ماهنامه هادی
اصلاح در پرتو قرآن
جایگاه قرآن در اقدامات اصلاح گرایانۀ نو اندیشان دینی
نمی خواهم طبق معمول، معنای لغوی و اصطلاحی « اصلاح » را بیان کنم چون تکرار مکرّرات خواهد بود و روشن است که منظور از اصلاح، ریفورم « Reform » نیست که در علوم سیاسی در برابر انقلاب به کار می¬رود.
بحث « اصلاح » در جهان اسلام و در یکصد و پنجاه سال اخیر واکنشی است به پیشرفت علمی و صنعتی غرب و عقب ماندگی جهان اسلام از یکسو؛ و از سوی دیگر تهاجم همه جانبه و دست درازی غربی¬ها به سرزمین¬های اسلامی و منابع آن، این بحث برای اولین بار از طرف سر سلسلۀ مصلحان، بیدار گر شرق و مردی که عقب ماندگی مسلمین را تا عمق استخوانش احساس کرد یعنی سید جمال الدین حسینی افغانی مطرح شد .
ممکن است این سوال پیش بیاید گه در شرایط کنونی طرح مباحث این چنینی چه ضرورتی دارد؟ این بحث و امثال آن بارها از سوی نویسندگان مختلف مطرح شده بنابراین نیازی وجود ندارد، در پاسخ باید گفت گه جوامع دیگر اسلامی مانند عرب¬ها و ایرانی¬ها مراحلی از رویاروئی با غرب را پشت سرگذاشته¬اند، متفکران آن¬ها به این مباحث اندیشیده¬اند و راه حل¬¬¬هائی هم برای جوامع شان ارائه داده¬¬اند هر چند که بسیاری از غربی¬ها اسلام و مسلمانان را در یک کلیّت می¬بینند، اما در کشوری مثل افغانستان در واقع این رویاروئی تازه آغاز شده است و برای مدیریت و برون رفت از سر درگمی و بحرانی که نخبگان و متفکّران جامعۀ ما با آن دست به گریبان است باید اندیشۀ جدی نمود، به متون و منابع دینی و اسلامی مراجعۀ مجدد و از درون آن¬ها راه حل استخراج کرد، در این راه می¬توانیم از متفکران و اندیشمندان دیگر جوامع اسلامی یاری بجوئیم و از تطبیق اندیشه¬های آنان با جامعۀ خودمان موفق به حل بخشی از بحران شویم.
محمد عابد الجابری یکی از متفکران و نو اندیشانی است که از مغرب عربی بر خاسته، او در یک تقسیم بندی نو اندیشان جامعه عربی و طبعاً جهان اسلام را در مواجهه با تفکر، تمدن و صنعت غرب به سه دسته تقسیم می¬کند، هر چند ممکن است این تقسیم بندی را نپذیرم اما برای آگاهی خوانندگان می¬آورم:
الف: اندیشمندان با تفکر سید جمال الدین و شاگردش عبده که نهایتاً در مقابل حوادث و اندیشه های جدید حالتی انفعالی و واپس گرایانه به خود گرفت.
ب: تفکر لیبرالی و غرب زده، این تفکر میراث فرهنگی و دینی مسلمانان را علت عقب ماندگی می¬داند و آن را طرد می¬کند.
ج: تفکر تلفیقی بین میراث تمدن اسلامی و غرب، جابری این را نیز نا موفق می داند، بنظر او تنها راه ممکن ایجاد عقلانیت جدید و پویا درجهان اسلام است که وی آن را در عقلانیت ابن رشدی می¬بیند، به نظر جابری عقلانیت ابن رشدی عقلانیت انتقادی است .
دربارۀ این موضوع یعنی رویاروئی با غرب واخذ و اقتباس یا نفی و طرد تمدن غربی چنانکه در اندیشۀ این متفکر عرب مشاهده می¬کنید؛ نظریات، بی اندازه متفاوت و ضد نقیض است،به نظر می¬رسد یکی از معتدل ترین نظریات، سخنان یک متفکر ایرانی مقیم فرانسه است وی می¬گوید: « ما هم اکنون در سر نوشت خود با دنیای غرب شریک هستیم شرق غربی می¬شود چه بخواهد و چه نخواهد، برای درک این معنا باید روشن بین بود و برای رویاروئی با آن شجاع، خطری که ما را تهدید می¬کند بسیار شدیدتر است. ما نه تفکر علمی، صنعتی را آفریده¬ایم و نه نتایج نهائی آن را تصور کرده¬ایم. وقت آن را هم نداشته¬ایم که خود را با شیوه های جدید زندگی و احساس تطبیق دهیم. نتیجتاً نه دقت آن را داشته ایم که پادزهر مخصوص خود را تولید کنیم و نه آنکه خود را علیه این هجوم مجهز و مصون سازیم، هجومی که نه با مأمن گرفتن همسازی دارد و نه با صمیمیت و نه با سکوت، اگر نتوانیم تاریخ و گسترش این سرنوشت را که از آن ما نیز شده است بشناسیم، اگر موفق نشویم به باطن روح غرب نفوذ کنیم خطر دو چندان خواهد شد .
قبل از ورود به بحث اصلی که جایگاه قرآن نزد قهرمانان اصلاح در جهان اسلام است باید تلقی و برداشت خود را از «اصلاح» روشن سازیم، یکی از متفکران نو اندیش دینی در ایران ، قائل به سه معنی از اصلاح است: « معنای اول: پاره¬ای از متفکران ( در جهان اسلام) پیدا شدند و گفتند به مرور زمان در دین اسلام بدعت هایی پیدا شده و سیمای اصلی و راستین دین با این بدعت ها آلوده گشته و اصلاح دین زدودن و پاک کردن این بدعت ها است این تیمیه با قطع نظر از صحت و بطلان اندیشه هایش چنین ادعایی داشت.
معنای دیگر اصلاح دین آن نوع اصلاحی است که اشخاصی چون « ابو حامد غزّالی » به دنبال آن بودند. غزّالی می گفت علوم دین در علوم قشری خلاصه شده است. آنچه هدف اصلی از دین اسلام بوده تطهیر نفس و قلب و نجات یافتن انسان از مهلکات و آراسته شدن وی به منجیات است، علم دین آن دانشی است که به ما یاد می دهد جان خود را چگونه به فضایل آراسته گردانیم.
اصلاح دین معنای سومی دارد که در صد و پنجاه سال اخیر در جهان اسلام مطرح شده است، و آن عبارت است از بازگشت به ماده خام اسلام به منظور ساختن بنای فکری و اعتقاد دینی جدیدی متناسب با تصویر و تجربه¬ای که انسان امروز از جهان و انسان دارد .
واژه «اصلاح » و مشتقات آن در قرآن
این واژه و مشتقات آن جمعاً در قرآن چهل بار بکار رفته است. بصورت مصدر 7 بار فعل ماضی 14 بار، امر 7 بار ، فعل مضارع 8 بار و اسم فاعل 5 بار .
فضل بن حسن الطبرسی درکتاب شریف مجمع البیان ذیل آیه 11 سوره بقره می فرماید: «صلاح نقیض فساد است» و ذیل آیات دیگری که این واژه آمده در اغلب موارد همین معنی را آورده پس فهمیده می¬شود که «اصلاح» همان بسامان نمودن و بهنجار نمودن امور است یعنی در جامعه اسلامی هر کس باید به وظیفۀ خود به نحو احسن عمل نماید، مثلاً اگر کسی خیاط است کوشش کند تا لباس درست به مردم تحویل دهد، کارگر شاروالی طبق وظیفۀ که به او سپرده شده سرک¬ها را خوب جارو نماید تا به حفظ الصحّه شهروندان کمک شده باشد،کارمند اداره باید سعی نماید نیاز ارباب رجوع را بدون منّت و رشوه گرفتن و تبعیض برآورده سازد، آن که درس می¬خواند در هر رشته از رشته های علمی؛ تلاش و کوشش نماید تا آن درس را خوب فرا گرفته و نتیجه¬اش را به جامعه باز گرداند.
پس از این بحث¬های مقدماتی بر می¬گردیم به موضوع اصلی این نوشته که جایگاه قرآن در اقدامات مصلحانۀ نو اندیشان دینی است و چون فرصتی که در اختیار من است کفایت برای بحث از همۀ نو اندیشان و طرح آراء و اهمیت دادن آنان به قرآن کریم را نمی¬تواند لذا بر جسته ترین شان را مطرح می¬نمایم.
1-سید جمال الدین
سید را نمی¬شود به منطقه و قومیت و مذهب و فرهنگ خاصی محدود کرد بلکه او از فرهنگ اسلامی برخاسته بود و درد عقب ماندگی ملت¬های مسلمان را پس از آفرینش آن تمدن عظیم و خیره کننده که در قرن¬های سوم تا هفتم هجری بروز و ظهور داشت، تا عمق جان حس نموده و اقدامات عملی را برای این عقب ماندگی آغاز کرد.
پس سید جمال نه ایرانی است و نه افغانی است بلکه به دنیای اسلام تعلّق دارد، اینکه نویسندگان ایرانی برای وی در همدان خواهرزاده و قوم و فامیل درست کرده و اصرار بر تشیع «سید» دارند باید بدانند که شیعه بودن «سید» هیچ منافاتی با افغانی بودن وی ندارد، چون سادات کُنَرکه شیعه هم هستند در شرق افغانستان معروف و مشهورند.
بنابراین مهم آن دغدغۀ اصلی «سید» است که ما باید دریابیم، خود را از قید تعلّقات خود ساخته آزاد نموده و راهی را که او برای تجدید عظمت اسلام و مسلمانان پیمود بپیمائیم؛ اولین نقطه و مهمترین تکیه گاه و تأکید «سید» در این راه «قرآن کریم» «کلام الهی» و « کتاب عظمت مسلمین» است. یکی از پژوهشگران معاصر در این زمینه این گونه اظهار نظر می کند: «بیشترین تاکید او توجه دادن مسلمانان به قرآن بود، اما خود هم برداشت و فهم و تفسیر تازه¬ای ازقرآن -لااقل آیاتی از قرآن- داشت که در آثارش منعکس است. او تفسیر مدونی از قرآن ارائه نداد اما غالباً آغاز و پایان سخنش آیات قرآنی بود. می¬کوشید با نگاهی نو، جنبش بیدارگری و اتحاد مسلمانان را بنیاد نهد. فی المثل او (ظاهراً) نخستین کسی است که آیه (ان الله لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأ نفسهم- رعد 11) را به گونه¬ای نو و متناسب با فکری جدید تفسیر کرد و بر آن اساس معتقد شد که ذلت کنونی مسلمانان نه مربوط به دین است و نه اراده و مشیت خداوند بلکه ناشی از جهل و غفلت و نفاق خودشان است ..
نویسنده دیگری در این زمینه می¬نویسد: « حکیم اسلام و بیدار کنندۀ شرق اسلامی، سید جمال الدین می¬گفت که قرآن مجید هنوز تازه است هیچ کس آن را تفسیر ننموده، بدین معنا که آنان الفاظ عربی قرآن را از لحاظ صرف و نحو و فصاحت و بلاغت و احکام فقهی معنی کرده¬اند، ولی فلسفه عقلی و ادبی وسیاست اسلامی و قواعد اجتماعی و اصول عمرانی و درجات روحی و وسایل خوشبختی دو جهان دنیا و آخرت را بیان نداشته¬اند .»
راههای چاره¬ای که سید برای دردهای جامعۀ بیمار اسلامی ارائه می¬دهد استاد مطهری فهرست کرده است، یکی از آن راهها بازگشت به اسلام نخستین است، این بازگشت «از نظر سید به معنی بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سیره سلف صالح است. سید در بازگشت به اسلام تنها بازگشت به قرآن را مطرح نکرده است، زیرا او بخوبی می دانست که خود قرآن رجوع به سنّت را لازم شمرده و به علاوه او به خطرات «حسبنا کتاب الله» که در هر عصر و زمانی به شکلی بهانه برای مسخ اسلام شده است کاملاً پی برده بود. و این گونه است که سید جمال علاوه بر نهضت بیدارگری اسلامی یک نهضت تفسیری و رجوع مجدّد و از روی تدبر به قرآن کریم را در کشورهای اسلامی مخصوصاً مصر ایجاد نمودو این نهضت را شاگردان بر جستۀ سید، چون محمد عبده و رشید رضا بارور کردند و هم چنان افرادی چون امین الخولی، مصطفی صادق رافعی، عایشه بنت الشّاطی، سید قطب و حتی نصر حامد ابوزید این راه را ادامه داده¬اند. و با تفسیر مادی، پوزیتیویستی و طبیعت گرایانه از قرآن مقابله کرد، چنانکه در برابر سید احمد خان هندی ایستاد و تفسیر او را از قرآن مردود شمرد.
2- محمّد اقبال
او از متفکرانی است که متاثر از سید جمال و مانند او عمیقاً درد جامعۀ اسلامی را درک می¬کند، کسی است که چون در غرب تحصیل کرده تمدن غربی را به خوبی می شناسد و همین طور با مبانی اسلام و تمدن اسلامی نیز آشنا است. دکتر شریعتی اقبال را یک اسلام شناس می¬داند و می¬گوید: « اقبال یک اسلام شناس است. آن¬ها که اسلام را به عنوان یک مذهب، بدون اینکه لزومی ببینند که آن را بشناسند، کنار گذاشته¬اند و نفهمیده محکوم و مطرود کرده¬اند و خیالشان از این جهت راحت است و خیلی هم مغرور و مفتخر که روشنفکر شده¬اند و نیز آنها که اسلام را در همان قالب های سنّتی رایج و محدودش می¬شناسند و به همان نیز قانع¬اند و اشباعشان می کند، به اسلام شناسی نیازی ندارند .»
و روشن است کسی که اسلام شناس باشد مگر می¬تواند قرآن را نشناسد؟ سنت اسلامی را نشناسد؟ فلسفه و تاریخ اسلام را نشناسد؟ شناخت این مصلح و متفکر بزرگ اسلامی از قرآن کریم و تاکید و توجه او به کتاب هدایت الهی، هم در دیوان اشعار فارسی و هم در آثار دیگر او فراوان او از جایگاه و پایگاه بلندی بر خوردار است. این مطلب را بسیاری از کسانی که با آثار اقبال آشنائی دارند تایید می¬کنند: « بیشتر افکار و اندیشه¬های اقبال متاثر از قرآن است. و این گواه هم جوشی و فهم عمیق، انس و همدمی دیرینه با قرآن است »
اکنون برای نمونه چند شعر از دیوان وی که دربارۀ قرآن سروده است می¬آورم و برای آگاهی بیشتر، خوانندگان بزرگوار را به دیوان او ارجاع می¬دهم.
آن کتاب زنده قرآن حکیم
حکمت او لایزال است و قدیم
نسخه¬ی اسرار تکوین حیات
بی ثبات از قوتش گیرد ثبات
حرف او را ریب نی تبدیل نی
آیه¬اش شرمنده¬ی تأویل نی
گر تو می¬خواهی مسلمان زیستن
نیست ممکن جز بقرآن زیستن
در جای دیگر این گونه می¬سراید:
نقش قرآن تا در این عالم نشست
نقشهای کاهن و پاپا شکست
فاش گویم آن چه در دل مضمر است
این کتابی نیست چیزی دیگر است
چون بجان در رفت جان دیگر شود
جان چو دیگر شد جهان دیگر شود
عظمت کار اقبال در این است که قرآن را با عترت پیوند زده است و در موارد متعدد نسبت به خاندان پیامبر (ص) اظهار ارادت نموده و آنان را از قرآن جدا ندانسته است بعنوان نمونه:
مسلم اول شه مردان علی
عشق را سرمایه¬ی ایمان علی
از ولای دودمانش زنده¬ام
در جهان مثل گهر تا بندام
یا:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمة للعالمین
آن امام اولین و آخرین
و دو نسبت دیگر را هم بر می شمارد که یکی همسری علی مرتضی و دیگری مادر بودن برای امام حسن و امام حسین است که یکی با صلح خودش امت را نجات داده و دیگری با قیامتش درس حریت به جهانیان بخشیده و لذا چنین بانوئی می¬تواند أسوۀ کامل بانوان جهان اسلام
باشد . یا:
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهرا ندر کام ریخت
خاست آن سر جلوه¬ی خیرالامُم
چون سحاب قبله باران در قدم
بر زمین کربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه¬ها کارید و رفت
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم .
کتاب «احیای فکر دینی در اسلام» که مهم ترین اثر اقبال می¬باشد با «قرآن» آغاز می شود « قرآن کتابی است که دربارۀ «عمل» بیش از «اندیشه» تاکید کرده است» .
با وجود این که این کتاب یک اثر فلسفی است اما در آن برداشت¬های جدید از قرآن (لااقل تا زمان خود اقبال و شاید تا امروز) بچشم می خورد، مثلاً در جائی از این کتاب درباره منابع معرفت بحث می کند که تا زمان اقبال این بحث یا کمتر مطرح بوده و یا مطرح نبوده، پس از آنکه یکی از منابع معرفت را تجربۀ باطنی شخص می¬داند اضافه می¬کند: « به مد لول قرآن، دو منبع دیگر معرفت نیز هست که یکی از آن دو تاریخ است و دیگری عالم طبیعت؛ و با کاوش در این دو منبع معرفت است که روح اسلام به بهترین صورت آشکار می شود، قرآن آیات و نشانه های حقیقت نهائی را در «خورشید» و «ماه» و «دراز شدن سایه» و «پی هم آمدن شب و روز» و « گوناگونی زبانها و رنگها» و «جانشین شدن روزهای خوشبختی و بدبختی به جای یکدیگر در میان مردم» یعنی سراسر طبیعت - بدان صورت که به وسیلۀ ادراک حسی بشری متجلّی می شود- می داند.و وظیفۀ مسلمان آن است که درباره این آیات بیندیشند و «هم چون کور و کر» سرسری از برابر آنها نگذرد . و از همین جا نتیجه می¬گیرد که این دعوت قرآن به تفکر در آیات طبیعت در واقع پایه¬های فرهنگ و تمدن جدید را گزارده است.
3- مرتضی مطهری
او بنا بر تعریف سومی که مجتهد شبستری از اصلاح بدست داده یک مصلح است، بهتر است قضاوت دربارۀ مطهری را بسپاریم به قلم یکی از محققان بر جسته علوم اسلامی و استاد دانشگاه پرینستون در آمریکا، وی این گونه می¬نویسد: «توانای فکری و نبوغ مطهری در این بود که توانست مباحث قدیم را به گونه¬ای مطرح کند که به کار مسائل و مشکلات علمی امروز جهان بیاید و از این راه، گفتگوهایی را که بوی قدمت چند صد ساله گرفته بود جان تازه بخشید، این که یک مشکل بزرگ فلسفۀ پیشرفتۀ امروز را چگونه می¬توان به مدد یک اصل حل شده در فلسفۀ ابن سینا گشود یا برای حل یک مغالطۀ به ظاهر لاینحل که اندیشۀ بسیاری از دانشمندان متأخر غربی را به خود مشغول داشته است چگونه می¬توان فی المثل با استفاده از یک تحلیل منطقی در تعلیقۀ مکاسب کمپانی راهی درست یافت ».
از این قضاوت که بگذریم و مستقیماً به آثار و آراء آقای مطهری مراجعه کنیم می¬بینیم که از بسیاری مفاهیم اسلامی مانند زهد، قضا و قدر، صبر و تسلیم، رضا و توکل، تقیه و ... تفاسیر نو و احیاگرانه بدست داده است، حتی موضع گیریهای او در برابر تحریفات واقعۀ عاشورا کم سابقه یا بی سابقه بوده است و عقب ماندگی مسلمین یکی از دغدغه های اصلی او را تشکیل می داده، در یکی از مباحث خود پس از یاد آوری تمدن درخشان اسلامی و نهضت و تحولی که مسلمانان با تکیه بر آموزه های اسلامی در پهنۀ گیتی بوجود آوردند می نویسد: « این پرسش پیش می¬آید که چطور شد مسلمانان پس از آن همه پیشروی و ترقی در علوم و معارف و صنایع و نظامات، به قهقرا برگشتند؟ مسئول این انحطاط و سیر قهقرائی چیست و کیست؟ آیا افراد یا اقوام یا جریانات خاصی سبب شدند که مسلمین از مسیر اصلی خود منحرف شوند، و یا عامل خاصی که مسلمین را بر خلاف انتظار از مسیر خود منحرف کند رخ نداده است بلکه مقتضای طبیعت زمان این است که هر قومی فقط دورۀ محدود و معینی از ترقی و تعالی را طی کنند و سپس راه فنا و زوال و انحطاط را بپیمایند؟ . و در ادامه اظهار می¬دارد که بررسی علل و عوامل این انحطاط نیاز به کار یک گروه دارد و از عهدۀ فرد خارج است.
هر چند که کار اصلی چنین شخصیتی فلسفه و علوم عقلی است اما قرآن در محور مباحث و بحث و تحقیق او قرار دارد، منبع اصلی¬اش در تمام آثار بی شک قرآن کریم و سنّت معصومین(ع) است. بصورت مستقل هم کتاب¬های «آشنائی با قرآن» که تفسیر سوره های خاص از قرآن کریم است را به رشتۀ تحریر در آورده که تا کنون 12 جلد منتشر شده، در این کتاب ها آیات؛ با قلمی روان و برای عموم با سوادان و درس خوانده ها ترجمه و تفسیر شده و مباحث عمیق؛ اما بصورت قابل فهم برای همه، آمده و خواندن این آثار بر معرفت قرآنی علاقه¬مندان به کتاب الهی می¬افزاید.
در اینکه سخنان امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) از نظر شیوائی، فصاحت و بلاغت در یک سطح فوق العاده و عالی قرار دارد همۀ شاعران، سخن شناسان، ادیبان، متخصصان در علوم بلاغت و دانشمندان از روزی که این سخنان پدید آمده تا امروز اتفاق نظر دارند، استاد مطهری میان قرآن و نهج البلاغه مقایسه¬ای انجام می¬دهد، جملاتی از یک خطبۀ امیرالمؤمنین (ع) که از نظر فصاحت فوق العاده جذّاب است می¬آورد و می¬رسد به آیه از قرآن که آن حضرت در همین خطبه آورده، این جا تعبیر عجیبی دارد می¬گوید: «به قدری تفاوت است میان این آیه قرآن و جمله های امیرالمؤمنین، البته چون پای قرآن است جسارت به امیرالمؤمنین (ع) نیست که آبروی تمام کلمات امیرالمؤمنین را می¬برد. » این عبارات را نوشتم تا به این مطلب برسم که استاد مطهری نسبت به جنبه¬های مختلف قرآن کار کرده و این موضوع برای کسانی که با آثار او اُنس دارند روشن و آشکار است.
نتیجه:
بحث مختصری بود راجع به جایگاه قرآن در منظر مهم¬ترین مصلحان جهان اسلام در یک قرن و نیم اخیر، هر چند که متفکران بسیاری در جهان اسلام در مورد عقب ماندگی مسلمین و راه بُرون رفت ازآن اندیشیده¬اند اما سه چهرۀ یاد شده جزء شاخص¬ترین آنها ست، و ما اگر بخواهیم راه آنان را ادامه دهیم باید این کتاب مقدس و عظیم را محور کارها و اعمال¬مان قرار بدهیم که در آن صورت امید است شاهد مقصود را در آغوش بکشیم والا هر راه دیگری غیر از این مسیر به ترکستان است.
پی نوشتها:
- مرنیانی، محمد صادق، اصول حرکت سید جمال الدین، مقالۀ چاپ شده در کتاب در سید جمال، جمال حوزه¬های مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1375، ص 105، فصلنامه بینات، شمارۀ 54، مؤسسۀ معارف اسلامی امام رضا (ع) قم، ص89، گفتگو با دکتر محسن آرمین
- فیرحی، داود، قدرت، دانش و مشرعیت در اسلام، تهران، نشرنی، چاپ پنجم، 1385، ص30
- شایگان، داریوش، بت های ذهنی و خاطرۀ ازلی، امیر کبیر، تهران، 1381 چاپ پنجم، صص94،95
- مجتهد شبستری، محمد، هر منو تیک، کتاب و سنت، طرح نو، تهران، 1381 چاپ ششم، صص159،160
- روحانی، محمود، فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم، آستان قدس رضوی، مشهد، 1372،چاپ دوم، مجلد دوم، صص 166،167
- همان، مجلد دوم، ص 539 و مجله سوم ص1773
- همان، ص 1406
- یوسفی اشکوری، حسن، درای قافله، انتشارات چاپخش، تهران، 1376، چاپ اول، ص129، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهشی، مدخل باز گشت به قرآن
- مدرسی چهار دهی، مرتضی، سید جمال الدین و اندیشه¬های او، امیرکبیر، تهران، 1381، چاپ هفتم، ص387
- مطهری، مرتضی، مجموعۀ آثار 24، انتشارات صدرا، تهران، 1385، چاپ اول، ص36
- شریعتی، علی، مجموعه آثار 5 (ما و اقبال) انتشارات الهام، تهران، 1380، چاپ هشتم، ص103
- خرمشاهی، بهاء الدین و دیگران، دانشنامۀ قرآن و قرآن پژوهی، مدخل اقبال لاهوری
- اقبال لاهوری، محمد، کلیات اشعاری فارسی، انتشارات کتابخانه سناقی، تهران 1370، چاپ پنجم، صص 82، 83
- همان، ص317
- همان، ص33
- همان، ص103
- همان، ص75
- اقبال لاهوری، محمد، احیای فکری دینی در اسلام، ترجمۀ احمد آرام، تهران، بی تا، شرکت سهامی افست، ص1
- همان، ص147 و 148
- مدرسی طباطبائی، سید حسین، زمین در فقه اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1362، مجله اول، ص10
- مطهری، مرتضی، مجموعۀ آثار، ج1، انتشارات صدرا، تهران، 1374، چاپ ششم، ص350
- همان، ج4، 1375، چاپ سوم، ص537
.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.

