:: ماهنامه هادی ::

ماهنامه هادی

وحدت اسلامی از منظر قرآن

وحدت گاهی بر اساس معیارهای مادی است؛ از قبیل آب، خاک، زبان و ... و گاهی بر اساس معیارهای معنوی؛ از قبیل دین و مذهب و ... روشن است که نوع دوم وحدت مهم تر از نوع اول آن می¬باشد؛ زیرا اهمیت ارزش¬های معنوی بیشتر از ارزش¬های مادی است. وحدت اسلامی از نوع دوم است که بر پایۀ دین اسلام تشکیل می¬شود. وحدت بر مبنای دین و مذهب می¬تواند در سه قلمرو شکل بگیرد:
1. در قلمرو تمام ادیان آسمانی. این وحدت، وحدت دینی است
2. در قلمرو دین خاص همانند اسلام. این وحدت، وحدت اسلامی است
3. در قلمرو مذهب خاص همانند یکی از مذاهب اسلامی. این وحدت، وحدت مذهبی است.
وحدت اسلامی از نظر جایگاه در حّد وسط قرار دارد. فراتر از وحدت مذهبی و محدودتر از وحدت دینی است.
پس معنای وحدت اسلامی آن است که مسلمانان از هر گروه و مذهبی بر اساس آیین اسلام گردهم آیند. برای تحقق این معنا لازم نیست. که آنها دست از اختلافات خود برداشته، یک مذهب مشترک را برگزینند. این کار نه لازم است و نه قابل عمل، طرح وحدت اسلامی به این شکل، موجب می¬شود که این طرح عقیم بماند و از اول مواجه با شکست بشود. مسلمانان می توانند با حفظ موارد اختلاف و با تکیه بر عناصر مشترک دینی، اتحاد اسلامی را تشکیل دهند. راه رسیدن به این هدف این است که آنان دستکم در امور مربوط به امت اسلامی وسعت نظر داشته، فراتر از مرزهای مذهبی، ملّی، زبانی و ... بیندیشند و در عمل هم مصالح کلّی اسلام و مسلمین را بر مصالح جزئی مقدم بدارند.
ایدۀ وحدت اسلامی از دیر باز در بین مسلمانان به خصوص پیشگامان و رهبران دینی مطرح بوده است. اولین پیشگام وحدت اسلامی، امیرالمومنین امام علی (ع) بود. آن حضرت نه تنها در گفتار بلکه در کردار نیز اهتمامش را به این امر مهم ثابت نمود و برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلاف، سال های سال، « خار در چشم و استخوان در گلو» صبر پیشه کرد.
وحدت اسلامی در دوران معاصر با توجه به شرایط حاکم بر جهان و دنیای اسلام، به گونۀ یک ضرورت اجتناب ناپذیر در آمده و با سرنوشت مسلمانان در عرصۀ اجتماعی ــ سیاسی گره خورده است. این امر می¬طلبد که روند حرکت به سوی آرمان وحدت اسلامی، با سرعت بیشتری انجام گیرد و گام¬های بلندتری در این زمینه برداشته شود. ایدۀ وحدت اسلامی با الهام از قرآن کریم، پیامبر اسلام و پیشوایان دینی پدید آمده است. این نوشتار بر آن است که این موضوع را از منظر قرآن در ابعاد مختلف بررسی نماید:

اهمیت وحدت و پرهیز از را ختلاف
قرآن کریم به مساله وحدت اسلامی اهتمام خاصی می ورزد از یک سو پیامد های مثبت اتحاد را باز گو می کند و از سوی دیگر نسبت به پیامدهای شوم اختلاف هشدار می¬دهد.
آیه معروف « واعتصمو ابحبل الله... » همه مسلمانان را دعوت به اتحاد و دوری از اختلاف می¬کند. این آیه در سیاق آیاتی قرار دارد که در صدر آنها، مؤمنان را به رعایت تقوای الهی فرا می¬خواند.از اینجا می¬توان این نکته را برداشت نمود که ایجاد و حفظ وحدت در جامعه اسلامی از مظاهر تقوای اجتماعی ـ سیاسی است؛ چنانکه ایجاد تنش و درگیری بر خلاف تقوای الهی می¬باشد.
در ادامه همین آیه در دو مورد از اتحاد و هماهنگی به عنوان نعمت الهی یاد کرده است. طبیعی است که در مقابل اختلاف و درگیری نقمت و عذاب الهی می¬باشد. قرآن کریم در آیه¬ای دیگر که انواع عذاب زمینی و آسمانی را باز گو می¬کند می¬فرماید: « اویلیسکم شیغاً و یُذیقَ بعضکُم بأس بعض » یا شما را به صورت گروه¬های مختلف به هم در آمیزد به بعضی طعم کیفر بعضی دیگر را بچشاند.
اختلاف از بدترین انواع عذاب برای جامعه انسانی است که پیامدهای شوم درونی و بیرونی را در پی دارد. پیامد درونی¬اش این است که هر لحظه احتمال دارد آتش جنگ و درگیری در چنین جامعه ای شعله¬ور شود و همه هستی¬اش را به آتش کشد؛ چنانکه قرآن کریم می¬فرماید: « و کُنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها » شما در اثر اختلاف بر لبه گودالی از آتش بودید پس خدا شما را از آن نجات بخشید.
پیامد بیرونی اختلاف این است که جامعه در اثر آن قدرتش را از دست می¬دهد و در برابر دیگران ضعیف و سر خورده می¬شود: «و لاتناز عُوا فتفشلوا و تذهب ریحکم » با هم منازعه و درگیری نکنید آنگاه سست می¬شوید و قدرت¬تان از دست می¬رود. تعبیر به « تذهب الریحکم» اشاره لطیفی است به این که با نزاع و کشمکش هم قدرت جامعه از بین می¬رود و هم حیثیت و آبرویش.

محورهای وحدت اسلامی
وحدت هر جامعه و گروهی نیاز به یک یا چند محور اساسی دارد تا در مدار آن، نیروهای مختلف گردهم آیند، قرآن کریم چند محور مهم را برای وحدت اسلامی تعیین نموده است:
1ـ2. خدا و پیامبر
اولین نقطه مشترک بین مسلمانان، ایمان به خدا و دومین نقطه، ایمان به پیامبر اسلام (ص) است. این دو نقطه مشترک می¬توانند آنها را از گرداب اختلاف نجات داده، به ساحل وحدت و هماهنگی برسانند. قرآن کریم فرموده است: «فاِن تنازعتم فی شی فردوه الی الله و الرسول » پس اگر در چیزی منازعه کردید به خدا و پیامبر رجوع کنید. مراجعه به خدا یعنی به قرآن کتاب خدا و مراجعه به پیامبر در این زمان یعنی مراجعه به سنّت آن حضرت امام صادق (ع) فرموده¬اند: کل شی مردود الی الکتاب و السنّه » هر چیزی، برگردانده شده به سوی کتاب خدا و سنّت پیامبر (ص) است.
امت اسلامی می¬توانند با مراجعه به قرآن و سنت، راه روشنی را برای حل اختلاف در مسائل اساسی پیدا کنند و به وحدت واقعی دست یابند.
البته معلوم است که این راه، دشوار و پر پیچ و خم است و روندۀ آن بسیار اندک بالاتر این که با توجه به شرایط موجود پیمودن این راه برای رسیدن به وحدت اسلامی دشوار است، در عین حال نباید مأیوس شد. چنانکه خواهد آمد قرآن راه دیگری هم برای اجرای این طرح ارائه می¬کند که با حفظ موارد اختلاف هم می¬توانیم متحد شویم.
3ـ4 قرآن و اهل بیت (ع)
همه مسلمانان از هر مذهب و ملتی هم قرآن را قبول دارند و هم اهل بیت (ع) را با اختلاف مراتب قرآن کریم نیز به آنها دستور می¬دهد که به این دو منبع مهم تمسک جویند: «واعتصوا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا » همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید.
ریسمان محکم خدا، مصادیق و نمودهای متعددی دارد. یکی از مصادیق بارز آن قرآن کریم است. پیامبر اسلام (ص) فرموده¬اند: «حبل ممدود من السماء الی الارض » قرآن ریسمان الهی است که از آسمان به سوی زمین کشیده شده است. مصداق دیگر آن اهل بیت (ع) و امام علی (ع) است. روزی پیامبر اسلام(ص) با یاران خود نشسته بودند، مرد بادیه نشینی وارد شد پرسید: ریسمان الهی کیست تا به او چنگ بزنم. آن حضرت دست مرد اعرابی را به شانه علی(ع) گذاشت و فرمود: این ریسمان خدا است . پس قرآن و اهل بیت(ع) از محورهای مهمی است که باید وحدت اسلامی در مدار آنها دور بزند. حدیث ثقلین که بین شیعه و سنّی در حد تواتر است نیز همین مطلب را ثابت می¬کند.

راهکارهای مناسب برای وحدت اسلامی
قرآن کریم برای تحقق و حفظ وحدت اسلامی راهکارهای زیادی ارائه می¬کند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- تکیه بر عناصر مشترک دینی
راه اصولی برای رسیدن یک جامعه به وحدت درونی این است که بر مهمترین عناصر مشترک تکیه کند. از نظر قرآن هیچ عنصری مهمتر از عنصر دینی نیست، از این رو این کتاب آسمانی اولین راهکار وحدت را تکیه بر عناصر مشترک دینی می¬داند، این راهکار نه تنها در سطح امت اسلامی بلکه در سطح تمام ادیان آسمانی کار برد دارد «قُل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لانشرک به شیئاً » بگو ای اهل کتاب بیائید بسوی کلمه¬ای که مشترک بین ما و شما است و آن این که جز خدای یگانه را نپرستیم و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهیم.
گرچه این آیه در مورد اهل کتاب است اما پیام آن اختصاص به این مورد ندارد بلکه یک طرح کلی را در تعامل با دیگران ارائه می¬کند. بر اساس این طرح مسلمانان می¬توانند در حوزه¬های مختلف تشکیل وحدت بدهند، در حوزه وسیع می¬توانند با تمام ادیان آسمانی بر طبق باور مشترک به خدا و دین الهی در مقابل دیگران متحد شوند. در دایره محدودتر جوامع مختلف اسلامی می¬توانند بر اساس مشترکات فراوان دینی با حفظ هویت مذهبی شان گرد هم آیند، پیشگامان وحدت اسلامی نیز طبق همین طرح گام برمی¬داشتند. استاد شهید مطهری در این زمینه گفته¬اند: «مفهوم اتحاد اسلامی این نیست که مسلمانان از اصول اعتقادی یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح همه مشترکات را بگیرند و مختصات را کنار بگذارند زیرا نه این کار منطقی است و نه قابل عمل ... ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروی از اهل بیت (ع) را داریم کوچکترین چیزی حتی یک مستحب یا مکروه کوچکی را قابل مصالحه نمی¬دانیم نه توقع کسی را می¬پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که بنام مصلحت و بخاطر اتحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بردارند... آنچه بخصوص مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) به آن می¬اندیشید این بود که زمینه برای پخش و انتشار معارف اهل بیت (ع) در میان برادران اهل سنّت فراهم کند و معتقد بود که این کار جز با ایجاد حُسن تفاهم امکان پذیر نیست... بهرحال طرفداری از تز «اتحاد اسلامی» ایجاب نمی¬کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود آنچه نباید صورت بگیرد کارهائی است که احساسات،
تعصبات و کینه¬های مخالف را برانگیزد اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات ».
بحث و گفتگوی علمی در زمینه¬های مورد اختلاف نه تنها با طرح وحدت اسلامی در تضّاد نیست بلکه نقش مهمی در موفقیت آن دارند زیرا اتحادی عمیق و پایدار است که توأم با معرفت و شناخت باشد نه کورکورانه و از روی احساسات.آنچه لازم به نظر می رسد این است که این گفتگوهای علمی توأم با منطق و احترام متقابل باشد.
2- اصالت دادن به ارزش های اسلامی
از مباحث مهمی که در باب وحدت اسلامی مطرح است، مبحث خودی و غیر خودی است. از منظر قرآن، تنها معیار خودی، رابطه مکتبی و دینی است نه رابطه ملی، زبانی،نژادی و حتی نه رابطه پدر و فرزندی. به هر میزانی که این ارتباط معنوی مستحکم باشدبه همان میزان هم معیار خودی پر رنگ خواهد بود. قرآن کریم در سوره توبه فرمان مبارزه جدّی و بی امان با مشرکین را صادر می کند اما در عین حال می فرماید:«فان تابوا و اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه فاخوانکم فی الدین » پس اگر از کفر و شرک بازگشتند، نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند پس برادران دینی شمایند. همان دشمنان دیروز به برکت اسلام برادران امروز می شوند.
این کتاب آسمانی از زبان حضرت ابراهیم می گوید:« فمن تَبِعنی فانه منّی »پس هر که مرا پیروی کند همانا از من است.
طبق این اصل کلی پیامبر اسلام(ص)، ابوذر غفاری و سلمان فارسی را جزء خاندان خود دانسته است. در نقطه مقابل، خداوند فرزند نوح را بیگانه شمرده و رابطه پدر فرزندی آنها را نادیده گرفته است«یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح »؛ ای نوح همانا فرزندت از خاندان تو نیست. همانا او عمل غیر صالح است.
روشن شد که قرآن کریم، معیار خودی را فقط رابطه دینی مسلمانان می داند. وحدت اسلامی هم باید بر اساس این معیار تشکیل شود. وقتی که وحدت بر پایه اسلام بود، یکی از راهکارهای مناسب آن اصالت دادن به ارزش های اسلامی است. جانمایه ارزش های اسلامی، تقوای الهی می باشد:« یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوباً و قبایل لتعارفوا...» ای مردم! همانا شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را شعبه شعبه و گروه گروه قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید(و در روابط اجتماعی و رعایت حقوق همدیگر دچار مشکل نشوید) اینکه انسان از این گروه باشد یا از آن گروه از این ملت باشد یا ازآن ملت نشانة برتری نیست.« انّ اکرمکم عند الله اتقیکُم » همانا گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.
در جریان فتح مکه، بعضی ها، به ارزش های کاذب دوران جاهلیت؛ از قبیل قوم و قبیله، زبان، ملیت، رنگ و نژاد دامن می زدند. سپس این آیه کریمه نازل شد روی همه آنها خط بطلان کشید و تقوا را به عنوان تنها معیار برتری انسان مطرح نمود. پیامبر اسلام(ص) در سرزمین مِنی در جمع زائران خانه خدا که در مراسم حج شرکت کرده بودند خطبه مهمی ایراد نمود و فرمودند:« ای مردم! همانا پروردگار شما یکی و پدر شما هم یکی است آگاه باشید که هیچ عربی بر عجم و هیچ عجمی بر عرب، هیچ سیاهی بر گندم گون و هیچ گندم گونی بر سیاه برتری ندارد جز با تقوای الهی »
3- ایجاد وحدت درونی
وحدت و هماهنگی وقتی پایدار است که از درون سرچشمه بگیرد و همراهی فرایند همدلی باشد به دیگر سخن وحدت ظاهری و بیرونی آنگاهی کار ساز و ماندگار است که ناشی از وحدت باطنی و درونی باشد وگرنه، اتحاد زود گذر و بی اثر خواهد بود. قرآن کریم در نکوهش چنین اتحادی می فرماید:« تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتّی ذالک بانّهم قوم لا یعقلون » تو آنها را باهم می پنداری در حالی که دلهایشان پراکنده است این به خاطر این است که آنها گروه نا بخردند. راه رسیدن به همدلی این است که دلها از آلودگی ها پاک باشد:« و نزعنا ما فی صدورهم من غلّ اخواناً » ما «غِلّ» را از سینه هایشان بر می کنیم در حالی که با هم برادرند. «غِلّ» از ریشه «غُلّ» است. غُلّ زنجیری است که انسان را از بیرون می بندد اما «غِلّ» زنجیری است که انسان را از درون می بندد؛ از قبیل کینه، کدورت، حسد، خود برتربینی و... . اگر این زنجیرها از دست و پای افراد و جوامع اسلامی باز گردد اخوّت و برادری حاصل می شود. همدلی و اتحاد درونی، یک ارمغان الهی است. هر گاه زمینه اش فراهم شود، خداوند این ارمغان را عطا می کند:« و ألّف بین قلوبهم لوانفقت ما فی الاض جمیعاً ما ألّفت بین قلوبهم... » خداوند بین دلهایشان پیوند داد، اگر تو همه آنچه را در روی زمین است انفاق می کردی، نمی توانستی بین دلهای آنها پیوند بدهی.

چالشهای موجود در مسیر وحدت اسلامی
در مسیر وحدت اسلامی چالشهای فراوانی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
1- هتک حرمت به مقدّسات یکدیگر
اگر کسی به مقدّسات دیگران توهین کند، آنها نیز به مقدسات او توهین خواهند کرد. در نتیجه تنش و درگیری پیش خواهد آمد. برای جلوگیری از اختلاف لازم است که افراد و جوامع مختلف به مقدّسات همدیگر احترام متقابل داشته باشند. قرآن کریم می فرماید:« و لا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبّوا الله عدواً بغیر علم... » به بتهایی که آنها غیر از خدا می خوانند دشنام ندهید و گرنه آنها هم از روی دشمنی و نادانی به خدا دشنام می دهند. هتک حرمت به مقدّسات دیگران که در واقع غیر مقدّس است، بخودی خود و به عنوان اوّلی اشکال ندارد اما گاهی ممکن است که این کار مفسده ای را از قبیل هتک حرمت مقدّسات راستین، بروز اختلاف و... در پی داشته باشد. در این صورت توهین به آن مقدّسات دروغین به عنوان ثانوی جایز نیست.
البته این حکم ثانوی در جایی وجود دارد که آن مفسده مترتب نشود. این مطلب در مورد بت و بت پرستی تطبیق می شود. با تطبیق آن در این مورد خاص، موارد دیگر هم روشن می گردد: بی احترامی نسبت به خدایان ساختگی همانند بت¬ها در حضور بت پرستان جایز نیست زیرا باعث می شود که آنها نیز به خدا و مقدسات واقعی بی احترامی کنند یا منجر به جنگ و در گیری می شود. اما توهین به بت ها و معبود های باطل مخفیانه و در محافل خصوصی اشکال ندارد، زیرا مفسده ای را به دنبال ندارد. روشن است که در رعایت این نوع مصالح باید شرایط و زمان های مختلف در نظر گرفته شود.
شخصی به امام صادق(ع) گفت:مردی در مسجد، آشکارا به دشمنان شما ناسزا می گوید. آن حضرت فرمود: خدا اورا لعنت کند که ما را در معرض دشنام دیگران قرار می دهد. سپس همین آیه را قرائت نمود.
3- تکفیر و نسبت شرک دادن به مسلمانان
وحدت اسلامی وقتی معنا دارد که مسلمانان یکدیگر را قبول داشته باشند. اگر عده ای از روی جهالت و نادانی، عدّه دیگر را تکفیر نمایند و بدون دلیل به آنها مارک شرک بزنند، در این صورت اتحاد با چنین گروهی معنا ندارد. بنابراین تکفیر و نسبت شرک دادن به مسلمانان مهمترین چالش موجود در مسیر وحدت اسلامی است و گروه تکفیری بزرگترین مانع در راه تحقق این هدف می باشد.راه حلّ اساسی برای رفع این چالش این است که همگی به قرآن و سنت مراجعه کنند تا معیار ایمان و مرز اسلام و شرک را بشناسند.
قرآن کریم در این زمینه می¬فرماید:« ولا تقولوا لمن القی الیکم السلامَ لَست مؤمناً... » به کسی که به سوی شما اظهار اسلام می¬کند نگویید که تو با ایمان نیستی، در ادامه این آیه هدف آنها را از نسبت کفر و شرک بیان می¬کند:« تبتغون عَرَضَ الحیوه الدنیا» شما متاع زندگی دنیا را می¬خواهید. این همان انگیزه¬ای است که عده¬ای برای رسیدن به اهداف شوم سیاسی اجتماعی و توجیه اعمال غیر انسانی خود مسلمانان راستین را متهم به کفر وشرک می¬نمایند.

پی نوشتها:
- آل عمران،103
- انعام، 65
- آل عمران، 103
- انفال، 46
- نساء، 59
- وسائل الشیعه 18،79،داراحیاء الثراث العربی ، چاپ پنجم، 1403
- آل عمران، 103
- طبرسی، مجمع البیان 2/356، موسسه الاعلی للمطبوعات، بیروت، 1415
- قمی، شیخ عباس، سفینه السجاد، ماده حبل
- آل عمران، 64
- مطهری، مرتضی، امامت و رهبری ص 16-21، انتشارات صدرا، چاپ یازده، 1369
- توبه، 11
- ابراهیم،36
- مجلس بحارالانوار 74/74، دارامیأ الثرات العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403
- هود، 46
- حجرات،13
- قرطیی الجامع لاحکام القرآن 16/342، داراحیاالشراث العربی، بیروت،1405 چاپ دوم
- همان
- حشر، 14
- حجر، 47
- انفال، 63
- انعام، 108
- فیض کاشانی تفسیر لصافی 2/147، مؤسسه الاعلی المطبوعات، بیروت، چاپ دوم 1402
- نسأ، 194

.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.