درسهای اخلاق
درس هفتم
«الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الاْرْضَ فِر'اشاً وَالسَّمآءَ بِنآءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمآءِ مآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَر'اتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا' تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْد'اداً وَ أَنْتُم تَعْلَمُونَ»
باران يكي از آيات خدا
يكي از آيات الهي، نزول باران از آسمان است. به بركت نزول باران، تجديد حيات درياها و آبياري ارتفاعات ميشود. باران حتي ارتفاعاتي را كه در دو سه هزار متري زمين قرار دارند، آبياري و سيراب ميكند. جريان رودخانهها، پرآبي چشمهسارها و قنوات و مخازن زيرزميني، همه به بركت نزول باران است. در مواقع خشكسالي مردم توجه به حق پيدا ميكنند. نماز استسقا، يكي از عبادات اسلام است. شرح نماز استسقا در كتاب علي (ع) است. در نماز استسقا ـ حتي در حيوانات ـ بين بچهها و مادرها فاصله پيدا ميشود، كمال تضرّع و خضوع به دستگاه الهي پديد ميآيد، بچهها داد ميكنند و مادرها در طرف ديگر هستند. گاهي اتفاِ افتاده است كه با نماز استسقا، تمام افق را ابر فراگرفته و در همان وسط نماز، باران نازل شده است. ارتباط نماز با باران چيست؟ ارتباطش خداست. نماز، منشأ قرب الي الله است و خداوند قدرت دارد به مردم باران بدهد، وگرنه ارتباطي مثل ارتباط آب با برودت و آتش با حرارت، بين نماز و باران وجود ندارد. شايد در زمان گذشته ـ مثل اين زمان ـ حرفهاي بيحساب زياد بوده است. در موقع نماز استسقا، سفيهان و جاهلان و نادانها ] از روي استهزا [ ميگفتند: حيوانات را جمع كنيد كه الا´ن سيل آنها را ميبرد! بعد از آن هم سيلاب راه ميافتاد. بشر از اين گونه حرفها و جهالتها زياد دارد. با حركت شمس و قمر، كه منبع حياتي جهان ماده است، به حسب فصول اربعه و ليل و نهار، يك نظام منظم و مرتبي پديد ميآيد كه با آن نظام، هميشه فصول اربعه در سال، محقق و ثابت هستند. شمس و قمر در مشيت الهي، به نفع موجودات جهان مادّه و مسخّر حق است؛ مسخر شما نيست. شما هيچ كاري نميتوانيد بكنيد. آيا موقع غروب توانستهاي خورشيد را وسط آسمان بياوري؟ يا موقع طلوع به اول زوال بياوري؟ نه! پس شب و روز مسخّر خداست. ولي اين، مسخّري است كه منظّم است. اگر هر شبي پنجاه ساعت باشد، چه ميشود؟ اوضاع خيلي خراب ميشود. حركت شمس و قمر، حركت منظّمي است كه پديد آورندة فصول اربعه و ليل و نهار است. ولي اين نظام در نزول باران نيست كه بگوييم در هر سال چند شبانهروز باران ميبارد. گاهي در يك منطقه، سه سال هم بارندگي نميشود، آن نظام را هم نميخواهد. چون باران تا آن جا كه رودخانهها و قنوات و نهرها جريان داشته باشد، مكانها را مشروب ميكند. الا´ن مبادي دجله و بغداد، تركيه است و سوريه و لبنان و عراِ را مشروب ميكند، تا به خليج فارس منتهي ميشود. نور آفتاب را براي شش ساعت نميتوانيد ذخيره كنيد، ولي آب ذخيره ميشود. در هر منطقهاي كه آب باشد و باران بيايد، شايد دو سه سال، وضع به نحو مطلوب اداره ميشود. ممكن است رودهايي هم باشد كه به حسب زمان و مكان، پانصد فرسخ را آبياري كند. لذا آن نظامي كه در ليل و نهار و فصول اربعه هست، در نزول باران نيست. نزول باران، احتياج به آن نظام ندارد، بلكه گاهي احتياج به باران، ايجاب ميكند كه مردم درِ خانة خدا بروند.
منشأ فساد
همان طور كه عبادات حق و بندگي خدا منشأ بركات است و حتي منشأ رحمت و باران است، فساد اين بشر، منشأ عذاب است و ميتوان گفت: تمام مفاسد، زير سر اين بشر است. اين مفاسد كه خيال ميكنيد هواپيماها، توپ و تانكها و بمبها دارند، خود اينها اين مفاسد را ندارد. اين، ارادة نحس بشر است كه اين كارها را انجام ميدهد. تا ارادة بشر ضميمه نشود، اين قواي مهلكه نميتواند كار كند. كار، وقتي است كه دست شما به دكمه برسد، وقتي است كه آن ارادة فاسد، وجود داشته باشد. با اين وجود، انسان خيال ميكند اشرف موجودات است و همة زحمات و دستگاههاي خدا براي اين است كه گلابيها را بخورند، گندمها را مصرف كنند و از تمام منابع زميني استفاده كنند. (خيال نكنيد علفهاي هرز به درد نميخورند، همان علفهاي هرز هم باز رزِ بشر است، علفهاي هرز را حيوانات ميخورند، شير و گوشت و روغنشان مورد استفادة بشر است.)
اشرف موجودات
ميگويند: بشر اشرف موجودات است. بشر، اشرف موجودات است، اما نه بشري كه شما خيال ميكنيد، بلكه بشري كه خليفةالله است. همه به بركت آنها بايد ارتزاِ كنند. خداوند بشرهايي مثل انبيا و اوليا نمايش داده است كه حاضر نيستند حتي به حيوانات آزاري برسد، بلكه بر حيوانات رحمت هستند. در آنها مسأله شرِ و غرب نيست كه ويتنام درست كنند و افغانستان نابود كنند. آنها اهل ثمراتند، اهل آبادي و اهل صلاح هستند. آدم عاقل اين قدرتهاي اقتصادي و مالي را صرف احيا ميكند، نه صرف اماته. آنچه در زيارت جامعه ميخوانيد، اگر جملات جامعه را خوانده باشيد، اگر توجه داشته باشيد: «بِكُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الغَيْثَ و....» همه براي خلفا و جانشينان خداست كه كار خدايي ميكنند. آنان «رحمة للعالمين» هستند. شفقت بر بشر دارند. به بشر خدمت كردند و در برابر، كفيل بشر بودند. و بشر آن قدر جاهل است كه به دنبال كساني ميرود كه كفيل او نيستند، و اين منشأ جهالت بشر است. خيال نكنيد! به شما برنخورد! حماقت است كه دنبال كساني برويد كه در نتيجة آن فرهنگتان در خطر است، اقتصادتان در خطر است، اجتماعتان در خطر است. تا به حال، دنبال آنها رفتند، چون اطراف آنها شلوغ بوده است. حكومت دنيا را از آنها كردهاند. آثار طبيعي مال طبقة متفكرين از شرِ و غرب است، لكن وَرْجه وَرْجهاش را سردمداران ميكنند. خيال نكنيد اين آثار از سردمداران است! بسياري از كساني كه متفكرند ـ حتي در طبيعيات ـ شايد از اين مفاسد به دور باشند. يعني آن مرحله از تفكر، مانع از اين است كه اين اندازه آزاد و بيقيد و شرط حركت كنند. زحمتها را آنها ميكشند، ولي استفادههاي سوءش را سردمداران و شياطين ميكنند. طبقة متفكر بشر، شايد تا حدودي وارسته باشند، لكن آنها را نميشناسند. آنها كارها را انجام ميدهند، ديگران استفادهاش را ميكنند؛ طبقة شياطين.
خزانههاي الهي
«فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَر'اتِ رِزْقاً لَكُمْ». خيال نكنيد خزانة الهي، خالي ميشود. هر چه از زمين، آسمان، معادن و منابع زيرزميني استفاده ميشود، جهت بقايي دارد. دستگاه الهي همين است. انبار، خالي نميشود. اين را يقين بدان! آن حسابها كه ميكنيد حسابهاي غلطي است. اگر جهان جهت توليدي نداشته باشد، حساب شما درست است، ولي جهان جهت توليدي دارد. همة جملات پيغمبر خدا، اين معنا را تذكر ميدهد.
نشانههاي مبدأ
«فَلا' تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْد'اداً». وقتي ديديم كه: «جَعَلَ الاَرْضَ فِر'اشَاً» را غير قدرت باري تعالي نميتواند انجام دهد، نظام بين كرة ارض و كرة شمس و سايركرات را غيرحق قادر نيست ايجاد كند، همة متفكرين شرِ و غرب هم نميتوانند باران از آسمان نازل كنند، پس بايد معتقد شويم كه عالم، مبدئي دارد ـ ماوراء طبيعت، ماوراء اين مخلوقات ـ كه مضادّ هم ندارد. چون اين كارهايي كه كرده است، از روي حساب انجام شده است. يعني در فراش قرار دادن زمين، در نزول باران از آسمان، در بناي آسمان و در خروج حبوبات و ثمرات و ارزاِ از زيرزمين، مزاحمي در كار نبوده است. گرچه «ثمر» به حسب اصطلاح عرفِ اذهان، خصوصِ چيزي است كه از درخت به وجود ميآيد، ولي همه چيز به بركت زمين است، به واسطه يا بدون واسطه. چون زمين است كه درخت را تربيت ميكند. بنابراين، همه به زمين برميگردد. پس براي خدا «انداد» قرار ندهيد! نميگويد: شريك يا مماثل قرار ندهيد. اين جملاتي كه ذكر ميشود، روي حساب است. اين كارها، كارهاي الهي است و وجود مبدأ را اثبات ميكند. چون اين كارها بدون مزاحمت است، پس خدا مضادّ ندارد. گرچه خدا شريك و مثل ندارد، ولي اين امر، مربوط به اين جملات نيست، مربوط به جملات ديگر است. كلمات قرآن، خيلي روي حساب است.
مراتب درك قرآن
شايد معناي اين كه قرآن «سبعة بطون» يا «سبعين بطون» دارد به حسب افق هر ناظر، متفكر و دانشمندي تفاوت پيدا كند. انسان هر اندازه كه در مسير الهي پيشروي كند، استفادهاش از كتاب زيادتر است. لذا علم به كتاب و تفسيرِ اهل بيت را ديگران ندارند. اين قدر تفاسير از عامّه و خاصّه دربارة كتاب نوشته شده است كه يا جهات ادبي است، يا جهات فلسفي و اخلاقي، ولكن نسبت به علمي كه ائمه : به كتاب دارند، همه صفر است. اين كه پيغمبر خدا گفته است: اين دو را از هم جدا نكنيد، بي جهت نيست. اين دو را نميتوان از هم جدا كرد؛ يعني اگر جدا كرديد، كتاب را نميتوان فهميد و شايد فلسفه هم در اسلام همين است.
مسير كمال
اسلام همه را دعوت به حركت ميكند؛ حركت تكاملي. ميگويد: بالا برويد و چيز بفهميد! ولي در اين سطح نازل كه بيچارة اقتصاد، بيچارة شهوات و بيچارة مقام هستي، جز اين كه فقط جوجه و كباب برايت درست شود، از چيز ديگري خبري نيست. وقتي ميتواني به معارف اسلام آشنا شوي كه در مسير انبيا باشي. وقتي ميتواني با معارف اسلام آشنا باشي كه در حركت الي الله كامل شوي. اين، آثار حركت است و اين كار، حقهبازي و كلك برنميدارد. تبليغات هم آن را درست نميكند. اين را به شما بگويم: اگر تمام دنيا تبليغ كنند كه آقا يك حكيم الهي است و آشناي به كتاب خداست، آدم آشنا نميشود. فقط دستگاه خداوند ميتواند آدم را آشنا كند و آدم بايد از مسيرش برود. خدا همه را توفيق بدهد، همه را مؤيد كند كه به راهِ استفاده آشنا باشيم و راه تكامل را بفهميم. از مسير تكامل حركت كنيد و بدانيد كه راه، منحصر است به مسيري كه انبيا از آن مسير رفتند و آن كارها را هم كردند؛ احيا كردند، آتش را گلستان كردند. ما اگر نميتوانيم آن كارها را انجام دهيم، ميتوانيم يك بندة صالح باشيم. اين هم خيلي قيمت دارد كه از بديها دور و به خوبيها نزديك شويم. اگر يك بندة خدا، يك مخلوِ خدا، بديها را نداشته باشد و كمي هم خوب باشد، همة شما دست او را ميبوسيد. خود شما هم ميتواني اين چنين شوي؛ اگر ان شاءالله دروغها را كم كرديد، تهمتها را كم كرديد، جهالتها را كم كرديد، توطئهها را كم كرديد. توطئه تنها كار آمريكا نيست، شما هم توطئه ميكنيد. اگر حقيقتي را به شما ميگوييم بدتان نيايد. ما ميگوييم براي اين كه ان شاءالله شما توطئه نكنيد. در اقتصاد خود توطئه نكنيد، در كارهاي مذهبي توطئه نكنيد. توطئه، مخالف و مزاحم تكامل شماست. ان شاءالله خدا همة شما را موفق كند. اگر حركت شما در مسير خدا كُند بود، ـ في الجمله ـ نتيجه بخش است، ولي اگر از غير مسير برويد سقوط ميكنيد. خدا همه را هدايت كند. خدا همه را به ايمان كامل برساند. خداوند همه را با ارتباط با خودش آشنا كند. اگر با ارتباط با خدا آشنا شديد و فهميديد و وجدان كرديد كه يك مبدئي براي عالم طبيعت هست كه او حاكم در جهان طبيعت است، اين، تمام كمال است.

