مصاحبه

گزارشی از سفر تبلیغی تابستان گذشته درافغانستان

اینجانب با سفر به برخی از مناطق مانند غزنی ، کابل ، مزار شریف ، شبرغان ، سر پل و بامیان, بامیان را یکی از محروم ترین ولایات افغانستان یافتم زیرا به جز بامیان تمامی ولایات که اینجانب رفتم سه چیز را در آنها دیدم : راه آسفالت شده ، آب , برق . ولی در ولایت بامیان از هیچ کدام خبری نیست نه راه پخته ای دارد و آب آشامیدنی سالم و بهداشتی و نه برق ثابت و روشنای کافی . بعلاوه از فعالیتهای فرهنگی و تعالیم سعادت بخش اسلام هم خبری نیست, نه کتابخانه اسلامی فعال وجود دارد و نه روزنامه و مجله اسلامی ، نه رادیو وتلویزیون ،و نه مدرسه فعال دینی.

بیشتر مدارس دینی که موجود است اکثر آنها یا تعطیل است و یا تعداد طلابش از شمار انگشتان تجاوز نمی کند و در این حالیست که تهاجم فرهنگی ، سیاسی و نظامی غربیان در حال گسترش و توسعه است . از یک طرف مردم علاقه زیاد به آموختن دارند و از طرف دیگر امنیت ولایت بامیان خوب است درنتیجه غربیان می توانند با برنامه های حساب شده ای که دارند این جای خالی رابا فرهنگ مبتذل غربی پر کنند و در صورت غفلت روحانیت متعهد این کار شدنی است .

غرب برنامه های فرهنگیش را روی جوانان و به خصوس دختران متمرکز کرده و به همین جهت روی مکاتب و مدارس دخترانه بسیار توجه دارد .برای دختران بهترین لیسه (دبیرستان ) را ساخته و یا در دست ساخت دارد که می توان لیسه دخترانه ویانسوان نیگ یعنی مر کز ولسوالی یکاولنگ را نام برد که در کنار مدرسه علمیه دینی خاتم الانبیاء ساخته شده و با بناء وساختمان زیبای که دارد این مرکز دینی را تحت الشعاع قرار داده است .ویا مدرسه و مکتب دخترانه شاه قلندر را نام برد که این مکتب نیز در کنار زیارت گاه شاه قلندر ساخته شده است که بنظر می رسد ساخت این گونه مکاتب در کنار مراکز دینی هدفمند باشد که یکی از آن اهداف می تواند تحت شعاع قرار دادن مراکز دینی باشد .

همانطور که ولایت بامیان یکی از محروم ترین ولایات افغانستان است (ولسوالی یکاولنگ که بالغ بر هفتصد هزار نفرجمعیت دارد که یک سوم آن را سادات بنی زهرا تشکیل می دهند ) یکی از محروم ترین ولسوالی ها است که شاید علت این محرومیت دشمنی حاکمان وقت منطقه با مکتب اهلبیت (علیهم السلام) باشد بطور مثال روستاهایی مانند دهان کنک ، لرسی ، تاجکان که بالغ بر چهار صد خانوار می باشند که نه برق دارند و نه آب آشامیدنی بهداشتی و نه مکتب .
بچه های کوچک با پای پیاده یک ساعت راه می روند تا به مکتب می رسند که این وضعیت بسیار آزار دهند ه است و هر بیننده ای را متأثر می سازد .
پسران و دختران کوچک شیعه در این دنیای متمدن این قدر محروم و مظلومند که با سروپای پراز خاک و بدن خسته وکفشهای پاره و لباسهای نامناسب با راهپیمایی کیلومتری خودشان را به مکتب می رسانند, به امید خواندن و نوشتن در مکتبی که خوی و بوی غربی حاکم است ! وزمزمه ی مسحیت به اسلام درآن طنین انداز است.

لذا حقیر بر آن شدم که این صدای استغاثه مظلوم ترین انسانها را به گوش چون شما برسانم گرچه این گوشه و قطر ای از مظلومیت و محرومیت بچه های شیعه است .

بنا بر این در این شرایط دو طرح بسیار لازم بنظر می رسد :
1- کتابخانه سازی برای در دست قرار دادن منابع اصیل اسلامی و آگاهی جوانان
2- مکتب سازی برای جلو گیری از انحراف جوانان و مقابله با تهاجم فرهنگی غرب ، که در این دوزمینه طرحهای پیشنهادی در صفحه دوم همین گزارش درج شده است


الف نام طرح : ایجاد و تجهیز کتابخانه در مرکز بامیان
ب اهداف :
1- حزب جوانان
2- اتحام و انسجام بین جوانان
3- مقابله با تهاجم فرهنگی غربیان
4- گسترش فرهنگ تشیع

طرح دوم
نام طرح : ایجاد مکتب (مدرسه) برای پسران و دختران
اهداف :
1- آموزش فرهنگ و اعتقادات تشیع
2- هدایت و ارشاد جوانان بر اساس تعالیم اسلام و قرآن
3- مقابله با تهاجم فرهنگی غربیان و یا خنثی سازی این تهاجم
4- محرومیت زدایی بچه های شیعه مخصوص در مناطق دهن گنگ ، لرسی و تاجکان
5- احیای خود باوری با اتکاء به فرهنگ اصیل اسلامی


سلطانعلی حیدری 25/8/1386

ارسال نظرات
.:بازگشت به صفحه اصلی:..:بازگشت به لیست :.