود كه اوصياي شما چه كساني هستند؟ پيامبر(ص) فرمود: نخستين وصي من، علي بن ابي طالب است و پس از او، حسن و حسين، و پس از او امامان نُه گانه از فرزندان او مي باشند.
نعثل گفت: نام آنان را برايم بگو پيامبر(ص) فرمود: پس از حسين، فرزندش علي و پس از او فرزندش محمد و پس از او فرزندش جعفر و پس از او فرزندش موسي و بعد از او فرزندش علي و بعد از او فرزندش محمد و بعد از او فرزندش علي و بعد از او فرزندش حسن بعد از او فرزندش مهدي است.

مهدی موعود


همه امامان شهيد شده اند مگر يك امام كه زنده است. او ولي عصر، امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف) است. يكي از لقبهاي امام زمان، حضرت مهدي مي باشد. امام زمان عليه السلام در مدت امامت شان غايب هستند. علت غيبت او اين است كه جامعه آمادگي لازم را برای ظهور آنحضرت ندارد يعنى مردم جهان آمادگى براى قبول حكومت الهى كه عدالت محض را بر طبق احكام الهى در جهان برقرار كند ندارند و ما اين را به وضوح در زمان خود مى‏بينيم و از روى تجربه تاريخى در قرون گذشته نيز كاملا دريافته‏ايم و چنانكه علائم و قرائن نشان مى‏دهد اين عدم آمادگى تا سالهاى سال همچنان ادامه خواهد يافت و غيبت امام(ع)كه معلول اين علت است نيز ادامه خواهد داشت

علت غیبت امام عصر(عج)
یکی از علل غیبت آن حضرت خوف از دشمنان است. اگر تاريخ نيمه دوم قرن سوم هجرى را در نظر بياوريم و ببينيم كه چگونه مردم از خلافت عباسى سر خورده و نوميد شده بودند و به دنبال افراد صالحترى در ميان خاندان علويان مى‏گشتند و اگر ظهور صاحب الزنج را در بصره كه مدعى علويت بود و ظهور عده‏اى از سران قرامطه را كه بعضى از ايشان نيز مدعى علويت بودند بنگريم وحشت خاندان عباسى را در مركز خلافت از علويان و مخصوصا از امامان شيعه كه برجسته‏ترين و شايسته‏ترين اولاد امام على(ع)بودند خوب درك مى‏كنيم و درمى‏يابيم كه چرا خلفاى عباسى حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى(ع)را زير نظر داشتند و هيچيك از حركات ايشان از نظر مأموران خلافت پنهان نمى‏ماند
شرح حال اين امامان پر است از وقايعى مانند ارسال وجوه و هدايا و تحف به عنوان خمس و سهم امام از اكناف عالم اسلامى به ايشان و پر است از نام وكلا و مأموران ايشان در شهرهاى مختلف. امام حسن عسكرى(ع)در سال 260 ه.ق. در اوايل شورش زنجيان به رهبرى صاحب الزنج وفات يافت و در آن موقعيت خطرناك اگر عمال بنى عباس بويى مى‏بردند كه فرزندى صغير كه جانشين آن حضرت است در خانه او زنده است و مرجع شيعيان جهان است حتما او را به دست آورده و مى‏كشتند.بنابراين مصلحت اسلام و جهانيان چنان اقتضا مى‏نمود كه امام از انظار دشمنان مستور بماند.اين يك دليل تاريخى است اما دلايل معنوى ديگرى نيز هست كه در جاى خود مذكور است. پس وقتی که مردم يازده امام را شهيد كردند آخرين امام را خداوند از ديده ها پنهان كرد تا زمين از حجت خدا خالي نماند.


اين غيبت دو نوع است، يكي غيبت صغري يعني غيبت در مدت كوتاه و ديگري غيبت كبري. شروع غيبت صغري از سال 360 و پايان آن سال 429 (حدود هفتاد سال ) مي باشد. در دوران غيبت صغري نايبان خاص و نمايندگان مخصوص حضرت امام زمان عليه السلام بين امام و مردم توسط عالمان وارسته ارتباط برقرار مي كردند. به آنها نايب خاص گفته مي شود كه چهار نفر بودند؛ به نامهاي محمد ابن عثمان، عثمان، حسين ابن روح علی بن محمد سیمری. غيبت دوم غيبت كبري است كه بعد از دوران غيبت صغري شروع شده است و تاكنون ادامه دارد. يعني از سال 429 تا حالا. در اين دوران فقيهان و مراجع و علماي ديني نايبان عام آن حضرت به حساب مي آيند. اكنون امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) در ميان مسلمانان هستند ولي كسي ايشان را نمي شناسد. در اين مدت مردم از وجود پر بركت ايشان استفاده مي كنند مانند استفاده از خورشيدي كه در پشت ابر است. همه از او بهرمند هستند ولي كسي او را نمي بيند.
هر زماني كه خداوند بخواهد امام زمان ولي عصر حضرت مهدي(عج الله تعالي) ظهور خواهد كرد. پس از ظهور، سراسر جهان را پر از عدل مي كند بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد. امام زمان(عج الله تعالي) فعلا تنها حجت خدا بر روي زمين است. او ناظر كارها و رفتار همه مخلوقات عالم است. اعمال ما، هر هفته محضر شريفش مي رسد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.