جامعه

موضع امامان شيعه درقبال اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه


امامان شيعه به سه شيوه براي بازگشت به حقيقت اسلام وسنت پيامبر اقدام نموداند.
الف) تشكيل حكومت اسلامي ب) ايجاد انقلاب ودگرگوني ج) تقويت حركتهاي اسلامي



1- هدايت مردم وتقويت جنبشهاي مردمي

2- نزديكي به خلفا وتاثير گذاري بر آنان براي ايجاد محيطي مناسب جهت مبارزه با حركتهاي انحرافي ومهيا سازي زمينه هاي پذيرش عدالت ومعنويت.

در در دوره اي از دوران امامت امامان دوازدگانه مجالي دست داد تا مردم اقبال به خلافت امام نشان دادند وايشان را به پذيرش خلافت وحكومت ترغيب نمودند.

امام علي (ع) به اصرار امّت خلافت مسلمين را به دست گرفت وجامعه اسلامي را بر اساس قرآن وسنت وبا معيار عدالت ترسيم نمود . حكومت عملي علي (ع) الگوي مناسب تاريخي از نوع حكومت اسلامي است.

از سوي ديگر گسترش فساد وزندگي در باري وگريز از عدالت خواهي امام حسين (ع) را به قيام وايجاد انقلاب تشويق كرد وامام براي اصلاح امت وحكومت دست به قبضه شمشير برد تا انحراف پيش آمده در اداره حكومت را اصلاح وصلاح برساند .

به تعبير بسياري از نظريه پردازان استحاله ارزش ها نقطه عطف وشايد مهمترين وجه مشخصه يك انقلاب است وبه عقيده ( آرنت) با وقوع انقلاب سير تاريخ ناگهان از نو آغاز ميشود وداستاني كاملا جديد كه هيچ گاه گفته يا دانسته نشده به زودي آشكار مي گردد.

( ديانيوس) انقلاب را بمثابه يك تحول جامع وبنيادين در اسطوره مسلط نظم اجتماعي مي شناسد .

اگر اين تعاريف را در مورد انقلاب صادق بدانيم ، قيام حسين بن علي (ع) را عليه حكومت يزيد بايد يك انقلاب ناميد انقلابي كه بازگشت به هويت پيشين اسلام بود.

در واقع پس از انقلاب حسين بن علي تا زمان امام رضا (ع) جهت گيري ديگر امامان تقويت مفاهيم وارزشهاي قيام امام حسين (ع) وگسترش اين تفكر بوده است.

قبول ولايت عهدي امام رضا (ع) آغاز شكل گيري استراتژي جديد تقابل است وحكومت وتكامل جنبشهاي فكري وسياسي واجتماعي شيعيان را نويد مي داد. امام رضا (ع) با قبول ولايت عهدي تا مركز خلافت نفوذ كرد وزمينه ايجاد شكاف دربدنه حكومت را فراهم آورد.

حتي خويشاوندي امامان با خلفا نيز نه از روي استيصال وگردن نهادن به جبر آنان بلكه استفاده استراتژيك از مقاصد حكام وخلفا عليه خود آنان بوده است.

دوران پس از امامت امام رضا (ع) دوران بلوغ سياسي ، اجتماعي جنبشهاي اسلامي وتعميق حركتهاي اصلاحي است.

امام هادي (ع) بر اساس خط مبارزاتي نفوذ كه از زمان امام كاظم (ع) آغاز شد وتوسط امام هشتم وامام نهم (ع) تداوم يافته بود در يك اقدام چند منظوره فراخوان خليفه را براي حضور در پادگان نظامي پذيرفته ودر انجا سكني گزيد امام در پذيرش اين امر اهداف چندي را تعقيب مي نمود كه از آن جمله :

1- حضور ونفوذ در پادگان دشمن واستحاله وجذب نيروهاي مخالف.

2- سرگرم سازي وغافلگيري دشمن ومصونيت بخشي فعالان وفعاليتهاي سياسي.

بنا براين محور اصلي حركت وفعاليت امام هادي بر اساس طرح گذر به عصر غيبت ، تعميق وتعميم شبكه ارتباطي وگسترش تشكيلات خودگردان در ولايات اسلامي است.

اسناد ومدارك تاريخي نشان ميدهد كه امام منطقه وسيعي از قلمرو تحت نفوذ اسلام حد فاصل ايران تا مصر وعراق تا يمن را به چند ايالت بزرگ تقسيم نموده وهر ايالتي را نيز به حوزه هاي كوچكتر وبراي هر ايالتي يك وكيل ونماينده از سوي خود كه در حكم رئيس تشكيلات خود گردان كاربري داشته گزينش ومنصوب نمود وبدين ترتيب به نوعي از سازماندهي غير رسمي امّت قيام واقدام كرده است . محمد بن عيسي مي نويسد امام هادي (ع) به موالي بغداد ، مداين واهالي بين النهرين وتوابع آن نامه اي بدين گونه نوشت ، من منصب علي بن الحسن بن عبد ربه ووكلاي قبلي خود را به ابو علي بن راشد واگذاركردم.

فرمانبري او چون اطاعت از من لازم است ونافرماني او همانند نا فرماني از من است.

اين قيام واقدام وانجام اين مهم اولا : نماد نبوغ مديريت وميزان محبوبيت امام وثانيا: نماي بلوغ فكري وآمادگي سياسي ، اجتماعي مردم بود.

همانطور كه گذشت دوران خلافت هارون الرشيد كه ، برمكيان نيز نفوذ شديدي در آن داشتند واوج اقتدار حكومت عباسيان بود در سال 193هـ با مرگ هارون رو به تزلزل نهاد.

دوران امامت امام هادي (ع) دوران افول سياسي عباسيان وتزلزل نهادهاي حكومتي بود . تغيير سريع فرمانروايان وحاكمان يكي از نشانه هاي نا پايداري نهادهاي سياسي واجتماعي وناپايداري نهادهاي حاكم زمينه مناسب براي پيدايش جنبشهاي سياسي ، اجتماعي واقدام عليه حكومت را فراهم مي نمايد.

با استبداد هارون الرشيد كمر خلافت عباسيان شكست و دستگاه خلافت رو به ضعف نهاد .

در مدت سي و سه سال امامت امام دهم حدود شش خليفه جا به جا شد كه اين نكته نقطه بروز ضعف دستگاه خلافت است .

مشاهده ضعف در نهاد حكومت زمينه بروز شكاف دولت و ملت را ايجاد نمود و در چنين محيط اجتماعي شورشها و جنبشهاي مسلحانه شكل گرفتند كه طبق يك اصل روانشناسانه زورگوئي ، استبداد و انحراف از مسير فطرت وعدالت وتحقير ارزشها واصالتهاي انساني انفجار مي آورد .

بر اساس نقل منابع تاريخي مورخان همزمان با دوره رهبري امام هادي (ع) حدود بيست جنبش مسلحانه ثبت كرده اند كه بارويكرد اصلاحي نهاد قدرت ونظام خلافت را نشانه رفته وهدف قرار داده اند . ارتباط در عرصه هدايت مردم از طريق فعاليتهاي مذهبي وانجام فرايض شرعي ميسر گرديد.

امام به شيوه پدر بزرگوارش امام جواد (ع) كه اين نظام را بنيان نهاد از شاگردان وپيروان خالص خود براي انجام فرايض ورساندن پيام وشكل دهي جنبشها استفاده مي نمودند.

امور وكالت در دو قست علمي ومالي بود افراد به دستور امام حقوق مالي خود را به وكلا پرداخت مي نمودند وآنها يا اموال مزبور را به وكلاي اصلي امام در بغداد وسامرا تحويل مي دادند ويا به اجازه ايشان به مصرف مي رساندند.

ارسال پرسشها وگرفتن پاسخ هم به عهده وكلا بود وكلاي امام در بغداد ، كوفه ، قم ، نيشابور ، يمن ، ومصر مستقر بودند.

با توجه به اين نظام شيعيان بسياري از مناطق مختلف بخصوص ايران با ائمه در ارتباط بودند .

در بخش علمي نيز روايات بسياري در مسايل كلامي از امام وارد شده وبه ويژه در اصلاح انديشه هاي كلامي شيعه مؤثر بوده است ادعيه فراواني نيز از آن حضرت به جا مانده است كه مشتمل بر معارف الهي وشناخت حقيقت توحيد است كه در واقع اين متون نوعي دين شناسي عرفاني و اعتقادي شيعه مي باشد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.