ماهنامه هادی
غیرت دینی در قیام امام حسین (ع)
مقدمه
جایگاه غیرت دینی در قیام امام حسین (ع) روشن است و همان گونه که از سخنان آن حضرت به خوبی به دست می آید، عمده عامل حرکت امام از مدینه و مبارزه با دستگاه جور یزیدیان دفاع از دین و قرآن و از بین بردن منکرات و خرافات بوده است. امام برای رسیدن به این هدف عالی تمام هستی اش را فدا کرد و بهترین جوانانش را در جهت اعلای کلمه توحید از دست داد. گذشته از آن، اسارت زن و بچه و اهانت و تحقیر دشمنان نسبت به آن ها چیزی است که تنها اگر در راه خدا باشد، آسان است؛ وگرنه تحملش برای شخصیتی همانند امام حسین (ع) مشکل خواهد بود. امام همه را تحمل کرد، به خاطر آن که در راه خدا بود و هر چه در راه او باشد، ماندگار و از منظر آن حضرت قابل تحمل است. در این مقاله ضمن تبیین مفهوم غیرت دینی و بیان اقسام آن، به بررسی تجلی غیرت دینی در قیام امام حسین (ع) پرداخته و نمونه هایی از سخنان آن حضرت را در این زمینه ذکر می کنیم. سپس غیرت دینی را در میان یاران امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) آن حضرت پی می گیریم و مصادیقی از تبلور دین مداری در گفتار و رفتار امام و اهل بیت و یاران آن بزرگوار ارائه خواهیم داد.
مفهوم غیرت
واژه غیرت در لسان اهل لغت به معناهای گوناگونی به کار رفته است که عبارتند از: مشتاق بودن، رشک بردن، غیرت مندانه حفظ کردن و مورد حمایت قرار دادن. غیرت در لغتنامه دهخدا نیز به معنای رشک و حسد، حمیت و محافظت، نگهداری، عزت و شرف آمده است. مجمع البحرین غیرت را چنین معنا می کند: تنفر و ناپسند داشتن کسی از شرکت دیگران در امری که سخت آن را دوست دارد و مورد علاقه اش است. اقرب الموارد گفته است: غیرت مرد بر زن خود و همچنین غیرت زن بر شوهر خود حمیت داشتن نسبت به وی و ناپسند شمردن شرکت دیگری در حقی است که نسبت به او دارد. صاحب قاموس اللغه می گوید: غیرت از جمله احساسات بشر است که موقع وجود شک در امانت داری زن، هنگام غضب و یا به جهت اهتمام نسبت به امری ظاهر می گردد.
نکته ای مشترک در گفتار لغویان در باب غیرت این است که همه آنان به نوعی بر اهتمام ورزی و حساسیت فرد نسبت به آن چیزی که متعلق غیرت مندی واقع می شود، تأکید دارند. یعنی شیء مورد غیرتمندی به اندازه ای برای صاحبان غیرت ارزشمند و مهم است که حاضرند برای حفظ و نگهداری آن، هر نوع ایثار و فداکاری از خود نشان دهند. ممکن است آن چیزی که عامل بروز غیرت شده، مسئله مادی باشد مانند مال و ثروت و ناموس یا معنوی نظیر مقدسات دینی.
غیرت در اصطلاح، قریب به معنای لغوی است و علمای اخلاق غیرت را چنین تعریف کرده اند: غیرت و حمیت یعنی تلاش در نگهداری آن چه که حفظش ضروری است. این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد و یکی از ملکه های نفسانی انسان است که جزو مردانگی وی شمرده می شود تا آن جا که مرد بی غیرت از زمره مردان خارج است.
اگر غیرت بری با درد باشی
و گر بی غیرتی نامرد باشی (نظامی)
گر چه غیرت بردن از عاشق نکوست
غیرت معشوق دایم بیش از اوست (عطار)
ضرورت غیرت دینی
غیرت، یکی از کمالات انسانی است که دست پر توان آفرینش آن را در وجود آدمی تعبیه کرده است. غیرت ورزی در حد عالی و مطلوب آن لازمه انسانیت انسان، به ویژه مؤمنان پرهیزگار است. امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: ان الله یغار للمؤمن فلیَغَر من لا یغارُ فانه منکوس القلب؛ خداوند برای مؤمن غیرت می ورزد پس او نیز باید غیرت آورد، هر کس که غیرت نورزد دلش وارونه است.» شاید مراد از وارونگی دل این باشد که انسان بی غیرت از حالت طبیعی خارج شده و به ورطه پوچی و تباهی سقوط می کند.
وجود غیرت در جامعه بشری تا آن جا ضروری و حیاتی است که شارع مقدس در تشریع احکام اسلامی نیز به آن عنایت فرموده است. در این زمینه رسول خدا (ص) فرمودند: « الا و ان الله حرّم الحرام و حدّ الحدود و ما احدٌ اَغیَر من الله وَ مِن غیرته حَرَّم الفواحش؛ آگاه باشید که خداوند محرمات را حرام و حدود را وضع کرد و هیچ کس غیورتر از خدا نیست که از روی غیرت زشتی ها را حرام کرده است.» از همین روست که خداوند به هر غیرتمندی نظر لطف و مرحمت دارد آن جا که امام صادق (ع) فرمود: ان الله غیورٌ یحب کل غیور؛ خداوند غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.»
انواع غیرت
الف- غیرت دینی
منظور از غیرت دینی این است که انسان مسلمان نسبت به کیان اسلام و آن چه بدان مربوط می شود حساس باشد با تمام قوا در اثبات و اجرای آن بکوشد و از کوچکترین خدشه و تعرضی نسبت به آن جلوگیری کند. بر این اساس جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، توصیه به حق و پایداری، پرداخت خمس و زکات و تعلیم و تعلم و... می توانند در راستای غیرت دینی قرار گیرند؛ چرا که هر یک از موارد یاد شده از یک سو در تحکیم احکام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر با ضد آن سر ستیز دارد. قرآن مجید با لحن تحریک آمیزی از مسلمانان می خواهد که ضمن تقویت غیرت دینی خویش، در موارد لزوم آن را به کار گیرند و از اسلام و مسلمانان بی یاور دفاع کنند. قرآن کریم می فرماید: «و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال والنساء والوالدان؛ شما را چه شده که در راه خدا و مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید؟»
امیرمؤمنان علی (ع) نیز غیرت را عین دیانت دانسته می فرماید: «غیرة الرَّجُل ایمانٌ؛ غیرت مرد (عین) ایمان او است.» همة غزوه ها و سیره های پیامبر اعظم (ص) و جنگ های سه گانة امیرالمؤمنین علی (ع)، مبارزه و صلح تحمیلی امام حسن مجتبی (ع)، حماسه جاوید عاشورا و مبارزات بی امان پیشوایان معصوم (ع) و علمای درد آشنا در طول تاریخ همگی رنگ «غیرت دینی» داشته است. خداوند در باره پیامبر می فرماید: «لعلک باخعٌ نفسک الا یکونوا مؤمنین؛ گویا از اینکه ایمان نمی آورند می خواهی جانت را از دست بدهی.» حتی پیامبر(ص) از اینکه مردم ایمان نمی آوردند، نزدیک بود هلاک شود. این امر نشان دهنده غیرت والای رسول خدا (ص) است که نسبت به هدایت مردم حساس بودند.
حضرت علی (ع) از اینکه مسلمانان نسبت به اجرای احکام اسلام و جهاد در راه خدا از خود بی تفاوتی نشان می دادند ناراحت بود و از خدا طلب مرگ می کرد و می فرمود: «قاتلکم الله لقد ملأتم قلبی قیحاً و ثخنتم صدری غیظاً؛ خدا مرگتان دهد که دلم را چرکین کردید و سینه ام را از خشم آکندید.» غیرت دینی امیرمؤمنان (ع) به اندازه ای بود که در اثر ناراحتی از پایبند نبودن مردم به ارزش های دینی می فرمود: «لوددتُ ان الله فرق بینی و بینکم و الحقنی بمن هو احق بی منکم؛ به تحقیق دوست دارم که خدا میان من و شما جدایی افکند و به کسی که سزاوارتر از شما به من است ملحقم سازد.»
ب- غیرت ملی
مراد از «غیرت ملی» احساس مسئولیت در برابر تمامیت ارضی کشور اسلامی و دلسوزی و حمایت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است که به شکلی با غیرت دینی و غیرت ناموسی نیز پیوند دارد. ناگفته پیدا است که «ملی گرایی» به معنای امروزی از نظر اسلام محکوم است، ولی وطن دوستی و مشارکت در دفاع از میهن و هم میهنان مسأله ای است که با سرشت انسانی عجین و از سوی اسلام هم به رسمیت شناخته شده است. چنان که پیامبر می فرماید: «حُبُّ الوطن من الایمان؛ وطن دوستی جزیی از ایمان است.»
امام خمینی ره در این باره چنین فتوا داده است: «اگر دشمن به کشور اسلامی یا مرزهای آن حمله کند و اسلام و جامعه اسلامی مورد خطر قرار گیرد، بر مسلمانان واجب است که به هر وسیلۀ ممکن و با بذل جان و مال از آن دفاع کنند.»
ج) غیرت ناموسی
غیرت ناموسی، از دیگر انواع غیرت است که بر اساس آن، مسلمانان وظیفه دارند عفت شخصی و عمومی را در روابط اجتماعی و خانوادگی رعایت کنند. زنان با حجاب کامل اسلامی و رعایت شؤون اجتماعی از هر گونه خودنمایی و تحریک مردان امتناع ورزند و مردان نیز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاکدامنی خود و دیگران همت گمارند. همچنین ناموس خود را از رفت و آمد های غیر ضروری، پوشیدن لباس های جلف و زننده و هرگونه خودآرایی در اجتماع، سخن گفتن و رو به رو شدن با نامحرم باز دارند تا زمینة ناامنی ناموسی از جامعه محو شده، جای خود را به امنیت و عفت و غیرت مندی بدهد. انسان باید مراقب همسر، دختر، خواهر و دیگر فامیلهای خویش باشد و تا آن جا که می تواند آن ها را از انحراف باز دارد. نگذارد آنان در موارد غیر ضروری با نامحرم تماس بگیرند، زیرا اختلاط زن و مرد و روابط ناسالم عامل گسترش فساد و انحراف است و از این رو، پرهیز از آن مورد توجه جدی اسلام و رهبران دینی است.
غیرت، اصولاًً پاسبان و نگه دارنده ناموس از خطرات است. استاد مطهری می نویسد: «غیرت نوعی پاسبانی است که آفرینش برای حفظ حیثیت و مختلط نشدن نسل ها در وجود بشر قرار داده است. علت این که مرد حساسیت فوق العاده ای نسبت به ناموسش دارد، ناشی از فطرت اوست. یعنی دستگاه خلقت مأموریتی به او داده تا نسب خود را در نسل های آینده حفظ کند. این احساس مانند علاقه انسان به فرزند است که اگر حس غیرت در مردان نبود، رابطه نسل ها با یکدیگر قطع می شد و هیچ پدری فرزند خود را نمی شناخت. با قطع ارتباط نسبی از میان مردم، حس اجتماعی آنان از بین می رفت و یا متزلزل می شد.»
امام حسین (ع) و غیرت دینی
عنصر اصلی قیام امام حسین (ع) دین گرایی و احیای ارزش های دینی و سنت نبوی بود که این امر در سخنان آن حضرت از مدینه تا کربلا به خوبی منعکس شده است. هر چند تبیین این مطلب و نشان دادن غیرت دینی در نهضت عاشورا نیازمند فرصت بیش تر است و نمی توان در یک مقاله آن را بیان کرد، ولی در این جا لازم است به عنوان نمونه به برخی از انگیزه های انقلاب امام حسین (ع) اشاره کنیم.
1. ترویج امر به معروف و نهی از منکر، انگیزه قیام امام حسین(ع):
اگر قیام امام حسین (ع) را از آغاز تا پایان به دقت مورد توجه قررا دهیم، خواهیم یافت که غیرت دینی در تمام صحنه های آن نهضت مقدس به خوبی نمایان است. چرا که آن حضرت اساس مخالفت خویش با دستگاه خلافت یزید را نشر معارف و ارزش های دینی قرار داد که در حکومت معاویه و فرزندش یزید از بین رفته بود، و در وصیت خود به محمد حنفیه می فرماید: «إنّما خرجت لطلب الاصلاح فی آمة جدی (ص)، اُرید أن آمُرَ بالمعروف و انهی عن المنکر و أسیرَ بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب (ع)؛ تنها به انگیزه سامان بخشی در امت جدم قیام کردم؛ می خواهم به نیکی ها، فرمان دهم و از بدی ها بازدارم، روش جد خود و پدرم علی بن ابی طالب (ع) را دنبال کنم.»
امام (ع) در این وصیت هدف از نهضت خود را اعلام فرمود و رکن اساسی قیامش را اجرای امر به معروف ونهی از منکر قرارداد که در خلافت معاویه و یزید، نه تنها بکلی فراموش شده بود، بلکه برخلاف آن رفتار می شد؛ یعنی به منکرات عمل و از امتثال اوامر و احکام الهی جلوگیری می گردید. امام حسین (ع) در این زمینه می فرماید: «ألاتَرَونَ إلی الحقِّ لایُعمَلُ به و إلی الباطِلِ لایُتَناهی عَنهُ؛ آیا نمی بینید که کسی به حق عمل نمی کند و از باطل نهی کنندۀ نیست.»
حضرت در این سخنان، از وارونه شدن نظام ارزشی در حکومت اموی سخن می گوید؛ بدین معنا که ساختار بایدها و نبایدها در جامعه آن روز دگرگون شده بود و ضد ارزش به جای ارزش نشسته و به ارزش ها به عنوان منکر نگریسته می شد. امام در این وضعیت می فرماید: «لِیَرغَبَ المُؤمنُ فی لقاءِ رَبِّهِ مُحِقّاً، فَإنّی لا أرَی الموتَ إلا سَعادةً و الحیاةَ معَ الظَّالِمِینَ إلا بَرَماً؛ در چنین شرایطی یک مرد خدا باید طالب مرگ باشد، و بدون تردید لقای پروردگار خود را آرزو کند و من در این وضعیت مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران و ناپاکان را جز ذلت و ننگ نمی بینم.» منطق امام حسین (ع) از آغاز نهضت تا هنگام شهادت ایستادگی و مبارزه با ظالمان بود و در تمامی خطبه ها و سخنرانی ها بر عنصر دین تکیه داشت. امام (ع) در پاسخ مروان بن حکم فرمود: «وعلی الاسلام السَّلام إذ قد بُلیتِ الامَّةُ بِراعٍ مثلَ یزید؛ باید با اسلام خدا حافظی کرد که امت اسلامی به فرمان روای چون یزید، گرفتار آمده است.» طبق بیان امام بیعت کردن با یزید برابر است با ختم اسلام و در این صورت باید فاتحه اسلام را خواند؛ چون بیعت به منزله مشروعیت بخشیدن به خلافت ظالمانه یزید بود که حضرت فرمود: «ویزیدُ رجلٌ فاسقٌ شاربُ الخمرٍ قاتلُ النَّفس المُحَترَّمةِ مُعلِنٌ بالفسقِ و مِثلِی لایُبایِعُ مِثلَهُ؛ یزید مردی است تبهکار، مَی آشام و کشنده انسان های محترم و پاک که آشکارا گناه می کند و مثل من، با چنین کسی بیعت نخواهد کرد.»
غیرت دینی امام حسین (ع) که برخاسته از عمق جسم و جان اوست، به او اجازه نمی دهد که به فرد متجاهر به فسقی مانند یزید دست بیعت بدهد و حکومت وی را به رسمیت بشناسد. چرا که به فرموده آن حضرت: «إنّا اهلُ بیتِ النُّبُوة و معدِنُ الرِّسالةِ و مُختَلَفُ الملائکةِ و محلُّ الرَّحمةِ و بِنا فَتَحَ اللهُ و بِنا خَتَمَ اللهُ؛ ما خاندان نبوت و معدن رسالت و موضع رفت و آمد فرشتگان و محل رحمت خداوندیم و خدا (هستی را) به ما آغاز فرمود و به ما نیز ختم کرد.» اهل بیت (ع) تبلور همه ارزش ها و خوبی ها هستند و خداوند نظام هستی را با نام ایشان آغاز کرده و سرانجام به نام آن بزرگواران پایان خواهد داد. بنابراین، انگیزه اصلی در قیام امام حسین (ع) اجرای امر به معروف و نهی از منکر بود که در زمان خلافت بنی امیه فراموش گشته بود. این انگیزه ناشی از عمق غیرت دینی و حساسیت آن حضرت نسبت به اجرای احکام اسلامی بود.
2. غیرت دینی در گفتار و رفتار امام حسین (ع):
امام حسین (ع) افزون بر آن که در تمام زندگی انگیزه ای جز احیای دین اسلام نداشت، در همه صحنه ها و به خصوص در قیام کربلا همواره از دین دفاع کرد و سرانجام تمام هستی اش را در راه دفاع از دین فدا نمود. هرگاه با دوستان و یاران یا دشمنان سخن می گفت، عنصر اصلی سخنانش را دفاع از دین تشکیل می داد. از جمله در کنار مزار جدش رسول خدا (ص) عرض کرد: «اللّهُمَّ! إنِّی اُحِبُّ المعروفَ و اُکرهُِ المنکرَ؛ خدایا! من نیکی ها را دوست داشته، بدی ها را دشمن می دارم.» یعنی ارزش های دینی در نزدم محترم و رذائل و ناشایسته های اخلاقی در نظرم منفور می باشند. به همین دلیل در شب عاشورا فرمود: «إنّی قد اُحِبُّ الصَّلاةَ لهُ و تلاوةَ کتابه و کثرةَ الدُّعاءِ و الإستغفار؛ او (خدا) می داند که من نماز، قرائت قرآن، دعا و استغفار در پیشگاه او را دوست دارم.»
روز عاشورا درآن صحنه کارزار و جنگ نابرابر در حالی که غریب و تنها بود، جز دفاع از دین به چیزی نمی اندیشید و شعار هایی که به زبان می آورد همه حاکی از حماسه و غیرت دینی بود. در اشعار منسوب به آن حضرت آمده است:
ترکتُ الخلقَ طُرّاً فی هواکا
و أیتمتُ العیالَ لیکی اراکا
ولو قطَّعتنی فی الحُبِّ ارباً
لما حنَّ الفؤادُ الی سواکا
همه خلق را در راه عشق به تو رها کردم و راضی به یتیمی کودکانم شدم تا تو را بنگرم و اگر در راه عشق به تو، مرا قطعه قطعه کنند، دل جانسوزم هرگز به سوی غیر تو متمایل نگردد.
امام حسین (ع) زمانی که در برابر سپاه کوفه و شام قرار گرفت، خطاب به آنان فرمود: «ألا وإنَّ الدَّعیَّ ابن الدَّعیَّ قد رکزنی بین اثنتین: بین السِّلَّۀ والذِّلَّۀ و هیهاتَ مِنّا الذِّلَّة، یأبَی اللهُ لنا ذلک و رسولُهُ و المؤمنونُ و حُجُورٌ طهُرت و اُنوفٌ حَمیَّةٌ و نفُوسٌ آبیَّةٌ من أن تُؤثِرَ طاعةَ اللِّئامِ علی مَصارعِ الکِرامِ؛آگاه باشید! زنازادة پسر زنازداه (یزید بن معاویه) مرا بین دوکار مخیر گردانید: شمشیر کشیدن یا خواری چشیدن و به دور باد که ما به ذلت تن دهیم که خدا و رسولش و مؤمنان بر ما نمی پسندند و دامن های پاک و پاکیزه و سرهای پر حمیت و جان های والایی که فرمانبرداری فرومایگان را بر کشته شدن با افتخار، ترجیح ندهند.
این گفتار امام حسین (ع) برخاسته از اندیشه های بلند ظلم ستیزی آن حضرت است که در قالب اتمام حجت بر دیگران و دعوت از آنان به دفاع از اسلام و حریم اهل بیت (ع) تجلی یافته و در حقیقت بیانگر عمق غیرت دینی و احساسات درونی آن بزرگوار نسبت به ارزش های اسلامی است. زیرا آن حضرت خود را میان دو چیز مخیر می بیند: یکی تسلیم در برابر دستگاه جور یزیدیان و زندگی بی درد و غم و توأم با آسایش؛ مبارزه با دستگاه و احیای سنت بنوی و ارزش های فراموش شده. اما امام با جمله معروف «هیهات منا الذلة» به این دوگانگی پاسخ داده و راه دفاع از کیان دین و اسلام را یگانه روش مناسب برای نیل به اهداف عالی خویش دانسته، آن را انتخاب می کند. چرا که امام حسین (ع) وارث انبیا و اولیای بزرگ الهی است که در طول تاریخ خط بزرگ توحید و یگانه پرستی را ترسیم نموده و در جهت اعلای پرچم پر افتخار توحید سرمایه گذاری های بزرگ کرده اند. اینک که نوبت به امام رسیده وظیفه خود می داند که آن شجره طیبه انبیا را آبیاری کند، هر چند این کار به دادن خون بهترین انسان های روی زمین و اسارت زن و بچه و رفتار ظالمانه دشمنان نسبت به آنان تمام گردد. به خاطر آن که اهمیت اسلام و بقای آن به مراتب با ارزش تر از تحمل مصیبت های ناگواری است که به اهل بیت (ع) آن حضرت وارد می شود. از این جا معروف شده است که دین اسلام «محمدیة الحدوث و حسینیة البقاء» است؛ یعنی آغازگر نهضت عظیم اسلامی پیامبر (ص) بود که در مدت 23 سال با جهاد و مبارزه با مشرکان و بت پرستان اسلام را به مردم دنیا معرفی کرد. پس از ارتحال آن حضرت ارزش های اسلامی به تدریج در میان مسلمانان کم رنگ می شد و امر به معروف و نهی از منکر به مرور زمان از جامعه محو می گشت؛ در این زمان شجره اسلام نیاز به تقویت و آبیاری داشت که امام حسین (ع) با انجام نهضت مقدس عاشورا آن را تا ابد بیمه کرد.
3. غیرت دینی در خاندان امام حسین (ع)
الف) جوانان بنی هاشم: سرگذشت هریک از جوانان بنی هاشم در قضیه کربلا و نقش آفرینی آنان در دفاع از اسلام و پیشوای شان امام حسین (ع) را اگر مورد مطالعه قرار دهیم، موج احساسات مذهبی و شعله های غیرت دینی را به وضوح مشاهده می کنیم. در این جا به عنوان نمونه به سخنان و عملکرد برخی از جوانان پاک باخته و فداکارامام حسین (ع) در دفاع از دین و قرآن اشاره می کنیم به این امید که نسل جوان امروز به سیره آن بزرگواران تأسی نموده، از زندگی افتخار آمیز و عزت بخش آنان درس بیاموزند.
یک) ابالفضل العباس: عباس برادر امام حسین (ع) که معروف به «قمر» و ماه بنی هاشم است، فرمانده کل سپاه آن حضرت در کربلا بود و به عنوان سقا و آب آور خیمه گاه برادرش ابا عبدالله (ع) ایفای وظیفه می کرد. رفتار عباس با اهل بیت (ع) برادر و برخورد او با دشمنان امام حسین (ع) در کربلا، به گونه ای است که نام او را در تمام اذهان زنده نگه داشته و چهره ماندگاری از وی تا قیام قیامت پدید آورده است. داستان رد امان نامه شمر به وسیله عباس و برادرانش، چیزی است که در تاریخ بشر نظیر ندارد و تنها قمر بنی هاشم است که در سخت ترین شرایط و با یقین به شهادت از پذیرش چنین درخواستی خودداری می کند و حتی حاضر به ملاقات با آن تباه کار نمی شود و اگر به دیدار او می رود طبق توصیه برادرش امام حسین (ع) است.
محاصره حسین (ع) و یاران و اهل بیتش (ع) هر لحظه تنگ تر می شد، سپاه دشمن رو به افزایش بود و با ورود نیروهای جدید از سوی ابن زیاد تعداد آنان رو به فزونی می رفت، اهل بیت امام حسین (ع) در میان امواج لشکر بی رحم و قسی القلب در انتظار آمدن کسانی بودند که در آن روز سخت از حریم آنان دفاع کنند، ولی کسی بدین منظور به سوی خرگاه آن ها نمی آمد، زنان و دختران از مشاهده چنین وضعیتی به شدت نگران بودند، تنها کسی که برای بچه های امام حسین (ع) مایه امیدواری بود پرچمدار کربلا ابالفضل العباس بود. روز نهم که آخرین روز زندگی حسین (ع) و یارانش بود، شمر نزدیک خیام امام حسین (ع) آمد و صدا زد: «أین بنوا اُختنا؟ خواهر زادگان من کجایند؟ عباس و برادرانش جواب ندادند، امام فرمود: هرچند او آدمی فاسق است، پاسخش را بدهید. عباس و برادرانش جلو آمدند و گفتند: از ما چه می خواهید؟ شمر گفت: ای فرزندان خواهرم، شما در امان هستید.
آن جوان مردان در پاسخ گفتند: «لعنک الله و لعن امانک اَتُؤمِنُنا و ابن رسول الله لا امانَ له؛ خداوند تو و امان تو را لعنت کند، آیا به ما امان می دهی و فرزند رسول خدا (ص) امان ندارد؟» نپذیرفتن دعوت شمر و لعن و نفرین به او ناشی از عمق ایمان و حق شناسی و غیرت دینی عباس و برادرانش است که در برخورد آنان با شقی ترین انسان بروز کرد و اوج ایثا و فداکاری آن ها را نشان می دهد.
همچنین شعارهایی که عباس در میدان جنگ می خواند از دیگر نمادهایی است که برخاسته از صلابت دینی می باشد. عباس در حالی که دست راستش از بدن جدا شده بود، خطاب به لشکر یزید می فرمود:
و اللهُ إن قطَعتُمُ یَمِینی
إنّی اُحامی ابداً عن دینی
و عن امامٍ صادقِ الیقین
نجلِ النبیِّ الطّاهرِ الامینِ
به خدا قسم اگر دست راستم را قطع کردید، من همچنان از دینم حمایت می کنم و از امامی که یقین راستین دارد دفاع می نمایم، آن امامی که پسر دختر پیامبر پاک و امین می باشد.
دو) علی اکبر (ع): علی اکبر اولین کسی بود که در روز عاشورا از بنی هاشم قدم به میدان نبرد گذاشت و پیش از سایر جوانان بنی هاشم به شهادت رسید. تمام حرکات و رفتار او از مدینه تا موقع شهادت، نشان دهنده اوج ایمان و غیرت دینی بود که در تمام وجودش مشاهده می شد. به نقل سید ابن طاوس، زمانی که کاروان امام حسین (ع) در منزل ثعلبیه رسید، امام در اثر خستگی مقداری خوابید و سپس بیدار شد و فرمود: «لقد رأیتُ هاتفاً یقولُ: أنتُم تَسیرُونَ و المَنایا تَسیرُ بکُم الی الجَنَّةِ؛ هاتفی را در خواب دیدم که می گفت: شما می روید و مرگ تندتر شما را به بهشت حرکت می دهد.» علی اکبر در کنار پدر بود، عرض کرد: پدر جان! آیا ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: «بَلی یا بُنَیَّ و الَّذی الیهِ مرجِعُ العبادِ؛ آری، فرزندم قسم به خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست ما برحقیم.»
سوال علی اکبر از حقانیت مسیری که در آن حرکت می کند، نشأت گرفته از عمق غیرت دینی او ست که می خواهد جانش را در یاری دین خدا فدا کند. این پرسش و پاسخ بیانگر نهایت اهتمام علی اکبر به دفاع از دین خدا است؛ زیرا او پس از شنیدن کلام پدر که دلالت بر مرگ داشت بلافاصله از مسیر و هدفی که در پیش دارند سوال می کند. وقتی پاسخ امام را می شنود آرام می گیرد، چون شهادت در راه دین را تمام آمال و آرزوی خویش می داند. امام هم در حق فرزندش دعا می کند و می فرماید: «فجزاک الله یا بُنَیَّ خیرَ ما جزا ولداً عن والده؛ پسرم! خداوند بهترین پاداشی را که به فرزندی از پدر داده، به تو مرحمت فرماید.»
سه) قاسم بن الحسن (ع): قاسم برادر زاده امام حسین (ع) با این که نوجوان نا بالغ بود و چند بهاری از عمرش نگذشته بود، در عین حال عشق به شهادت در تمام وجودش موج می زد. او برای رسیدن به مقام والای شهادت لحظه شماری می کرد و اندیشه ای جز شهادت در راه خدا در دل نداشت. شب عاشورا امام حسین (ع) به اصحاب فرمود: فردا همه شما کشته خواهید شد، قاسم نزد عمویش آمد عرض کرد: من هم فردا کشته می شوم؟ امام ابتدا فرمود: «کیف الموت عندک؛ مرگ در نظر تو چگونه است؟ عرض کرد: «احلی من العسل؛ از عسل شیرین تر است.» این گفتار قاسم اوج شیدایی و عشق او به شهادت را نشان می دهد که از عمق جانش تجلی یافته است. تشبیه شهادت به عسل و لذت مرگ در راه خدا را بیش تر از لذت عسل دانستن از یک نوجوان کم سن و سال، گواه بر غیرت دینی و احساسات پاکی است که در تمام وجودش می جوشد.
شعارهای قاسم در روز عاشورا و زمان دفاع از اسلام و حریم عمویش امام حسین (ع) نیز از نشانه های ایمان عمیق او به باورها و ارزش های دینی است که در راه اجرای آن به شهادت رسید. قاسم هنگام حمله به سپاه عمر سعد این گونه رجز می خواند:
إن تنکرونی فأنا بن الحسن
سبط النبی المصطفی المؤتمن
هذا حسین کالاسیر المرتهن
بین اُناس لاسقوا صوب المزن
اگر مرا نمی شناسید من پسر حسن سبط پیامبر برگزیده و امین خدا هستم این حسین(ع) است که همچون اسیر گروگان شده در بین مردم قرار گرفته، خدا آن مردم را از باران رحمتش سیر آب نسازد.
ب) اهل بیت امام حسین (ع): غیرت دینی نه تنها در میان یاران امام حسین (ع)، بلکه پس از شهادت آن حضرت در میان اهل بیت (ع) او نیز آشکار بود. امام حسین (ع) در موارد متعدد به خواهرش زینب تسلی و دلداری داد و او را به صبر و شکیبایی سفارش نمود. از جمله هنگام ورود به کربلا زینب به شدت ناراحت بود و از شنیدن اشعار امام که اشاره به مرگ و شهادت داشت متأثر بود و گریه می کرد، حضرت به خواهر فرمود: «یا اختاه تَعَزِّی بِعزاءِ الله، فإنَّ سُکّانَ السّماواتِ یَمُوتُونَ و اهلُ الارض لایَبقُونَ و جمیعُ البرِیَّةِ یَهلُکُونَ؛ خواهرم! نسبت به بلایای الهی صبر و شکیبایی پیشه کن؛ زیرا ساکنین آسمان ها می¬میرند و اهل زمین باقی نمی مانند و همه مخلوقات هلاک می شوند.»
سخنان امام چنان بر زینب (س) تأثیر گذاشت که پس از شهادت برادر تنها مدافع اسلام و پیام رسان خون شهدای کربلا به مردم کوفه و شام بود و توانست در تمام عرصه ها به خوبی انجام وظیفه کند. زینب (س) در شهرهای کوفه و شام مردم را بیدار کرد و مظلومیت و حقانیت برادرش حسین (ع) را به توده مردم که از عمق قضایا بی خبر بودند ابلاغ و برای آنان ثابت کرد که حق با حسین (ع) بوده و یزید به ناحق او و یارانش را به شهادت رسانیده است. نکته قابل توجه در پیام رسانی زینب شجاعت و صلابت او در برابر زمام دارانی چون ابن زیاد و یزید بوده است که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد. زینب (س) در پاسخ به سوال ابن زیاد که گفت: کار خدا را با برادرت و اهل بیت خود چگونه دیدی؟ فرمود: «ما رأیتُ إلا جمیلاً؛ چیزی جز خوبی و زیبایی ندیدم.»
این کلام نشان دهنده عمق احساس و غیرت دینی زینب است؛ زیرا او هر چه از دست داده در راه خدا بوده و هر چه در راه خدا و دین او باشد آسان است. زینب از شهادت بردران، برادر زادگان، فرزندان و یاران و اصحاب و غارت اموال و اسارت و ... سخن نمی گوید، بلکه همه را زیبا می بیند. نکته اش این است که در راه خدا بوده و آن چه در مسیر خدا و اعلای کلمه توحید باشد، ماندگار است و از بین نمی رود. اگر قیام و نهضت در راه خدا نبود، بلکه برای رسیدن به مقام و ریاست می بود، تحمل آن همه مصیبت برای زینب سخت بود. زینب در مجلس شام نیز به بیان حقانیت برادرش پرداخت و مظلومیت او را به مردم ابلاغ کرد.
4. غیرت دینی در میان یاران امام حسین(ع): یاران امام حسین (ع) با تأسی به سیره آن حضرت هرکدام به نوبه خود مدافعان سرسخت از دین و دارای بالاترین عرق و غیرت دینی بوده اند؛ به گونه ای که تعصب دینی و احساسات مذهبی در اعماق وجودشان چنان نفوذ کرده بود که از تمام هستی خویش دست برداشتند و جان خود را در راه آرمان های بلند دین و امام خود فدا نمودند. یاران مخلص و با وفای امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا و در صحنه خونین عاشورا با رفتار و گفتار نشان دادند که همانند رهبرشان فقط برای دفاع از دین و تقویت مکتب توحید مبارزه می کنند و با یقین به مرگ از کیان اسلام دفاع می نمایند. به راستی اصحاب امام حسین (ع) هم اهل شعار بودند و هم اهل عمل و آن چه به زبان می گفتند، در عمل و صحنه کارزار نیز نشان دادند و آموختند که با دادن جان باید از نظام ارزشی اسلام حمایت کرد.
نمونه ای از اظهار فداکاری یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا تجلی پیداکرد. زمانی که آن حضرت به اصحاب اتمام حجت کرد و همه را مخیر گذاشت و فرمود: «فمَن أحبَّ منکُم الإنصرافَ فَلیَنصَرِف، لیسَ عَلَیه مِنّا ذِمامٌ؛ هر کس از شما می خواهید بازگردد، از طرف ما مورد نکوهش قرار نخواهد گرفت.» امام در ادامه فرمود: «ایُّهاالنّاسُ فَمَن کان منکُم یَصِبرُ علی حَدِّ السَّیفِ و طَعنِ الالسِنَة فَلیَقُم مَعَنا و إلا فَلیَنصَرِف عَنّا؛ ای مردم! هر کس از شما که می تواند بر زخم شمشیرها وضربت نیزه ها بردبار باشد با ما بماند، وگرنه از ما فاصله بگیرد.»
یاران امام حسین (ع) بعد از شنیدن سخنان آن حضرت یکی پس دیگری اظهار وفاداری کردند و اطمینان دادند که تا آخرین قطره خون از او دست برندارند. سعید بن عبد الله حنفی برخاست و عرض کرد: سوگند به خدا ما هرگز تو را رها نکنیم تا برای خدا مشخص شود که سفارش پیامبر (ع) را نسبت به تو عمل کرده ایم و اگر بدانم که در راه تو به شهادت می رسم و سپس زنده می شوم و آنگاه ذرات وجودم را برباد می دهند و هفتاد بار با من چنین کنند، باز از تو جدا نخواهم شد تا آنگاه که در رکاب تو کشته شوم و حال آن که می دانم یک بار کشته شدن به دنبالش کرامت بی انتها است. همچنین زهیر بن قین، برُیر و دیگر اصحاب امام حسین (ع) هر یک به نوبه خود نسبت به یاری و دفاع از اهل بیت (ع) آن بزرگوار اظهار وفاداری و فداکاری کردند. آنگاه امام حسین (ع) در پاسخ به وفاداری یاران فرمود: «یا اصحابی إنَّ هذه الجنََّةَ قد فُتِحَت ابوابُها و اتَّصَلَت انهارُها و أینَعَت ثمارُها و زُیِّنَت قُصُورُها و تألَّفَت وِلدانُها و حورُها و هذا رسولُ الله (ص) و الشُّهداءُ الَّذِینَ قُتِلُوا مَعَهُ و أبی و اُمِّی یَتَوَقَّعُونَ قدومَکُم و یَتَباشَرُونَ بِکُم و هُم مُشتاقُونَ إلَیکُم فَحامُوا عن دِینِ اللهِ و ذُبُّوا عَن حَرَمِ رسولِ الله (ص)؛ ای یاران من! اینک درهای بهشت به روی شما باز شده که نهرهایش جاری و درختانش سبز و پر میوه وقصرهای آن زینت شده و حوریه های بهشت متوجه شما می باشند و اینک رسول خدا (ص) و شهیدان راه الهی، منتظر ورود شما بوده و قدوم شما را به همدیگر مژده می دهند. پس بر شما است که از دین خدا و رسولش حمایت و از حرم پیامبر (ص) دفاع کنید.
یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا آن اظهار وفاداری را به مرحله عمل تجربه کردند و یکی پس از دیگری خدمت امام مشرف شده، اجازه میدان گرفته به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. امام (ع) وقت جان دادن بالین اصحاب حاضر شده سر آنان را روی دامان نهاده دو باره بشارت بهشت دادند. صحنه عاشورا به راستی تجلی گاه عشق، ایثار، فداکاری، از خود گذشتگی و نشان دادن غیرت دینی با دادن جان بوده است که برای همیشۀ تاریخ زنده و جاوید خواهد بود. جوانان باید از این مکتب شهادت و ایثار درسی بیاموزند و اگر دادن جان مشکل است، حد اقل در خط امام حسین (ع) و یارانش بوده و از انحراف فکری و اخلاقی دست بردارند.
حاصل سخن
از مجموع آن چه ذکر شد، روشن گردید که امام حسین (ع) قیام مقدس عاشورا را برای احیای اسلام و نجات مسلمانان از زیر ظلم و ستم حکومت اموی انجام داد و آن عِرق عمیق دینی و طهارت باطنی امام باعث گردید تا این نهضت الهی را انجام دهد و اسلام را از انحرافات و خرافات بیمه کند. گفتار امام از مدینه تا هنگام شهادت گواه غیرت آن حضرت در برابر دین و ارزش های دینی است چنان که در وصیت به محمد حنفیه عمده عامل حرکت از مدینه را اصلاح امت رسول الله (ص) و احیای امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده است.
همچنین غیرت دینی در عملکرد اصحاب امام حسین (ع) به روشنی قابل درک است، زیرا آنان صرفاً برای دفاع از دین و خاندان پیامبر (ع) دست از زندگی برداشتند و جانشان را فدای اسلام کردند. اظهار وفاداری یاران امام در شب عاشورا بهترین شاهد انگیزه دینی آن ها است. اهل بیت امام حسین (ع) هم آن گونه که شایسته بود عمل کردند و اسلام را در شهرهای کوفه و شام به مردم بی خبر آن سامان ابلاغ و تحول عظیمی در آن دیار ایجاد کردند. خطبه های زینب، امام سجاد، فاطمه و ام کلثوم (علیهم السلام) در شهرهای مختلف ناشی از غیرت عمیق دینی آن ها بوده است.
پی نوشتها:
1. آذرتاش آذر نوش، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، تهران، نشر نی، 1381، واژه «غیرت».
2 . دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، دانشگاه تهران، 1373، ج11 ص16901 واژه غیرت.
3 . مجمع البحرین، واژه غیرت.
4 . اقرب الموارد، واژه غیرت .
5 . قاموس اللغه، واژه غیرت.
6 . ملا مهدی، نراقی، جامع السعادات، نجف، مطبعة الزهراء، طبع سوم، 1383ق، ج1 ، ص266.
7 . مجمد باقر مجلسي، بحارالا نوار، بيروت، دارإحياء التراث العربي، 1403ق، ج79، ص115.
8 . همان، ج76 ، ص339.
9 . کافی ج5 ص535.
10. نسا:75.
11. نهجالبلاغه، خطبه27.
12. شعرا:26.
13 . نهج البلاغه خ27 ص96.
14 . همان خ115 ص364.
15 . البحار ج2 ص668.
16 . تحریر الوسیله ج1 ص485.
17. شهید مطهری، مجموعه آثار، قم، انتنشارات صدرا ج18، حماسه حسینی.
18 .فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، ترجمه علی مویدی، قم، نشر معروف، 1385، ص329.
19 . سید بن طاووس، لهوف، ترجمه علی رضا رجالی تهرانی، قم، انتشارات نبوغ، 1383، چاپ ششم، ص108.
20 . لهوف، ص108.
21 . میرزا محمد تقی سپهر، ناسخ التواریخ، تهران، کتابچی، 1379، ج1، ص388.
22 . ناسخ التواریخ، ج1، ص386.
23 . فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، ص319.
24 . فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، ص324.
25 . ناسخ التواریخ، چ2، ص218.
26 . محمدی اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد، قم، انتشارات ناصر،1373، ص358.
27 . لهوف، ص134.
28 . با توجه به این که اُمُّ البنین از قبیله ای بود که شمر نیز منسوب به آن قبیله می شد، از این رو عباس و برادرانش را فرزندان خواهر خطاب کرد.
29 . سوگنامه آل محمد، ص233.
30 . سوگناه آل محمد، ص307.
31 . لهوف، ص98.
32 .لهوف، ص98.
33 . سوگنامه آل محمد، ص283.
34. همان، ص284.
35 . لهوف، ص112.
36 . لهوف، ص 210.
37 .محمد دشتی، فرهنگ سخنان امام حسین (ع)، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤنین (ع)، 1384، ص255.
38 .همان، ص256
39 . لهوف، ص 128.
40 .فرهنگ سخنان امام حسین (ع)، ص315.
.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.

