ماهنامه هادی

رمزماندگا ری نهضت کربلا

مقدمه:
وقایع و حوادث در طول تاریخ از لحاظ تاثیرات اجتماعی و بارهای مثبت و منفی یکسان نبوده و متفاوت هستند بعضی تاثیراتش سطحی وگذرا است برخلاف بعضی دیگرکه تاثیر عمیق و ماندگاری بجا می گذارند چه بسا از نظر عاطفه و تاثیرات روحی بعضا دچار تحول و انقلاب درونی می¬گردند. عاشورای حسینی از این دسته است. اگر شما به دقت ملاحظه کنید خواهید دید که بارهای مثبت در ابعاد گوناگون تربیتی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و معنوی دراین واقعه آن هم ظریف وعمیق وجود دارد که متفکران واندیشمندان و فرزانگان حوزه ی فکر واندیشه رابه تحیر و تعجب وامی دارد.
گرچه این واقعه برآینداصطکاک و برخورد دو نوع تفکر و دوطینت متضاداست یکی طینت وتفکری پاک که مظهر ایمان، صداقت، عفاف، ایثار، شرف، مروت، حیا، انسانیت، حریت، آزادی که خواستگاه ارزش های والای انسانی است. دیگری طینت خبیث که مظهر کفر، جهل، مکروفریب، حضاخت، شهوت، بی حیایی، بی ادبی، قساوتها و بالاخره اسیر شهوت و شکم است. لکن ما بر ان هستیم تا بدانیم چه عواملی سبب گردیده که این واقعه هر چه زمان از آن بگذرد پرفروغ تر، جذاب تروگسترده تر از همیشه جلوه گر است.عوامل منفی نمی¬تواند ریشۀ ماندگاری این واقعه باشد.
وقتی با نظرعالمانه به این حادثه نگاه شود روشن می¬شود که انچه نهضت کربلا را ماندگار و متمایز از سایر وقایع نموده عوامل مثبت یعنی بارهای مثبت ان است که زایده ی طینت پاک مربوط به خزینه دارعلم الهی وامام برحق حضرت حسین بن علی علیهماالسلام می شود. ما به طور گذرا به چند مورد از بارهای مثبت برگرفته از آیات الهی وکلام حجت خدا امام حسین علیه السلام اشاره می کنیم: حماسه سازان کربلا از بزرگواری وقداست معنوی ـ که ریشه درایمان و اعتقاد آنان به خدا و قیامت و اعتماد وصف ناپذیرشان به رهبری حضرت امام حسین علیه السلام دارد برخوردار بودند انسجام درونی آن ها قابل توصیف نیست. انان باتمام وجود به راستی ودرستی راهی که انتخاب نموده بودند واقف بودند لذا یاری حسین بن علی علیه السلام راتاپای جان وظیفه می¬دانستند؛ از این رو است که دست اندرکاران این نهضت خصوصا سیدالشهدا محبوب قلوب مومنین اند لذا هر چه زمان جلو می¬رود برعظمت و شکوه و قداست نهضت افزوده می شود. ماندگاری این نهضت در حمایتش از دین است که فطرت انسانی بر آن سرشته شده است.عنایت کنید به آیه 24 از سوره ی توبه: قل ان کان اباوکم وابناوکم واخوانکم وازواجکم وعشیرتکم واموالٌ اقترفتمو ها وتجاره تخشون کسادها ومساکن و ترضونها احب الیکم من الله و رسوله وجهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله بأمره والله لا یهدی القوم القاسقین . (یامحمد ) بکو اگر پدران شما و فرزندان شما و برادران شما وهمسران شما و قوم و قبیله ی شما و اموالی که جمع کردید و تجارت که از کسادش می¬ترسید وخانه¬هایی که موردپسند شماست نزد شما محبوب تر از خدا و رسولش وجهاد در راه خدا باشد منتظر باشید تا فرمان برسدوخدامردم بدکار راهدایت نمی کند. خداوند در این آیه به یک امر از اموری که سبب ماندگاری نهضت کربلا است اشاره نموده است.جهت استفاده ی این معنی ذکرسه نکته لازم است :
نکته یک : علاقه به بستگان _ پدر، فرزند، برادر، خواهر، همسر، قوم، قبیله، مال، شغل و خانه امری است حتمی. زیرا امور یاد شده پشتوانه¬های ظاهری بوده در خوشی ها وگرفتاری ها دستگیر فرد بوده و فرد نسبت به ان ها احساس تملق و آرامش می کندبسیاری از امیال وارزو ها با ان ها تامین میگرددواین احساس تملق طبیعی است و جدایی از ان ها دشوار، خصوصا در صورتی که احتمال داده شود که بعد از جدایی وصلتی در کار نیست.
نکته ی دوم: هر فرد مومن ومسلمان بر این باور است که خدا به انسان یک عنایت ویژه وتوجه خاص دارد که به سایر موجودات زمینی ندارد . بعلت اینکه خدا به انسان نیروی عقل وقوه تمیز را داده علاوه بر آن پیامبران را با قوانین و دستورات محکم جهت هدایت بشر فرستاده تا مردم رابسوی خدا و آنچه که خیر و سلاح و رستگاری است راهنمایی نموده واز ضلالت وگمراهی وتبهکاری بازدارندبه این هم اکتفا نکرده پیغمبر اکرم را که خاتم پیامبران است مامور نمود تا بعداز خود خلیفه وجانشینی حضرت امیرالمومنین رابه مردم اعلام نمایدتا جامعه ی اسلامی بدون رهبر و مرجع دینی نماند. نبی مکّرم اسلام و امامان معصوم در این راستا زحمات زیادی رامتحمل گردیدند.جهت تبیین وتبلیغ وحفظ شریعت اسلام از جان ومال وهستی گذشتند.وقتی انسان احسانهای پروردگار عالم را در رابطه با انسان ملاحظه میکند می بیند از او نزدیکتر و دلسوزتر و مهربان ترو...نسبت به انسان هیچ موجودی نیست.به هر اندازه که معرفت انسان نسبت به خدا وانبیا وکتاب زندگی- قرآن کریم- زیادتر شود به همان اندازه عشق ومحبت واطاعت بیشتر میگردد.
نکته¬ی سوم: اگرزمانی رسدکه انسان ملزم گرددبه انتخاب یکی ازدوراه هرطرفی را بگیرد طرف دیگر را ازدست میدهد.اگر بخواهد پدروفرزندو...مال وثروت راداشته باشد ازیاری دین خداوجهاد درراه خدا می¬ماند اگر جهاد در راه خدا را اختیار کند پدر و برادر و فرزند و... را از دست می¬دهد چه کند؟ خداوند فرموده هر گاه دردو راهی قرار گرفتید که اختیاریک طرف برای شما مشکل است و دشوار،خدا، پیامبر و جهاد درراه خدا را اختیار کنید وانگهی نسبت به آنان که دست از خداورسول خدا ویاری دین بر می¬دارند تهدید نموده فرموده منتظر باشید تا فرمان خدا برسدو خدا مردم بدکار را هدایت نمی کند ولطف وعنایت اش را از آنان بر میدارد.بعداز روشن شدن مطلب می بینیم که خدا انسان را در انتخاب راه آزاد گذاشته با اینکه انسان آزاد است از سر دلسوزی و مهربانی با اشاره¬ی غیر مستقیم می¬فرماید طرف خدا را اختیار کن. اینجا است که حسینیان با پشت پا زدن به تمام علایق دنیایی که هر کدام یک عقبه است و هر یک گردنه¬ای است که عبور از ان دشوار است و ایمان و عزم حسینی را می¬طلبد خدا را... بر میگزینند.
درزمانی که عالم اسلام گرفتار فتنه ومنکر شده بود قدرت به یزید بن معاویه(فردی که هم فاسد و هم مفسدو هم قاتل نفوس محترمه بود) رسید. حسین بن علی علیه السلام کمر را بست امام درست در همان دو راهی قرار گرفته بود که انتخاب هر طرف بهای سنگینی دارد آن کسی که عصاره ی خاقت درباره ی او فرمود:حسین منی وانا من حسین...! پیغمبر کسی است که خدا در باره اش فرمود: و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی. هرگز به هوای نفس سخن نمی گوید سخن اوغیر وحی نیست.او فرمود حسین (ع) ازمن ومن از حسینم.یعنی حسین عزیز پیامبرو هم عزیز خدا است مسلمانها بدانید احترام گذاشتن به حسین (ع) احترام گذاشتن به پیامبر است. مردم جزمقام نبوت بقیه را هر چه من دارم (امامت، رهبری، مرجعیت دینی و نفوذ معنوی) حسینم آنها را دارد بر شماست که از حسینم پیروی کنید.مردم حسین فرزند من است ودر دامن من بزرگ شده من حسینم راخوب می شناسم و هم اوست که قدر و منزلت و مقام من را میداند حسینم میداند که من جان جانانم وهم من میدانم که حسین جان من است حسین روح وروان من است حسین آرام جان من است. سبط النبی میدانست بر اینکه ماندن این منکر (یزید) سبب از بین رفتن اسلام و هتک حرمت وحیثیت مسلمین است.تحمل این فرد فاسد ومسفد وفاقد صلاحیت غیر ممکن آنگاه امام (ع) ضمن بر شمردن هدف خود ازنهضت، فقدان صلاحیت یزید را نیز بیان می فرماید:در روایتی که از آن امام همام رسید چنین آمده: اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنا فسا فی سلطان ولا التماس من الفضول الحطام پروردگارا این حرکتی که ما کردیم تو میدانی که برای قدرت طلبی نبود برای جمع اوری مال و ثروت نبود بلکه هدف این است :
1_ و لکن لنری العالم من دینک "خواستم پرچم های دین تو را برافراشته کنیم ."بنی امیه تلاش نمودند که از اسلام جز نامی باقی نگذارند.
2_ ونظهر الاصلاح فی بلادک . ازکشورهای اسلامی فساد را ریشه کن نموده اصلاح را بوجود آوریم.
3_ و یا من المظلومون من عبادک. بندگان مظلوم (مستضعفین) تو (آنان که دستشان به جایی بند نیست)امنیت پیدا کنند.
4_ ویعمل بفرایضک و سننک و احکامک . مردم به احکام و سنن وواجبات تو عمل کنند سعادت دنیا و آخرت، عدل و انصاف، آزادی و حریت، امنیت و آسایش در گرو عمل به دین است این خواسته ها همه برحق اندکه جزدرسایه عمل به دین به دست نمی آیند. امام علیه السلام ضمن بیان دلایل نهضت، به عدم مشروعیت حکومت غاصبانه یزید نیز اشاره نموده است: از کلمات امام علیه السلام معلوم می شود که اهل بیت علیهم السلام چه قدر عاشق خدمت به مردم بوده اند. آنچه را که ما ازکلام امام به طریق اشاره استفاده می کنیم این است :
چگونه ممکن است شخص بد سابقه ای مثل یزید پسر معاویه فاقد صلاحیت زمامداری و متجاهر به فسق زمام حکومت کشور اسلامی را به دست می گیرد شخصی که خود به انواع مفاسد اخلاقی آلوده است و خود جرثومه¬ای از فساد است، شخصی که با تکیه به کرسی خلافت در محضر عام شراب می¬خورد می شود انتظار داشت که با مفاسد اخلاقی و اشاعه ی فحشا و خوردن شراب ومفاسد اقتصادی مثل ربا، رشوه، کلاهبرداری و... مبارزه کند؟ در کشور اسلامی وقتی فردی با اکثریت ارای مردم به پستی و مقامی می رسد وظیفه اش هدایت کشور، خدمت به مردم، جلوگیری از انواع مفاسد و منکرات، تامین امنیت جانی و مالی برای هر فرد ساکن در آن سامان، مجازات تبهکاران، اصلاح امور مربوط به معاش و ایجاد زمینه های رشد فکری، فرهنگی، اقتصادی می¬باشد ثبات سیاسی و تلاش در جهت اینکه مردم نسبت به اسلام از لحاظ عقیده و عمل پیشرفت کنند اما فرمان یزید وفرمان بری مردم از او هر دو غلط است و غیر مشروع. اطاعت از یزید اطاعت از شیطان است به فرموده¬ی امام حسین (ع):
یا فرزدق ان هولاء(حاکمان شام) قوم لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و... متاسفانه بعضی از روسای کشورهای اسلامی مایه ی شرمندگی هستند دیده می شود که چگونه ذلیلانه از هویت اسلامی¬اش بیگانه و باهویت غیر اسلامی در جمع ظاهر می شوند این دردی است که با تقویت ایمان و آگاهی فرد فرد جامعه اسلامی علاج پذیر خواهد بود. تا اینجا روشن گردیدکه رمز ماندگاری نهضت کربلا عوامل ذیل است:
1_ صبغه¬ی الهی
در فرهنگ اسلام هر نوع عمل و رفتار و گفتاری که جهت محض رضای خداوند به لحاظ اطاعت و فرمان بردن از دستورات او انجام پذیرد او باقی می ماند براین اساس حمایت از دین خدا وجلوگیری از مفاسد واحیاء سنن الهی و سنت پیامبراکرم (ص) و جلوگیری از انحرافات و هدایت مردم به راه خدا اموری است که خداوند از عاملین آن راضی است ورضایت خداوند ضامن بقاءاست .صبغه الله و من احسن من الله صبغه ونحن له عابدون رنگ آمیزی خدا است خوش تر از رنگ آمیزی خدا رنگی نیست و ما او را پرستش می کنم.
2_ به روز بودن نهضت
حضرت حسین بن علی (ع) با این نهضت راهی به طول زمان در راستای حمایت از دین خدا برای رهروان و رهپویان قافله ی نور گشوده است از این رو است که بعد از واقعه ی کربلا نهضت های اصلاحی و خیزش های هدف مند در کشورهای اسلامی ارتباط نزدیک با واقعه¬ی کربلا داشته و در عصر حاضر انقلاب اسلامی ایران به رهبری، رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (قدس سره) و با پشتوانه ملت فهیم و شجاع ایران متأثر از نهضت کربلا است.
3_ سنت الهی
آنان که از روی صداقت و راستی در راه یاری خدا ودین او قدمی بر می دارند خدا آنان را یاری نموده نام شان و کارشان را بیمه می کند کسانی را که خدا بالا میبرد قدرتی نیست که آنان را پایین آورد. نام حسین (ع) و کار حسینی را خدا جهانی کرده و او رامحبوب قلوب مومنین قرار داده.
غلام نبی فاضل

پی نوشتها:
1 - سوره ی مبارکه ی توبه (آیه ی 24).
2 - کتاب عاشورا زیر نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی چاپ اول صفحه¬ی 37 سال 1384 سلیمان زاده.
3 - النجم/3/4
4 - کتاب عاشورا، همان صفحه 235
5 - کتاب عاشورا_همان صفحه ی 251
6 -همان صفحه 239
7 - سوره ی مبارکه ی بقره/آیه ی 138
8 - سوره ی مبارکه ی روم/47"وکان حقا علینا نصر المومنین" بر ماست که مومنین را یاری دهیم.
9 - سوره¬ی مبارکه¬ی مریم/96"ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا"آنان که ایمان آوردند وعمل صالح انجام دادند خداوند محبت آن هارادرقلب دیگران قرارمی دهد.

.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.