مقالات
شیعیان مناطق مرکزی افغانستان
اکثر شیعیان افغانستان در مناطق مرکزی یعنی «هزاره جات» زندگی می کنند. ولایت بامیان که یکی از ولایات مرکزی هزاره ¬جات می باشد، شهری است دارای قدمت تاریخی و باستانی که از تمدن کهن برخوردار است . اکثر جمعیت باميان شیعه مذهب هزاره و بعضی سادات صحیح النسب و شیعه اثنا عشری هستند. درباره این مناطق حکایات و معجزات ذکر نموده اند. برخی انتشار تشیع در افغانستان را در عهد صفویه ذکر می کنند و به این عقیده¬اند که شیعه در دوره صفویه ظهور و انتشار یافته است. علامه سید محسن الامین جبل العاملی (ره) در رابطه با انتشار تشیع افغانستان می¬گوید:
«انتشار تشیع در افغانستان در عهد صفویه بوده و علما و مدرسین و مشایخ اسلام در شهرهای مهم مثل هرات، کابل و قندهار و غیره حضور داشته اند و هیچ بلادی از افغانستان خالی از شیعه نیست. ولی تعدادشان معلوم نیست. از جماعت شیعیان تعداد زیادی از اهل علم در نجف اشرف مشغول تحصیل علم هستند ولکن نسبت به جمعیت شیعه در افغانستان کم است. در افغانستان قبایلی است که به آنها هزاره می گویند و انها بکار زراعت مشغولند و در مناطق مخصوص «هزاره جات» زندگی می. عدد آنها معلوم نیست تقریباً بیش از سه میلیون جمعیت دارد. امیر یعقوب و پسرش عبدالرحمن از متعصبین علیه شیعه بوده است. خصوصاً عبدالرحمن که تعداد کثیری از هزاره های مظلوم را قتل عام کردند و عزاداری سیدالشهداء u را نیز ممنوع اعلام نمود.»
شیعیان افغانستان را اکثریت مردم هزاره تشکیل می دهد که شیعه اهلبیت اطهارند . هزاره ها در مناطق مرکزی افغانستان یعنی هزاره جات از نظر معیشتی و زندگی درشرایط سختی زندگی می کنند. در دین و مذهب خیش سخت معتقد و ایمان دارند. و در تاریخ سابقه ندارد شیعیان قوم هزاره از دین و ایمان و مذهب خویش برگشته باشد. و سخت ترین مصیبت¬ها را در طول تاریخ متحمل شده¬اند. ولی در راه مکتب خویش راسخ و استوار مانده اند. هزاره ها در تمام ولایات و مناطق افغانستان حضور دارند. قاضی نورالله شوشتری درباره هزاره ها می نویسد: «هزاره های کابل بی شمارند که در میان مردم کابل و غزنین و قندهار مقام دارند، و اکثرشان شیعه اهلبیت اطهار علیهم السلام است. در این زمان از رؤسای شیعه ایشان میرزا شادمان است که اهل ایمان از وجود او شاد و خارجیان کابل و غزنین از دست او در ناله و فریادند.»
شیعیان قندهار
در مورد موجودیت شیعه در قندرهار، ضمن مراجعه به کتب تاریخی گفتگويی نیز با سید مظفر الدین نجفی قندهاری یکی از علما قندهار که در مشهد مقدس بسر می برد داشتم، و ایشان در رابطه با پیشینه تاریخی تشیع در قندهار چنین گفت:
«در قندهار شهریست بنام شهر کهنه آباد که از 250 سال قبل از میلاد مسیح بوده است. در حوالی میلاد مسیح، قومی به نام قندهار از جنوب پیشاور به این طرف مهاجرت کرده است. چهل سال قبل نوشته های موجود در یک سنگ پیدا شد که یک قسم خط به خط آرامی بود. و قسم دیگر خط یونانی مربوط به احکام بودا، متعلق به عصر آشوکا. و اما بعد از اسلام، بودن تشیع در این شهر مسلم بوده ولی از چه وقت بوده معلوم نیست. دلیل اینکه تشیع در قندهار بوده این است که خودم در آستان قدس رضوی قرآنی را یافتم که از طرف شخصی به نام میرزا حیدر علی قندهاری معروف به زمین داری وقف شده بود. تاریخ آن تقریباً هفتاد سال قبل از ورود نادر در شهر قندهار به آستان اهداء شده بود.
دلیل دوم: بعضی از خاندان بزرگ بنام خاندان تشیع در محله سوزن گران معروف بوده اند. دلیل سوم: بودن تشیع در این شهر مسلم بوده اند، قندهار بعضی اوقات بدست صفوی و بعضی اوقات بدست مغول هند بوده است. در بین تشیع قندهار از قدیم مراسم عزاداری رایج بوده که بعضی اوقات در خفا بوده است. یک مرتبه مراسم تغزیه در ابتدای سلطنت عبدالرحمن در حوالی سالهای 1019 هجری به انگیزه مقاصد سیاسی آزاد بوده، بعد از آن عبدالرحمن علیه شیعیان سخت گرفت. بعد از مرگ عبد الرحمن مراسم عزاداری در این شهر افشا شد، در بعضی اوقات در مراسم روز عاشورا سنیها نیز شرکت می کردند. زیارتگاههایی نیز در قندهار وجود دارد. یکی زیارت باباولی که اسمش سید حسن از سادات سبزوار بوده و از اولاد موسی بن جعفر (ع) که همراه شاهرخ در قندهار آمده است ودیگر زیارت بنام شاهزاده زید است. ولی نسبش معلوم نیست که 170 سال قبل کشف شد. و از جمله بزرگاه و مروجین احکام شیعه در قندهار ملاطاهر و ملامحمد علی و ملا علی جان و ملا محمد علی از طرف عبدالرحمن به شهادت رسیدند و همین طور علما دیگر سلسله وار مشغول تبلیغ بودند و در اواخر مولوی محمد حسن قندهاری خدمات علمی و تبلیغی انجام داد که در سال 1377 هجری در مشهد مقدس رحلت نمود.»
در شهر قندهار تکایا و حسینیه های زیادی وجود دارد. در حال حاضر شیعیان قندهار از قدرت خوبی برخوردار اند. و علمای برجسته اي دارد. بعضی از تواریخ در احوال شیعیان قندهار و نحوه برگزاری مراسم عزاداری و مظلومیت شیعه مطالبی را ذکر نموده است: «یکی از وقایع دلسوز واقعه سال 1367 هجری است که در روز جمعه عاشورای آن سال شیعیان قندهار در امام باره¬ها و حسینیه ها جمع و سرگرم عزاداری برای عترت طاهره پاک پیغمبر و سبط اعظم رسول الله بودند سنیهای متعصب با انواع اسلحه در امام باره ریختند و جمع کثیری از شیعیان بی دفاع حتی اطفال آنها را به فجیع¬ترین وضع به قتل رسانیدند و اموال شان را به تاراج بردند. سالها گذشت که شیعیان با ذلت و حقارت زندگی می¬نمودند و آزادی عمل نداشتند، حتی روزهای عاشورا دو سه نفری در ته سردابها برای ریحانه رسول الله و مقتولین و مظلومین واقعه کربلا عزاداری می نمودند.»
وقایع و برخوردهای خونین بین تسنن و تشیع رخ داده است. و این برخوردها زمان تشدید شده است که میرویس خان هوتکی فتوای تکفیر شیعیان را از علمای حجاز گرفته و اقدام به اخراج صفویه از قندهار نموده و حکومت هوتکیان را بنیان نهاده است.
و بعد از آن فتوا را بر علیه شیعیان قندهار نیزی بکار برد، او هزاره های قندهار و نواحی اطراف آن را به ناحق هدف قتل و تاراج قرار داد و آواره ساخت. از این پس تعصب میان دو فرقه اسلامی روز به روز تشدید شد.
پی نوشتها
3- علامه سید محسن الامین جبل العاملی از علما و اکابر سالهای 1319 و 1364 هجری قمری بوده است و اعیان الشیعه نیز در سال 1354 به چاپ رسیده است.
4- اعیان الشیعه / ص196 چاپ بیروت 1403
5- نویسنده تاریخ آن زمان را ذکر نکرده است و شاید در حول و هوش سال 1019 هجری بوده که مطابق با شهادت نویسنده است.
6- مجالس المومنین / ص 152 نور الله شوشتری.
7- شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی/ص240 و 241 دارالکتب اسلامیه 1346

