درسهای اخلاق
درس پنجاه و سوم
«وَ أَنِرْ أَبْص'ارَ قُلُوبِن'ا بِضياء نَظَرِها إِلَيْكَ»
چشـم و گـوش دل
خدايا! چشم دل ما را نوراني كن! بصيرت قلبي به ما عنايت كن! آن بصيرت قلبي كه وقتي از مولاي متقيان سؤال شد: «هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ»؛ خدا را ديدهاي و عبادت ميكني يا مثل ما مردم هستي و خدا را نديده عبادت ميكني؟ حضرت فرمود: «م'ا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ» ؛ خداي ناديده را عبادت نميكنم. ما با خيال كار نميكنيم. ما كارمان روي واقعيت است. يك بصيرتي مال قلب است. آن بصيرتي كه خدا را بايد با آن ديد. خدا منزه از اين است كه با چشمي كه در صورت است مشاهده شود. معرفت حق تعالي و صفات باري تعالي از علم و قدرت و... را بايد با بصيرت قلبي فهميد كه همة عالم هستي آثار حق و ظهور حق است. وجود موجودات به ظهور حق ظاهر شده است. همه از آيات حق و بركات قدرت الهي است. طبيعيات والهيات همه قدرت خداست. قدرت شرِ و غرب هم قدرت خداست. همه، قدرت وجود است و اين وجود، مال حق تعالي است. اين قدرت خداي تعالي بايد صرف در حق شود. جهّال صرف در باطل ميكنند. موشكها را بايد به جا و در راه حق مصرف كرد. ولي اين بشر گوش به اين حرفها نميدهد. خدا به ما قدرت بيان داده است، گفته است: دروغ نگو! ولي ما ميگوييم. گفته است: تهمت نزن! ولي ما ميزنيم. او هم موشك را در راه باطل صرف ميكند. قلب هم چشم دارد. چشم قلب را پيامبر دارد كه از آخر زمان خبر داده است. ولي ما نداريم. سمع قلب شنواست و نداهاي غيبي را ميشنود، ولي ما از آن محروم هستيم. به خاطر همين كثافتكاريهايمان محروميم. ما بندة شيطانيم و بندة هوي' و هوس. چه وقت بندة خدا هستيم؟ ان شاءالله شما بندة خدا بشويد، بصيرت قلبي و سمع قلبي هم نصيب ميشود. اين مطلب دروغ نيست، راست است. ما نداريم. چون نداريم، نبايد بگوييم: دروغ است. اهلش دارند. ما بيگانه هستيم. انشاءالله به توفيقات الهي، به بندگي خدا، به انقطاع از شيطان و انقطاع از هوي' و هوس ما هم به اين موهبت نائل شويم. هر كس بندگي خدا را كرد، غير از اين چشمِ سر و گوش سر چشم و گوش قلب او نيز باز ميشود. آن قلبي كه داراي چشم است، مَهبط مواهب الهي است. معارف و اخلاِ اسلام و فقه اسلام و عبادات معراجي هم درست ميشود.
آشنايي با خـدا
همة عيبها زير سر خودمان است. ما با نقشههاي شيطاني ميخواهيم حركت كنيم و به همين دليل، از بركات بالا خبري نيست. اگر با نقشههاي الهي حركت كرديد، خداي تعالي به شما توفيق ميدهد و از بركات دستگاه خدا استفاده ميكنيد. كسي كه با دستگاه خدا آشنا شد، معامله با جهان شرِ و غرب هم نميكند: «عَظُمَ الْخ'الِقُ في أَنْفُسِهِم وَ صَغُرَ م'ادُونَهُ في أَعْيُنِهِمْ» . اگر خداشناس شدي دست طاغوتها را نميبوسي، اين از جهالت است. اگر عظمت خدا را فهميدي، ميبيني هيچ موجودي در برابر عظمت خدا عظمت ندارد. اگر قدرتي دارد، علمي دارد، كمالي دارد، همه از مواهب خداست. همة جميلها جميل حق است. ولي ما ارباب را نميشناسيم. دست اين و آن را ميبوسيم، صد جور حقّهبازي ميكنيم، بعد هم به اسفل السافلين ميرويم؛ بدون رو در بايستي. ولي اگر رابطة الهي پيدا كرديم و اگر با خدا آشنا شديم، آشنايي با خدا از بندگي خداست، نه از بازيهاي خودت. بازيهاي خود، تو را به جهنم ميبرد. ان شاءالله كاري كنيد كه جهنم نرويد. دست خود شماست. «إِنّ'ا هَدَيْن'اهُ السَّبيلَ إِمّ'ا ش'اكِراً وَ إِمّ'ا كَفُوراً» . حجت بر همه تمام است. يك دسته انبيا هستند و يك دسته طواغيت و يك دسته هم گاهي به شرِ ميروند و گاهي به غرب. اگر ميخواهي مرد موفقي باشي، بايد پيرو انبيا باشي آنها با چه زحماتي ما را هدايت كردند. وگرنه، حيوانات هم بلد هستند نقشه بكشند. اين كه انسانيت نيست. خداي تعالي به شما نيرويي داده است كه انشاءالله به انسانيت نائل شويد. ولي اِهمال ميكنيد. خداوند به شما نيرويي بدهد كه به اين فكر بيفتيد و از دستگاه خدا كمال استفاده را بكنيد و از زحمات پيامبر اكرم كمال استفاده را بكنيد. «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَي اللهِ» . ما در همه چيز فقير هستيم و فقر ما را خدا ميتواند اصلاح كند. «طَلَبَ الْح'اجَةِ مِنَ المُحْت'اجِ سَفَهٌ» . گاهي درِ اين خانه، گاهي آن خانه. مگر اين خانهها مثل خود ما نيستند؟ بله! گاهي هم كثيفتر. انسان بايد ارباب را بشناسد. خدا همه را توفيق عنايت كند. خدا همه را به بركت پيامبر خدا هدايت كند. خدا همه را علم و عمل عطا كند و شرّ شياطين را كم كند.

