درسهای اخلاق

درس‌ پنجاه‌ و ششم‌

ولايت‌ فقيه

‌‌ ‌ ‌ نعمت‌ ولايت‌ از بزرگترين‌ رحمتها و نعمتهاي‌ الهي‌ است‌. همين‌ نعمت‌ ولايت‌ است‌ كه‌ مورد سؤال‌ است‌. ولايت‌، ضامن‌ اجرايي‌ اسلام‌ در اصول‌ و فروع‌ است‌. به‌ قدرت‌ ولايتِ رجل‌ الهي‌ است‌ كه‌ تمام‌ حكومتهاي‌ شيطاني‌ از هم‌ فرو مي‌پاشد. به‌ قدرت‌ ولايتِ رجل‌ الهي‌ است‌ كه‌ تمام‌ دستگاههاي‌ اجراييِ حكومت‌ اعم‌ از قضاوت‌، تعليم‌ و تربيت‌، روحانيت‌، اقتصاد و سياست‌ جهت‌ الهي‌ پيدا مي‌كند؛ چون‌ در رأسِ كار، مرد الهي‌ است‌. اصل‌ اوست‌ و فروع‌ تابع‌ او هستند. اصل‌ كه‌ الهي‌ بود فروع‌ نيز الهي‌ مي‌شوند. همان‌ ملاكي‌ كه‌ بعد از رحلت‌ نبي‌ اكرم‌ 9 ولايت‌ و وصايت‌ را ثابت‌ مي‌كند، همان‌ ملاك‌ در زمان‌ غيبت‌ ولايت‌ فقيه‌ را به‌ اثبات‌ مي‌رساند و آن‌ ملاك‌، الهي‌ شدن‌ جامعه‌ است‌. احتياجات‌ جامعة‌ مسلمين‌ در تمام‌ شؤون‌ زندگيِ فردي‌، اجتماعي‌ و سياسي‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ مسلمين‌ بايد فقيه‌ و ولي‌ داشته‌ باشند. وقتي‌ رسول‌ اكرم‌ 9 براي‌ بعد از رحلتش‌ سفارش‌ اكيد به‌ ولايت‌ و زعامت‌ جامعة‌ مسلمين‌ مي‌كند، در زمان‌ غيبت‌ هم‌ به‌ همان‌ علت‌، جامعة‌ مسلمين‌ نياز به‌ ولي‌ فقيهِ حاكم‌ دارد. همان‌طور كه‌ ولايت‌ بعد از نبي‌ داراي‌ قدرت‌ مطلقة‌ اجرايي‌ است‌. ولايت‌ اهل‌ بيت‌ : كتاب‌ به‌ تنهايي‌ ضامن‌ جلوگيري‌ از حوادث‌ ناگوار در جامعة‌ مسلمين‌ نيست‌. بعد از رحلت‌ پيامبر گرامي‌ 9 با وجود كتاب‌ آن‌ حوادث‌ رخ‌ داد. كتاب‌ احتياج‌ به‌ صاحب‌ و مفسّر و متولي‌ دارد و اين‌ عترت‌ پيامبر بودند كه‌ صاحبان‌ و مفسّران‌ كتاب‌ خدا محسوب‌ مي‌شدند. فهم‌ كتاب‌ از خصايص‌ عترت‌ و مقام‌ ولايت‌ است‌. فهم‌ كتاب‌ خدا، فهم‌ لغات‌ و عبارات‌ نيست‌، فهم‌ جنبة‌ ادبي‌ جملات‌ نيست‌. درك‌ حقيقت‌ كتاب‌، مخصوص‌ صاحبان‌ كتاب‌؛ يعني‌ وُلات‌ معصوم‌ است‌؛ نه‌ كساني‌ كه‌ صِرفاً جنبة‌ ادبي‌ مي‌دانند، يا آشنا به‌ اصطلاحات‌ علمي‌ هستند. فهم‌ كتاب‌ نزد مقام‌ ولايت‌ با قدرت‌ تفكر نيست‌؛ بلكه‌ به‌ نورانيت‌ است‌. استدلالات‌ و سخنان‌ ائمه‌ : از سنخ‌ استدلالات‌ و حرفهاي‌ متفكران‌ و انديشمندان‌ نيست‌. نور و رشد و كمالِ محض‌ است‌. ولايت‌ امري‌ است‌ كه‌ به‌ جعل‌ الهي‌ تحقّق‌ پيدا مي‌كند، نه‌ به‌ انتخاب‌ مردم‌. بيان‌ پيامبر اكرم‌ 9 در معرفي‌ و نصب‌ اميرالمؤمنين‌ 7 كشف‌ واقع‌ است‌. لذا نصب‌ حضرت‌ امير 7 از طرف‌ پيامبر 9 جعل‌ الهي‌ است‌. شخصيت‌ حضرت‌ امير ـ سلام‌الله عليه‌ ـ تالي‌ شخصيت‌ حضرت‌ پيامبر اكرم‌ 9 است‌. هر دو رجل‌ الهي‌ بودند. عامّه‌، روحانيت‌ و نورانيت‌ ندارند، ريشه‌ واساس‌ ندارند. لذا تكفير روحاني‌ سعودي‌، تكفير آمريكاست‌. هر چه‌ واقعيت‌ و اساس‌ دارد و محكم‌ است‌ از اهل‌ بيت‌ : نشأت‌ گرفته‌ است‌. كساني‌ كه‌ در اصول‌ و فروع‌ از ولايت‌ كناره‌گيري‌ كردند، از اسلام‌ دور و از حقايق‌ آن‌ تهي‌ گشتند. اهل‌ بيت‌ : معدن‌ حكمت‌ و علمند. و اين‌ دستگاه‌ شيعه‌ است‌ كه‌ وليّ تربيت‌ مي‌كند. برنامة‌ شيعه‌، انسانها را به‌ حركت‌ درمي‌آورد. رضاي‌ وليّ الله در پيشرفت‌ و حركت‌ ما به‌ سوي‌ انسانيت‌ است‌. ائمه‌ : دست‌ انسانها را مي‌گيرند و به‌ سوي‌ هدايت‌ و مبدأ نور مي‌برند. و معناي‌ هدايت‌ اين‌ است‌ كه‌ بشر از ظلمتهايي‌ كه‌ دارد، از پستيهايي‌ كه‌ گرفتار آن‌ است‌، رها شود و به‌ سوي‌ نور راه‌ پيدا كند.

درك‌ واقعيت‌

حركت‌ انبيا، حركت‌ واقع‌ الامري‌ است‌ و لازمة‌ حركتِ انساني‌ اين‌ است‌ كه‌ واقع‌ الامر و حقيقت‌ هر چيزي‌ را مي‌بيند: «أَللّ'هُمَّ اَرِنيِ الاْشْي'اءَ كَم'اهِيَ» . شايد علم‌ كه‌ آن‌ اندازه‌ در اسلام‌ بر آن‌ اصرار شده‌ است‌، چيزفهمي‌ است‌. اگر آدمي‌ چيز فهم‌ شد، فداي‌ جهالت‌ نمي‌شود. ما گرچه‌ به‌ آن‌ واقعيتي‌ كه‌ انبيا و اوليا داشتند نمي‌رسيم‌، ولي‌ مي‌توانيم‌ به‌ آن‌ سمت‌ حركت‌ كنيم‌. اگر الهي‌ شديد، شرِ و غرب‌ را مي‌شناسيد. اگر مالك‌ هواي‌ نفس‌ شديد، قدرت‌ تشخيص‌ پيدا مي‌كنيد. اگر مالك‌ هواي‌ نفس‌ شديد، بدون‌ تعلّم‌ به‌ حقيقت‌ علم‌ كه‌ نور است‌ نائل‌ مي‌شويد. راه‌ ائمه‌ و مكتب‌ اهل‌ بيت‌ : راه‌ بندگي‌ خداست‌، راه‌ صدِ و صفا و تهجّد و دعاست‌، راه‌ رستگاري‌ و فلاح‌ است‌.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.