درسهای اخلاق
درس شصت و دوم
معراج نماز
نماز، معراج است. اگر نماز انسان صادقانه باشد و حرفهايي كه در نماز ميزند دروغ نباشد، اين نماز معراج است. وقتي انسان ميگويد: «إِيّ'اكَ نَعْبُدُ وَ إِيّ'اكَ نَسْتَعينُ»؛ يعني عبادت و بندگي من منحصر به حق تعالي است، بندة هيچ موجودي غير از خدا نيستم، استعانت به غير از خداي تعالي ندارم و در تمام حوائج؛ علوم، اقتصاد، سلامت و شفا، پناهگاه من خداي تعالي است. اگر انسان موجودي باشد كه غير خدا را عبادت نكند و به ما سويالله استعانت نجويد، نماز معراج اوست. معارف، اخلاِ، عبادات، صوم و صلاة و حج براي اين است كه انسان به اين مرتبه برسد. به مرتبهاي برسد كه به همة موجودات جهان و اربابها بگويد: شما مثلِ خود ما هستيد. شما ارباب نيستيد، بلكه بنده و رعيتيد. ارباب فقط حق تعالي است. اگر انسان به اين مرحله نائل شود، اين عروج و معراج اوست، ولي خدا بايد توفيق بدهد تا كسي بتواند خود را به اين مرحله برساند. اين مرحلهاي است كه اگر انسان به آن نائل شد، از ملائكه و تمام عقول مجرده و موجوداتي كه جز خداپرستي انجام نميدهند «مِنْهُمْ سُجُودٌ لا'يَرْكَعُونَ، وَ رُكُوعٌ لا'يَنْتَصِبُونَ» ، اشرف و بالاتر است. علت اين است كه اين انسان، مرد حق و مرد حركت است و با همة ابتلائات، ابتلا به آتش دروني و آتش بروني، حركتش عقلايي است. (شرِ و غرب آتشهاي برون هستند و هوي' و هوسهاي انسان آتش درونند.) ملائكه اين مقام را ندارند. گرچه حركت ملائكه عقلي است، ولي دچار اين آتشها نيستند؛ نه آتش نفس و نه آتش شرِ و غرب. اگر بشر با ابتلائش به آتش شرِ و غرب و آتش دروني در حركت عقلي خويش موفق باشد و اشتباه نكند، حركتش از حركت ملائكه برتر است؛ چون ملائكه در حركتشان مزاحمي ندارند. انسان اگر با وجود اين مزاحمتها حركتش عقلاني و الهي باشد، همانطور كه انبيا و اوليا بودند، اشرف موجودات است. جبرئيل هم نميتواند اينگونه حركت كند؛ گرچه حركتش عقلاني و روحاني است، ولي دچار شرِ و غرب و دچار نفس اماره نيست. پيغمبر اسلام با ابتلائش به نفس و نفوس و آتش خارج، حركتش الهي است. به اين خاطر، بايد پيغمبر اشرف باشد. نفسِ ناري، آتش عظيمي است. تمام آتشها، از صدر خلقت تا حال، مال اين انسان بوده است. نفوس شيطاني اين آتشها را ايجاد كردهاند.
عروج بر بال صداقت
نماز، معراج مؤمن است؛ ولي مؤمني كه راستگو باشد. وقتي ميگويد: «إِيّ'اكَ نَعْبُدُ وَ إِيّ'اكَ نَسْتَعينُ» دروغگو نباشد. اگر روزي صد مرتبه انسان اين دروغها را بگويد، به جاي اين كه صعود پيدا كند، سقوط ميكند. عروج، نتيجة صداقت انسان است. اگر صادقانه گفت: «إِيّ'اكَ نَعْبُدُ»، آن وقت منبع علم و حكمت و قدرت ميشود و تمام بركات الهي بر اين موجود نازل ميشود. ولي ورود به اين مرتبه خيلي مشكل است و بدون توفيقات و تأييدات الهي نميتوان آتشهاي دنيا را تحمل كرد. پيغمبر خدا ميگويد: «ما أُوذيَ نَبِيٌّ مِثْلَ م'ا أوذِيَ» پيغمبر خدا از صبح تا شب هر چه ميشنود، ناراحت است؛ ولي به روي خود نميآورد. كار به جايي ميرسد كه مؤمنين هم ميگويند: پيغمبر گوش محض است. چون به آنها نميگويد: چرا اين قدر دروغ ميگوييد. نه از باب اين كه پيغمبر خدا به اين جهت توجه ندارد؛ بلكه چون اين خلاف حسن اخلاِ پيغمبر خداست نميگويد. او مثل ما نيست كه با شنيدن يك دروغ پرخاش كند. نماز، ناهي منكر است. كسي كه پرستش خدا كند، شرابخوار نيست، دروغگو نيست. چون حق تعالي، تمام محرمات را نهي كرده است. اگر محرمات را به جا آورديم، حقپرست و خداپرست نيستيم. خدا توفيق دهد كه انسان صادقانه عبادت كند و به اين معراج نائل شود. دروغ آدم را به جايي نميرساند. خداي تعالي به نماز و روزه و معراج ما اعتنا ندارد. معراج ما براي خود ماست. معراج ما نبي و وليّ درست ميكند، همانهايي كه آرزو ميكنيد قبرشان را زيارت كنيد. انشاءالله خود شما هم از كساني بشويد كه قبورتان مزار مؤمنين و مسلمين باشد. اينها گزاف نيست، واقعيت است.

