ماهنامه هادی
ارتباط انسان با خدا در قرآن
مقدمه
ارتباط با خدا يكي ازمهم ترين ارتباط هائي است كه انسان مي تواند با غيرخودش برقرار سازد. اهميت ارتباط با خدا از آن جا ناشي مي شود كه اين ارتباط قادر است تمام ارتباط هاي ديگر انسان را تحت تاثير قرار دهد وباور و نگرش انسان ها را درباره زندگي و... تغيير دهد. انسان ها هرچه ارتباط شان با خداوند قوي و مستحكم تر باشد؛ سكون و آرامش بيشتري دارند؛ زيرا به تعبير قرآن كريم دل ها با ياد خداوند آرامش مي گيرد – " أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ" (رعد/28)
متاسفانه بشريت در "عصر ارتباطات"؛ ارتباط و پيوند خود را باخداوند قطع كرده و به جاي تبليغ پيوند وارتباط باخالق هستي، مرگ آفريدگار جهان و خالق هستي را بلغور مي كند و سعي دارد نبود خداوند را، با خماري هاي مستانه و عياشي هاي زود گذر و... جبران سازد! به همين علت هر روز كه بر بشريت مي گذرد، انسان ها تنها تر و در مانده تر مي شوند و بيشتر درك مي كنند كه راه را اشتباهي آمده اند؛ اما ازآنجا كه راه را اشتباه پيموده اند و ارتباط خود را با خداوند به كلي قطع كرده اند؛ دست شان به هيج جا گير نيست. هرچه تلاش مي كنند، بيشتر در بدبختي فرو مي روند.
دانشمندان غرب – حد اقل عدۀ از آنان - به خوبي ريشه هاي بي ساماني و بد بختي چند قرن اخير را درك كرده اند و مي دانند كه نبود خداوند در جامعه و زندگي انسان ها، باعث اين همه بد بختي و فلاكت شده است؛ اما آن ها نيز از روي ترس يا عوامل ديگر، سكوت اختيار كرده اند و يا اين كه درصدد پيچيدن نسخه هاي اشتباهي و من در آوردي هستند!
بحث ارتباط باخداوند، يك موضوع جالب و در عين حال مهجور و متروك و فراموش شده است كه شرقيان نيز به تبع غربيان آن را كم اهميت فرض كرده اند. اين بحث نياز به تحقيق گسترده و مفصل دارد؛ اما من اين بحث را بر اساس محوريت قرآن كريم و به اندازه وسع و توان خود به صورت اختصار بررسي مي كنم.
ارتباط چيست؟
درباره ارتباط، تعريف هاي متفاوت و گوناگوني وجود دارد. اما به نظر مي رسد كه تعريف آقاي محسنيان، تعريف بدي نيست و مي توان بر اساس آن بحث را ادامه دهيم. به نظر آقاي محسنيان:"ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده، مشروط بر آن كه در گيرنده پيام، مشابهت معني با معني مورد نظرفرستنده ي پيام ايجاد شود".
عناصر ارتباط
از تعريف فوق و تعاريف ديگر بر مي آيد كه هر ارتباط حد اقل داراي سه عنصرفرستنده، پيام و گيرنده مي باشد. علاوه بر اين سه عنصر، در اين تعريف، درك معني مورد نظر فرستنده پيام از اعتبار بسيار بالا برخور دار است. اگر اين مشابهت معني فرستنده، در گيرنده صورت نگيرد، ارتباط ناقص و اساسا بي معني است.
با توجه به اين تعريف، اين سؤال به وجود مي آيد كه:
ارتباط با خدا چگونه امكان پذير است؟
براي پاسخ به اين سؤال مي توان گفت كه،ارتباط با خداوند از دو بعد قابل بررسي مي باشد:
1 – ارتباط انسان ها با خداوند
اين نوع ارتباط بر قرار كردن، بسيار ساده و آسان است. هر وقت كه انسان ها بخواهند، مي توانند با خداوند ارتباط برقرار سازند؛ زيرا خداوند عالم " مافي الضمير" است و تمام زبان ها، نماد ها، علايم ، اشارات و... را درك مي كند و مي داند كه بندگانش چه مي خواهد و علاوه بر آن، دوست دارد كه همگان با او در ارتباط باشند و نياز هاي خودرا از او بخواهند. به همين علت به پيامبرش سفارش مي كند:
"وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ" (بقره/186) يا در جاي ديگر مي فرمايد: " قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ ..." (فرقان/77) خداوند در آيات متعدد، نزديك بودن و قربش را با انسان ها بيان مي كند و اشاره دارد كه وسوسه هاي دروني انسان ها را مي داند و از رگ كردن نيز به آن ها نزديك تر است " وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد"(ق/16) و نجوا هاي خصوصي افراد را مي شنود و در جمع خصوصي آن ها حضور دارد: " أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ..." (مجادله/7) و....
در اين نوع ارتباط، مشابهت معني فرستنده و گيرنده، به بالا ترين سطح قابل تصور، وجود دارد و هيچ مشكلي احساس نمي شود.
اگر چه اين ارتباط به ظاهر آسان و ساده به نظر مي رسد؛ اما بستگي تنگاتنگ با نوع دوم ارتباط – ارتباط خداوند با انسان ها – دارد. انسان ها اول بايد خداوند را بشناسند، تا زمينه ارتباط و پيوند با او امكان پذير شود.
2 – ارتباط خداوند با انسان ها
اين ارتباط از مجاري خاص صورت مي گيرد و تمام انسان ها قادر نيستند كه بدون واسطه مورد خطاب خداوند قرار گيرند. به علت نقص و كمبود انسان ها، خداوند در هر عصر و دوره اي، ييامبراني را از جنس افراد بشر انتخاب نموده و اين پيامبران، حاملان سفارش ها و دستورات خداوند به انسان ها هستند.
طبق نقل آموزه هاي ديني، از آغاز خلقت تاكنون صدو بيست و چهارهزارپيامبر از جانب خداوند برگزيده شده اند تا رابط بين خدا و بندگانش باشند و گفته ها و سفارش هاي خداوند را بدون كم و كاستي به انسان ها منتقل سازند. آخرين اين فرستادگان، حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي(ص) است كه قرآن را براي بشريت به ارمغان آورده است.
پيامبران، از يك جهت گيرنده پيام هستند؛ اما بعد از دريافت پيام، خود تبديل به فرستنده مي شوند و وظيفه دارند پيام خداوند را به انسان هاي ديگر منتقل سازند.
انسان ها بر اساس اطاعت و يا سرپيچي از دستورات خداوند و رسولان او، به مطيع و نافرمان و... تقسيم مي شوند و در جامعه، گروه ها وطبقه بندي ها شكل مي گيرد. ما در اين نوشته، با دو گروه مؤمن، و كافر سر و كار داريم. البته مراد ما از مؤمن كسي است كه ارتباط كامل با خداوند دارد و اين ارتباط، لقلقه زبان نيست بلكه در عمل نيز، آن را مراعات مي كند.
كافرنيز در بحث ما كسي است كه اصلا خداوند را قبول ندارد و يا اين كه اگر خودرا موحد هم بداند، درزمان خودش ارتباط با خداوند ندارد و به فرمان خداوند و سفارش هاي او اعتنايي نمي كند. بر اساس عملكرد افراد، سنت هاي اجتماعي در جامعه شكل مي گيرد. خداوند نيز درقرآن به اين سنت ها پرداخته است.
ويژگي ها وآثار ارتباط با خدا (ويژگي هاي مؤمنان)
خداوند در قرآن كريم، ويژگي هاي متعددي را براي بندگان مطيع و خوبش ذكر مي كند و همين طور آثار ارتباط با خدواند را برنگرش و عملكرد افراد ياد آور مي شود كه ما به چند مورد آن اشاره مي كنيم و قبول داريم كه اين ويژگي ها استقراء تام نيست و بادقت بيشتر مي توان ويژگي ها و آثار متعدد ديگري را نيز پيدا كرد.
1 – به خدا وروز قيامت ايمان دارند." وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ" (نساء/162)
2 – به خداوند شرك نمي ورزند. " وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ " (فرقان/68)
3 - از ياد خدا دل هاي شان مي لرزد. " إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ" (انفال/2)
4 - آيات خدا را كور كورانه و بدون معرفت و بصيرت نمىپذيرند. " وَ الَّذينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً " (فرقان/73)
5- بر خداوند توكل مي كنند. " وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ" (انفال/2) ." وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون" (تغابن/13)
6 – تلاوت آيات خداوند باعث زيادي ايمان شان مي شود. "وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً" (انفال/2)
7 – وقتي آيات خداوند بر آن ها خوانده شود به سجده مي افتند." إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ" (سجده/15)
8 – باذكر خدا دل هاي شان آرام مي گيرد. " وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب" (رعد/28)
9 – شب ها را در ارتباط با خداوند، به صبح مي رسانند. " وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً " (فرقان/64)
10- به رسالت پيامبر و ساير پيامبران باور دارند." يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِك")َنساء/ 162)
11 – از عذاب جهنم به خدا پنا مي برند. " وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً " (فرقان/65)
12 – ازروز قيامت وحشت دارند." يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار" (نور/37)
13 – نماز را به پا مي دارند. "يُقيمُونَ الصَّلاةَ" (انفال/3)
14 –نماز را با خشوع و خضوع به جا مي آورند. " الَّذينَ هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ" (مؤمنون/2)
15 – زكات اموال شان را پرداخت مي كنند. " وَ الَّذينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون" (مؤمنون/4)
16 – اهل انفاق در راه خدا هستند. "وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون" (انفال/3)
17- درتنگ دستي و بي نيازي انفاق مي كنند." الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ" (آل عمران/134)
18– در انفاق حد اعتدال را مراعات مي كنند. " وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً " (فرقان/67)
19 – دست شان به خون بي گناه آلوده نمي شود. " وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ " (فرقان/68)
20 – مرتكب عمل شنيع زنا نمي شوند. " وَ لا يَزْنُونَ " (فرقان/68)
21 – گواهي دروغ نمي دهند. " وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ " (فرقان/72)
22 – خودرا سرگرم كار هاي عبث نمي كنند. " وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً " (فرقان/72)
23 – از خداوند نسل پاك راتقاضا دارند. " وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً " (فرقان/74)
24 – جان و مال شان را با خدا معامله مي كنند. " إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم" (توبه/111)
25- بامال وجان شان در راه خدا جهاد مي كنند. "وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ" (حجرات/15)
26– در مسايل جنسي، پاك دامني را پيشه خود مي سازند. " وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ " (مؤمنون/6-5)
27- خداوند را در مقابل مال واموال ترجيح مي دهند." رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ" (نور/37)
28- روي زمين به نرمي گام بر مي دارند. " وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً" (فرقان/63)
9 2 – با جهال به نرمي سخن مي گويند. " وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً " (فرقان/63)
30- خدا را مدافع و پشتيبان خود مي بينند." إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا" (حج/38)
31- خود را مشمول بركات خداوند مي دانند. " وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض" (اعراف/96)
32- نسبت به هم ديگر مودت دوستي دارند." سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا" (مريم/96)
33- نيروي تشخيص حق از باطل را دريافت مي كنند." إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا" (اعراف/29)
34- خدارا در همه جا حاضر و ناظر مي دانند." أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا" (مجادله/7)
35- عزت را مخصوص خدا، رسول و مؤمنين مي دانند. " وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنين" (منافقون/8)
36- خدارا ولي وياور خود مي شمارند." اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا" (بقره/257)" وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنين" (روم/47)
37 – پيمان شكني و خيانت در امانت نمي كنند. ." لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُم" (انفال/27) " وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ" (مؤمنون/8)
38- خودرا پيروز مي دانند." فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون" (مائده/56)
39- خدا آنان را دوست دارد." يُحِبُّهُمْ" (مائده/56)
40- آنان خدا را دوست دارند" وَ يُحِبُّونَه" (مائده/56)
41- با مؤمنان فروتن اند." أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ"(مائده/56)
42- در مقابل كافران سر افرازند." أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ"(مائده/56)
43- در راه خدا جهاد مي كنند." يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ"(مائده/56)
44- از سر زنش ملامت گران نمي ترسند/" وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ"(مائده/56)
45- در كار هاي خير سبقت مي گيرند." يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُون" (مؤمنون/61)
46- آن چه را خدا حلال كرده است بر خود حرام نمي كنند."یا أیّها الّذین امنوا لاتحرّموا طیّبات ما احل الله لکم (مائده/87)
47- عمل كرد شان براساس ظن نيست." اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّن" (حجرات/12)
48- در زندگي ديگران تجسس و مداخله نمي كنند." وَ لا تَجَسَّسُوا" (حجرات/12)
49- ازغيبت كردن ديگران مبرا هستند." وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً" (حجرات/12)
50- اموال ديگران را به ناحق نمي خورند." لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ" (نساء/29)
51- به دنبال برقراري عدل و قسط هستند. "كُونُوا قَوَّامينَ بِالْقِسْط" (نساء/135)
52- به عمران و آبادي مساجد الهي توجه دارند." إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِر" (توبه/18)
53- غضب و خشم شان را كنترل مي كنند."وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ"
(آل عمران/134)
54- از خطاهاي مردم گذشت مي كنند." وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ"
(آل عمران/134)
55- هنگام خطا ها ولغزش از خدا طلب بخشش مي كنند." إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ" (آل عمران/135)
56- بر خطاهاي شان اصرار نمي ورزند." وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ" (آل عمران/135)
ويژگي ها وپيامد هاي قطع ارتباط باخداوند
اگرچه طبق قاعده "تعرف الاشياء باضدادها" افراد كافرو غير مرتبط با خدا از ويژگي هاي افراد مؤمن و مرتبط با خدا شناخته مي شوند؛ ولي كافران يك سري ويژگي هاي ويژه و منحصر به فرد نيز دارند كه بد نيست به چند مورد اشاره شود.
1- از دستورات خداوند عصيان و نا فرماني مي كنند. " لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدين" (اعراف/11)
2 – اهل تكبر وخود بزرگ بيني هستند. "َ... أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ" (اعراف/12)
3 – به جاي امتياز هاي معنوي، توجه به امتياز هاي مادي دارند.
"خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين" (اعراف/12)
4 – گناه خود را به ديگران نسبت مي دهند.
"قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني..." (اعراف/16)
"وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِه وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ " (اعراف/131-130)
"قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ
وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ" (اعراف/39-38)
5 – اغوا و فريب دادن و گمراه ساختن مردم را پيشه خود مي سازند.
" لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِم..." (اعراف/17-16)
"قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في جُذُوعِ النَّخْل..." (طه/71)
6 – براي پيشبرد مقاصد شيطاني، به خدا دروغ و افترا مي بندند.
"قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدينَ..." (اعراف/20)
7 – رياكاري و پوشيدن لباس خير خواهي را اختيار مي كنند.
"وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحين" (اعراف/21)
"قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُريدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَ يَذْهَبا بِطَريقَتِكُمُ الْمُثْلى" (طه/63)
8 – خدارا فراموش كرده اند و خداوند نيز آن ها را فراموش كرده است." الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا" (جاثيه/34)
9 – در اثر خدا فراموشي دچار خود فراموشي شده اند."نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ" (حشر/19)
10 – در دنيا زندگي سختي دارند." وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً" (طه/124)
عاقبت بي ارتباطي با خدا
اساسي ترين مساله ازذكر اين سنت ها و هشدار ها، سرانجام و عاقبت زندگي انسان هاست كه بايد آن را مد نظرداشته باشند. ما در اين بخش - به اندازه وسع و توان خود- عاقبت وسر انجام خوبان و بدان را از ديد قرآن بررسي مي كنيم وابتدا سر انجام بدان را متذكر مي شويم:
1 – هنگام مرگ، به دست ملائكه عذاب مي شوند." وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريق"(انفال/50)
2 – در قيامت كور محشور مي شوند." وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى" (طه/124)
3- از دشمني با پيامبر خداوند به شدت پشيمان اند."يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً (فرقان/27)
4 - ازدوستي هاي شان ناراحت اند. " يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلا"ً (فرقان/28)
5 - براي كافران آتش دردناك آماده شده است."إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها" (كهف/29)
در وقت تشنگي، با آب جوشان پذيرايي مي شوند. " وَ إِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقا" (كهف/29)
6 – شربت شان آب جوشان است وعذاب درد ناك دارند." الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ" (يونس/4)
7 – با غل و زنجير بسته مي شوند." خُذُوهُ فَغُلُّوهُ" (حاقه/30)
8 – با زنجير هاي بلند بسته مي شوند." في سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوه" (حاقه/32)
9 – طعام غسلين – چركابه - را مي خورند." وَ لا طَعامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلينٍلا يَأْكُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُن" (حاقه/37-36)
10 – از چشمه هاي داغ سيراب مي شوند." تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ" (غاشيه/5)
11 – از طعام ضريع – خار بسيار بد بو- شكم شان را پر مي كنند." لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَريعٍ لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْني مِنْ جُوع" (غاشيه/7-6)
12- درخت زقوم غذاي شان است؛ كه آن خود عذاب بزرگي است. إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثيمِ كَالْمُهْلِ يَغْلي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَميمِ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحيمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَميمِ (دخان/48-43)
13 – چهره هاي شان تاريك و ظلماني است. "كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً" (يونس/27)
14 – لباس هاي شان قطران است و با زنجير ها بسته شده اند." وَ تَرَى الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنينَ فِي الْأَصْفادِ سَرابيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّار"
(ابراهيم/50-49)
15 – در قيامت كرو كور و لال محشور مي شوند." وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ" (اسراء/97)
16 – هر وقت شراره آتش جهنم كم شود، دوباره زياد مي شود." كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعيرا"(اسراء/97)
17 – زیان کار دنيا وآخرت هستند." وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ" (حج/11)
18 – در ميان آتش ترش روي اند." تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فيها كالِحُونَ" (مؤمنون/104)
19 - خودرا شقي و بد بخت مي دانند." قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ" (مؤمنون/106)
20 – با صورت، هم آغوش " سقر" مي شوند." يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَر" (قمر/48)
21 – در روز قيامت چهره هاي شان غبار گرفته و تاريك است." وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَة" (عبس/42-40)
22 – بعد از چند مدتي پوست هاي شان عوض مي شود تا عذاب را بهتر بچشند.
" كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذاب" (نساء/56)
23 – خنده شان اندك و گريه شان زياد است. " فَلْيَضْحَكُوا قَليلاً وَ لْيَبْكُوا كَثيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُون" (توبه/82)
24 - در آغوش آتش اند." فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ نارٌ حامِيَة" (قارعه/11-9)
25 – در آتش خرد كننده انداخته مي شوند كه قلب ها را مي سوزاند." كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ في عَمَدٍ مُمَدَّدَة" (همزه/9-4)
26 – با سكه هاي گداخته، مهر داغ مي شوند." يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ" (توبه/35)
27 – در ميان آتش، مثل خران عر عر مي كنند." فَأَمَّا الَّذينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فيها زَفيرٌ وَ شَهيقٌ" (هود/106)
28 – ازبالا وپايين در آتش احاطه شده اند. "لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَل" (زمر/16)
29 – از نگهبانان جهنم، تقاضاي تخفيف عذاب را دارند. "وَ قالَ الَّذينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذاب" (غافر/49)
30 – كارنامه شان از پشت سر شان داده مي شود." وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِه" (انشقاق/10)
31 – نامه اعمال شان به دست چپ شان داده ميشود. "وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ"(حاقه/25)
32 - از نامه اعمال شان به شدت شرمگين اند. "فَيَقُولُ يا لَيْتَني لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
(حاقه/29-25)
33 – وعده خدا را حق و صادق مي يابند." وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَم" (اعراف/44)
34- از بهشتيان تقاضاي آب و غذا مي كنند. "وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرينَ" (اعراف/50)
35 – هرگز داخل بهشت نمي شوند." إِنَّ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمينَ" (اعراف/40)
36 – عذاب دردناك دارند. " لَهُمْ... عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُون" (يونس/4)
عاقبت پرهيز گاران
پرهيز گاران از سختي ها و گرفتاري هاي افراد بدبخت در آسايش و راحتي اند و علاوه بر آن، از نعمت هاي متعددي بر خور دارند كه به صورت اختصار به چند مورد اشاره مي شود:
1- خداوند گناهان شان را مي آمرزد. "وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ" (مائده/65)
2 – آن ها را در بهشت داخل مي كند." وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ".(مائده/65)
3 – آخرت مال آن هاست." وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقين".(زخرف/35)
4 – ترس و وحشت ندارند."فَمَنِ اتَّقى وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ" (اعراف /35)
5 – مؤمنان در آخرت بر كافران برتري دارند." زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَة" (بقره/212)
6- تمام نعمت هاي بهشتي براي پرهيز گاران مهيا شده است." زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَة" (بقره/212)
7 – پرهيزگاران براي هميشه در بهشت مي مانند." وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدين" (زمر/73)" وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجينَ" (حجر/45)
8 – در بهشت ازسخنان بيهوده خبري نيست. "لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً" (مريم/62)
9 – غذاي شان شب و روز آماده است." وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا"(مريم/62)
10 – علاوه بر نعمت هاي بهشتي، مغفرت خداوند شامل حال آن ها مي شود. "مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِم" (محمد/15) "جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ" (آل عمران/136)
11 – درد و رنجي را احساس نمي كنند. " لا يَمَسُّهُمْ فيها نَصَبٌ" (حجر/45)
12- چهره هاي شان را گرد و غبار ذلت نمي پوشاند." لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّة" (يونس/26)
13 - در بهشت هر چه تمايل داشته باشند وجود دارد. "وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ" (فصلت/31)
14 – بهشتييان رستگارانند." وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُون" (واقعه/20)
و موارد ديگر كه به علت اختصار از آن ها چشم پوشي نموديم.
نتيجه
نتيجه اي كه از اين بحث مي توان گرفت اين است كه ارتباط با خداوند، تمام ارتباط هاي ديگر انسان را تحت تاثير قرار مي دهد. سعادت و خوشبختي انسان ها از ارتباط با خداوند، به دست مي آيد. همان طور كه قطع ارتباط با خدا، شقاوت و بد بختي را به دنبال دارد.
ارسال رسل، امتحان و آزمايش انسان ها و... همه براي اين صورت مي گيرد كه انسان ها به خود آيند و تلاش نمايند كه با خداوند ارتباط دوباره برقرار سازند.
ارتباط با خدا با همه ي اهميتي كه دارد؛ در عصر ارتباطات، بسيار كمرنگ و بي اهميت گرفته شده است و متاسفانه انسان ها تلاش دارند، بدون توجه به خداوند كارها و برنامه هاي شان را به سر انجام برسانند؛ كاري كه عملا ابتر و بدون نتيجه است. بدي اين كار در اين است كه بعد از شقاوت و بدبختي نسل هاي زيادي، تازه عمق بدبختي به دست مي آيد و شايد افراد، آن زمان به فكر چاره بيفتند؛ اما آن زمان ديگر دير شده است و افرادي زيادي راه انحراف و بدبختي را تا آخر پيموده اند.
دواي درد بشر سرگردان امروز و فردا ها، همان ارتباط برقرار كردن دوباره با خداوند است. معلوم نيست، چه زماني انسان ها به اين نتيجه برسند و دو باره به آغوش خداوند برگردند؛ اما تنها ترين راه همين است كه خداوند نيز آن را به بندگانش وعده كرده است: " "وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا" (نور/5)
"وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين" (قصص/5)
پی نوشتها:
- محسينيان راد، مهدي؛ ارتباط شناسي؛ تهران: سروش؛ چ ششم 1384، ص 66.
- محمد تقي مدرسي؛ ايمان زير بناي شريعت؛ ترجمه حميد رضا آژير، صص 55-48.
- طبرسي زفير وشهيق را به صداي خران ترجمه و تفسير كرده است. ر.ك. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج5، ص: 297
.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.

