مصاحبه
مصاحبه کتبی پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه امام هادی (ع) از طلاب مبلّغ در کشور افغانستان
نام و نام خانوادگی: محمد سرور تقوی
تاریخ سفر به افغانستان: 12/5/85 الی 11/8/85
تعداد دفعاتی که در افغانستان سفر تبلیغی نموده اید: هشت مرتبه
محل تبلیغ: غزني- کابل
مدت تبلیغ: سه ماه- یکساله
تلفن: 6659195
ایمیل:www.taqavi16@yahoo.com
1- جایگاه تشیع را در افغانستان چگونه می بینید؟
جایگاه تشیع را در افغانستان مطلوب می بینم. بهتر از هر زمان دیگری. زیرا در هیچ برهه از تاریخ مثل امروز آزاد نبوده اند و در عرصه های سیاسی و تصمیم گیری های کلان تا این اندازه مشارکت نداشته اند.
2- فعالیت مذاهب دیگر (مسیحیت، وهابیت، بهائیت و ...) را در افغانستان چگونه ارزیابی می نمایید؟
با مورد خاصی – شخصاً- برخورد نداشته ام. اما از دوستان و آشنایان شنیده ام و اذعان پیدا کرده ام که مؤسسات خارجی ادیانی غیر از دین مقدس اسلام را تبلیغ می کنند. دوست برادرم تعریف می کرد که در مؤسسه ای که او در آن استخدام شده و کار می کند، سر ظهر – در ماه رمضان- درهای ورودی بسته می شود و کارکنان آن که اکثراً آمریکایی هستند در رستوران آن غذا صرف می کنند. ما هم مجبوریم نهار بخوریم و گرنه اخراج می شویم.
3- فعالیت های مبلغان دینی را در افغانستان تا چه اندازه مؤثر می دانید؟
در تأثیر فعالیت های تبلیغی شکی نیست زیرا مردم ما تقریباً همه مسلمان هستند و نسبت به روحانیت و دیانت احترام خاصی قائلند.
4- چه آسیب هایی فرهنگ دینی را در افغانستان تهدید می کند؟ (چه راه حلی پیشنهاد می نمایید)
فرهنگ دینی را فرهنگ مصرف گرای غرب تهدید می کند. البته فرهنگ ملی به کمک فرهنگ دینی وارد عمل می شود و تعامل این دو فرهنگ، فرهنگ مهاجم را پس می زند. ولی اگر دیر بجنبیم ممکن است کار از کار بگذرد زیرا گذشت زمان و ساکت و آرام نشستن نهادها و شخصیت های دینی به نفع فرهنگ مهاجم خواهد بود. باید با آموزش و پرورش افراد سالم، کوشا و دارای پشت کار و راه اندازی مجالس درس و بحث دینی و تقویت مدارس دینی، فرهنگ سازی کرد. تنها راه کاری که می تواند ریشه ای با این جریان مقابله کندتأسیس حوزه های علمیه،تربیت افرادزبده در عرصۀ تبلیغ و تقویت بنیادهای معرفتی در سطح عموم و در میان تودۀ مردم است.
5- تحلیل شما از وضعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی افغانستان چیست؟
وضعیت فرهنگی به تبع اقتصاد و سیاست دست خوش تغییرات و دگرگونی هاست شاید نتوان نشریه ای نام برد که از فروش آن کارمندان و دست اندرکاران آن نشریه تأمین گردد. به همین خاطر کمتر نشریه ای است که دوام دار و مرتب منتشر شود. شبکه های رادیویی و تلویزیونی را نمی دانم. مردم معمولی به دلیل تنگی معیشت قادر به خرید روزنامه نیستند و اگر هستند خواندن و مطالعۀ روزنامه و مجله را آن اندازه مهم نمی دانند که برایش مرتب هزینه کنند. لذا کسانی که برای مطالعه وقت می گذارند بسیار کم اند. البته به دلیل خبرهای داغی که غالباً هسـت، چه در داخل و چه در خارج کشور، آنهایی که اهل پیگیری اخبار و تا حدی اهل مطالعه هستند ترجیح می دهند از طریق رادیو و تلویزیون و یا روزنامه ها و نشریاتی که در قبالشان پول نمی پردازند وقایع را دنبال کنند.
6- اولویت را در چه نوع کارهای تبلیغی می بینید؟
اولویت را در کارهای زیربنایی (آموزش و پرورش) و ارتقای سطح سواد و آگاهی مردم می دانم. در قدم دوم که باید همزمان با آموزش صورت گیرد – می توان گفت نوعی آموزش است – راه اندازی یک رسانۀ دوام دار و بی هزینه برای مخاطب است؛ ترجیحاً تلویزیون ، در قدم سوم رادیو، در قدم چهارم مجله و هفته نامه ای که مرتب به نشر برسد و مجانی، یا نیمه مجانی، توزیع شود.
7- وضعیت حوزه های علمیه را در افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟
وضعیت حوزه های علمیه خوب است. از حوزه های شهری دقیق اطلاع ندارم فقط می دانم که طلاب و متقاضی طلبگی به اندازۀ کافی هست و مدرسه ها چه به لحاظ برنامه ریزی و چه به لحظ مکان و امکانات پاسخ گوی نیازها و متقاضیان نیست. اما حوزه های علیمه روستایی رونق سابق را ندارند.
8- رسانه ها در حال حاضر در افغانستان چه نقشی ایفا می کنند؟
رسانه ها در افغانستان بیش از کشورهای دیگر تأثیر گذارند. یک دلیلش این است که عامّۀ مردم به پیگیری اخبار و رویدادها عادت کرده اند و دلیل دیگرش این است که به جهت پایین بودن سطح فرهنگ در جامعه مردم به رسانه ها اعتقاد و اعتماد دارند. رسانه های ملی به دلیل کمبود کادرهای فنی و مدیریت ضعیف، برنامه های قانع کننده ای ندارند و رسانه های خصوصی به دلیل این که انگیزه اصلی از تأسیس شان سودآوری است، در صدد جلب مخاطب هستند و به همین جهت به ابتذال و برنامه های غیر اخلاقی تمایل دارند.
9- وضعیت مساجد، حسینیه ها، کتابخانه ها و مدارس در افغانستان چگونه است؟ (توضیح دهید)
روحانی ای که سرش به تنش می ارزد کمتر در افغانستان مقیم است. بیشتر در ایران و حوزه های علمیه (و بیشتر در قم، مشهد مقدس، اصفهان و تهران) رحل اقامت افکنده اند و به سفرهای کوتاه مدت تبلیغی – تدریس اکتفا می کنند، از سوی دیگر مشکل تراشی های حوزه ها علمیه بویژه سخت گیری برخی از آیات عظام در اعطای شهریه به کسانی که در خارج از قم به سر می برند و یا بیش از سه ماه مسافرت می کنند، سبب شده است که جرأت ریسک کردن از آنها گرفته شود. حتی کسانی که در سطوح بالای دولتی و غیر دولتی اهل مقام و موقعیت شده اند جرأت نمی کنند خانوادۀ خود را به افغانستان منتقل کنند. آسایش طلبی نیز که در ذات هر انسانی به ودیعت نهاده شده به کمک دو عامل فوق آمده و اوضاع مساجد، حسینیه ها و مدارس دینی افغانستان را نامطلوب ساخته است.
همیشه برون رفت از بحران های اجتماعی ، نیاز به فداکاری، از خودگذشتگی و سخت کوشی داشته و بدون آن جوامع، آسیب های جبران ناپذیری را متحمل شده اند و مردم ما (حتی متولیان امرو مذهبی و دینی) به دلیل تکروی هایی که در عمق جانشان نهادینه شده کمتر تن به همگرایی و کارهای جمعی می دهند. به همین سبب اوضاع چندان خوب نیست و چشم انداز آینده کشور نیز از این دیدگاه امیدوار کننده به نظر می رسد. با این همه روحانی که داریم و با حمایت های صادقانه و متعصبانه ای که مردم ما از دین و دیندار دارند، هنوز در کابل حتی یک حوزۀ علمیه فعال، ایده آل و حلقه های درس و بحث در سطوح بالا نداریم؛ تحقیق ، تقریباً پدیدۀ ناشناخته است واهمیت و نقش آن را در تحول جامعه باور نداریم.
وضع کتابخانه ها نیز به دلیل ویران شدن زیر ساخت ها و کشیده شدن جنگ ها به شهرها و به تاراج رفتن اموال عمومی و سرمایه های معنوی از قبیل کتاب، آثار باستانی و ... به شدت حزن انگیز است. بویژه که از سوی هیچ نهاد و شخص ذی نفوذ و ثروتمندی برای خرید کتاب، جمع آوری منابع و آثار ارزشمند تاریخی و باستانی هزینه نمی شود و طرح و برنامه نوید بخش هم در دست کار نیست؛ جز حوزۀ علمیه خاتم النبیین که در نیمه راه است و بمنزله فانوسی در بیابانی تاریک . اوضاع و شرائط داخل و خارج طرح ها و برنامه های بسیار گسترده تر از این را می طلبد.
10- چه کمبودهایی از نظر کار تبلیغی در افغانستان وجود دارد؟(چه راه حل هایی پیشنهاد می کنید)
کمبود مبلّغ، امکانات و ابزارهای تبلیغ، فقر اقتصادی و به تبع آن دوندگی بیش از حد عامّه مردم برای گذراندن و چرخاندن زندگی و تأمین معیشت و در نتیجه خستگی بیش از حد و نداشتن وقت و حال استماع سخنرانی، مطالعۀ کتاب، نشریات و ... از کمبود ها و نارسایی هایی است که می توانم نام ببرم. و راه حل پیشنهادی من تأسیس رسانه، نشر و پخش نشریه، تأسیس مؤسسات آموزش برای کودکان و نوجوانان و زنان و کارهایی از این قبیل است که تأسیس مدرسه علمیه و کتابخانه را نیز می توان به آنها افزود. البته دو مورد آخر به اعتقاد من ازکارهای زیر بنایی و اساسی است.
11- توصیه شما به طلابی که مایل به سفرهای تبلیغی در افغانستان هستند، چیست؟
توصیه های من به طلاب در قدم اول خودسازی است . درقدم بعد رعایت زی طلبی، صداقت و تقوی در زندگی شخصی است تا بتوانند الگوی نیکو و زنده برای مردم باشند . بدترین کار برای یک طلبه این است که به دنبال کسب امتیاز و جلب منفعت های اقتصادی به هر لباس درآید و به هر دری بزند.
12- بازتاب فعالیتهای مؤسسه امام هادی(ع)رادرکشورافغانستان ومخصوصاًمحلی که درآن سفرتبلیغی داشتید،چگونه می بینید؟
فوق العاده و باور نکردنی! به گزارشی که اینجانب برای سایت نوشته ام مراجعه شود.
13- درخواست شماازمتولیان امور دینی (دفاتر آیات عظام و مؤسسات مذهبی) برای توسعه تبلیغات دینی در افغانستان چیست؟
تأسیس حوزه های علمیه فعال، بهادادن به کتابخانه ها و تحقیق و اعزام طلاب شایسته به صورت دراز مدت که مطابق با وضعیت معیشت و نیازهای مردم با آنها رفتار و برای شان تبلیغ گردد. طلابی که حاضر می شوند در شرایط سخت زندگی کنند و به اقامت دراز مدت در جایی مثل افغانستان تن می دهند ، نه تنها شهریه شان داده شود که حمایت های مادی و معنوی همه شوند.
14- سایت اینترنتی مؤسسه امام هادی (ع) برای بررسی و گسترش موضوع تبلیغ در افغانستان اقدام به تحقیق میدانی از مبلغان نموده است. این برنامه را چگونه می بینید.
کار خوبی است و برای کسانی که عازم سفرهای تبلیغی – تدریس به کشور هستند مطالعۀ این مصاحبه ها می تواند مفید و راهگشا باشد؛ بویژه برای کسانی که با فاصلۀ بیش از یکسال به کشورشان عازم هستند.
15- شیرین ترین و یا تلخ ترین خاطرۀ خود از این سفر تبلیغی به افغانستان را بازگو نمایید.
شیرین ترین خاطره ام، دیدار دوستان و خانواده و اقارب در مالستان و کابل، شرکت در مسابقۀ قرآنی است که روز بیست و هفتم شعبان سال 1427 در دو رشتۀ حفظ و ترتیل در میرادینۀ مالستان برگزار شد. و بنده در کنار برادر مخلص و پر تلاشم جناب آقای نقوی و استاد و سرپرست مدرسۀ علمیۀ رضویه الحاج خلیلی حفظه الله تعالی ، به کمک برادر با فضیلتم جناب آقای کربلایی عادلی طلبۀ حوزه علمیه قم و حافظ کل قرآن کریم، کار دشوار داوری را عهده دار بودم. لازم است که از برادر با فضیلت دیگرم جناب آقای محقق شینده یاد کنم که ایشان نیز طلبۀ لایق و حافظ کل قرآن کریم و نهج البلاغه است و همزمان با بنده به مالستان سفر کرده بود و در کنار تدارک مسابقه و رایزنی ها و مقدمات آن شرکت فعال داشت امّا نتوانست تا روز برگزاری مسابقه در منطقه بماند و به ایران بازگشت.
تلخ ترین خاطره ام شنیدن خبر شهادت دو تن از برادران مالستانی بود که توسط طالبان در دشت قرباغ ربوده شدند و پس از چند روز جنازه های شان نزدیک سرک پخته پیدا شده به غزنی، و از آنجا به مالستان انتقال یافته و تشییع شدند. آنچه تأثرم را بیشتر و عمیق می کرد خاطره ای بود که از یکی از آنها (موسی طوفان) دارم. آن خاطره این است که ایشان سال گذشته در یک روز سرد زمستانی بنده و تعدادی از دوستان را تا غزنی آورد. موتر تونس داشت. با اینکه آشنایی قبلی اندکی داشتیم با احترام خاصی با بنده رفتار کرد و این رفتار نشانۀ ادب و احترام ایشان به دین علما بود که بنده در کسوت آنها هستم. در اثنای سفر از من خواست که از ایران برایش دعای معراج ببرم و بنده امسال هنگام بازگشت تعدادی دعای معراج تهیه کردم و با خودم بردم که به کسانی مثل ایشان بدهم و به خودشان هم چند نسخه بدهم. از ابتدای ورودم به دنبال فرصتی بودم که به خانه اش بروم، و چند تا دعای معراج برایش ببرم. به خاطر رفتار خوبش خود را مدیون او می دانستم. امّا پیش از آنکه من موفق شوم دعاهای معراج را برایش ببرم او به آسمان عروج کرد و به سوی خدا پرواز نمود؛ انالله و انا الیه راجعون.
16- خلاصه ای از بیوگرافی سفر تبلیغی خود به افغانستان را بنویسید.
نزدیک سه ماه در افغانستان بودم. دو و نیم ماه در مالستان ولایت غزنی و ده روز در کابل.
در مالستان در برگزاری مسابقه قرآن کریم و امتحانات کتبی و شفاهی پیش از آن و همچنین بازدید ازکلاسهای قرآن با آقای نقوی همکاری کردم.
در روزهای 27 رجبب (مبعث پیغمبر گرامی اسلام (ص)) و سیزدهم رجب (روز ولادت با سعادت امیرالمؤمنین امام علی (ع)) و روز پانزدهم شعبان ( روز ولادت با سعادت امام زمان (عج)) در مسجد جامع بازار شینده سخنرانی کردم و همچنین در لیالی قدر در حسینیه های مختلف در جمع احیاگران آن شب حاضر شدم. سخنرانی، روضه و مراسم ویژه آن را همراه مردم انجام دادم و روز عید سعید فطر در حسینیه سرسوکه (زادگاهم) با مؤمنین نماز عید خواندیم.
در کابل جز دیدار دوستان که سخت برای بنده شیرین و جانفزا بود کاری نکردم. تنها یک قطعه شعر آزاد به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی (ع) به روزنامۀ راه نجات سپردم. و در ایران از دوستان شنیدم که درهمان روز مقرر (پانزدهم ماه مبارک رمضان) به چاپ رسیده است و نقوی هم بر کتاب تازه منتشر شدۀ رفیق شفیق قدیمی جناب محمود جعفری نوشتم و به ایشان تحویل دادم و تاکنون برایم معلوم نشده است که در هفته نامۀ مشارکت ملّی یا نشریه دیگر به چاپ رسیده یا نه؟
با تشکر
www.imamhadi.com

