درسهای اخلاق

‌درس‌ چهل‌ و ششم‌

«ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذ'لِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

عفو الهي‌

خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌، بندگان‌ مجرم‌ و گناهكار را عفو مي‌كند. عفو خدا به‌ اين‌ است‌ كه‌ باب‌ رحمت‌ الهي‌ بر ما مسدود نشود. عذاب‌ خداي‌ تعالي‌ اين‌ است‌ كه‌ بگويد: تو قابل‌ هدايت‌ و قابل‌ ايمان‌ نيستي‌ و برو! اين‌ از همة‌ عذابها بالاتر است‌. شايد نتوانيد اين‌ مطلب‌ را از من‌ بپذيريد. اين‌، به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ همة‌ بركات‌، بركات‌ الهي‌ است‌. زماني‌ انسان‌ اين‌ مطلب‌ را مي‌فهمد كه‌ از رحمت‌ الهي‌ منقطع‌ شود. و اين‌ عذابي‌ است‌ بدتر از همة‌ عذابها. اين‌ عذاب‌ از خداي‌ تعالي‌، ظلم‌ به‌ بندگانش‌ نيست‌. اگر چه‌ بنده‌اي‌ با عمل‌ ثقلين‌ محشور شود و عبادات‌ جن‌ و انس‌ هم‌ با او باشد، اين‌ عذاب‌ ظلم‌ نيست‌. چون‌ عذاب‌ معنايش‌ اين‌ است‌ كه‌ من‌ ديگر رحمت‌ بر تو نازل‌ نمي‌كنم‌. اگر خداي‌ تعالي‌ زميني‌ را كه‌ باران‌ بر آن‌ نازل‌ مي‌كرده‌ است‌، ديگر بر آن‌ باران‌ نازل‌ نكند، ظلم‌ به‌ آن‌ نكرده‌ است‌؛ فقط‌ جلوي‌ باران‌ را گرفته‌ است‌. مگر زمين‌ طلبي‌ داشته‌ است‌؟ مثل‌ بچه‌اي‌ كه‌ بعد از نصيحت‌ و موعظه‌ و تربيتها، پدر و مادر از او خسته‌ شوند، مي‌گويند: برو، ما ديگر اقتصاد و تربيت‌ او را فراهم‌ نمي‌كنيم‌! خذلان‌ در دستگاه‌ حق‌تعالي‌، هزار برابر از اين‌ بدتر است‌، جهنم‌ عجيبي‌ است‌. نمي‌دانم‌ بگويم‌: خدا نصيبتان‌ كند، يا نكند. اگر خذلان‌ را درك‌ كنيم‌، هرگز هوس‌ معصيت‌ و هواپرستي‌ نخواهيم‌ كرد؛ يعني‌ مي‌ترسيم‌. اگر الا´ن‌ نمي‌ترسيم‌، براي‌ اين‌ است‌ كه‌ نديده‌ايم‌. عذاب‌ خدا راست‌ است‌. همة‌ حيوانات‌ و انسانها از رحمت‌ الهي‌ استفاده‌ مي‌كنند. اين‌ آرامش‌ نفساني‌ كه‌ انسان‌ دارد، از بركات‌ خداست‌. اگر اين‌ آرامش‌ را پيدا نكنيد، شايد عين‌ ديوانه‌ها و بدتر از ديوانه‌ها شويد. چون‌ اين‌ معاني‌ را نديده‌ايد، گمان‌ مي‌كنيد مال‌ خودتان‌ است‌. خودتان‌ هيچ‌ نداريد. خودتان‌ آنچه‌ را كه‌ شرِ و غرب‌ نشان‌ مي‌دهد داريد، كه‌ حاضر است‌ همه‌ را آتش‌ بزند، منتها نمي‌تواند اين‌كار را بكند.

نماز حقيقي

‌ انسان‌ مثل‌ يك‌ كوه‌ آتش‌فشان‌ است‌. تمام‌ آتشها از انسان‌ است‌؛ از فرعون‌، نمرود، يزيدها و معاويه‌ها. يكي‌ از آنها هم‌ ما هستيم‌. منتها تكاليف‌ الهي‌ است‌ كه‌ نمي‌گذارد ما آتش‌فشاني‌ كنيم‌، ما هم‌ گاهي‌ آتش‌فشان‌ داريم‌. اين‌ مغفرت‌ الهي‌ است‌ كه‌ با ما معاملة‌ عدالت‌ نمي‌كند. شايد همة‌ اعمال‌ خوب‌ ما هم‌ كتك‌ بخواهد. گمان‌ نكنيد اين‌ حرف‌ گزاف‌ است‌. هفتاد سال‌ از عمر ما مي‌گذرد و يك‌ نماز معراجي‌ به‌ جا نياورده‌ايم‌ اگر نماز معراجي‌ نداشته‌ايم‌، نماز نبوده‌ است‌. آيا تا به‌ حال‌ يك‌ نماز ناهي‌ از فحشا و منكر انجام‌ داده‌اي‌؟ نمازي‌ كه‌ از دروغ‌ و فحشا و محرمات‌ جلوگيري‌ كند. كدام‌يك‌ از ما اگر آزاد باشيم‌، محرمات‌ الهي‌ را به‌ جا نمي‌آوريم‌؟ زبان‌ و دست‌ و چشم‌ و گوش‌ ما مقيد به‌ اين‌ است‌ كه‌ فرمان‌ خدا را ببرند. پس‌ اگر ما منكرات‌ را به‌ جا مي‌آوريم‌، نماز ما نماز نيست‌. چون‌، «إِنَّ الصَّل'وةَ تَنْهي‌' عَنِ الْفَحْش'اءَ وَالْمُنْكَرِ» ؛ نماز بازدارندة‌ فحشا و منكر است‌. اين‌ كلام‌، قرآن‌ است‌ و دروغ‌ نيست‌. پس‌ چگونه‌ است‌ كه‌ ما نماز خوانده‌ايم‌ و همه‌ نوع‌ كثافت‌كاري‌ هم‌ مي‌كنيم‌؟ ما نماز نخوانده‌ايم‌، بازي‌ كرده‌ايم‌. كدام‌يك‌ از ما نماز معراجي‌ را انجام‌ داده‌ايم‌؟ معراج‌؛ يعني‌ منتهاي‌ كمال‌ انسانيت‌؛ يعني‌ بندة‌ غير خدا نباشيم‌. تمام‌ اربابها خداي‌ ما هستند، پول‌ خداي‌ ماست‌، شهوت‌ خداي‌ ماست‌. در برابر پول‌ و مقام‌ و شهوت‌، زمين‌ خورده‌ايم‌. اگر فرمان‌ خدا را بر عوارض‌ و حوادث‌ جهان‌ ترجيح‌ داديم‌، بندة‌ خدا هستيم‌. چلوكباب‌ را ترجيح‌ داده‌ايد؛ اين‌ درست‌ باشد، هر چه‌ مي‌خواهد باشد! اين‌ وضع‌ اعمال‌ عبادي‌ ماست‌. صد سال‌ قلدري‌ كرديم‌، هنوز متوجه‌ نيستيم‌ قلدري‌ بد است‌. هفتاد سال‌ با نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ در اجتماع‌ زندگي‌ كرديم‌. يك‌ منافق‌ پوست‌ كلفت‌ بوده‌ايم‌. چه‌ كسي‌ حاضر است‌ كه‌ بگويد دست‌ از نفاِ برمي‌داريم‌؛ يعني‌ دورو نباشيم‌. اين‌ مربوط‌ به‌ اعمال‌ خوب‌ ماست‌؛ محرمات‌ به‌ جاي‌ خود.

منع‌ رحمت‌ و عذاب‌ خدا

ما همه‌، مشمول‌ رحمت‌، مغفرت‌ و عفو الهي‌ هستيم‌. اگر همة‌ عالم‌ عذاب‌ شود، خدا ظلم‌ نكرده‌ است‌. عذاب‌ خدا اين‌ نيست‌ كه‌ آتش‌ روي‌ سر آدم‌ ببارد. عذاب‌ الهي‌ اين‌ است‌ كه‌ خورشيد نباشد، هوا نباشد، زمين‌ سبز نشود، درختان‌ ميوه‌ ندهند، افكار مضطرب‌ باشد. انسان‌ روزي‌ مي‌فهمد اينها بركات‌ الهي‌ است‌ كه‌ كار از كار گذشته‌ است‌. بنابر اين‌، معاملة‌ حق‌ با ما، معاملة‌ عفو و رحمت‌ است‌. ان‌شاءالله‌ موفق‌ باشيد، كمال‌ استفاده‌ را از اين‌ معامله‌ بكنيد؛ يعني‌ از بديها دوري‌ كنيد. شما اگر بدانيد كسي‌ بدي‌ ندارد و از حيث‌ امانت‌، مورد امانت‌ شماست‌، اسرار خود را براي‌ او مي‌گوييد. منافقان‌ دربارة‌ پيامبر اسلام‌ حرفهاي‌ مختلفي‌ مي‌زدند. پيامبر خدا نمي‌گفتند: اين‌ دروغها را نگوييد! منافقان‌ مي‌گفتند: پيامبر، گوش‌ محض‌ است‌. پيامبر همة‌ آنها را مي‌شناخت‌، ولي‌ حاضر نبود آبروي‌ آنها را ببرد. ان‌شاءالله‌ همه‌ از رحمت‌ الهي‌ كمال‌ استفاده‌ را بكنيد. استفاده‌، كمال‌ علمي‌ و عملي‌ است‌. دست‌كم‌ به‌ جايي‌ برسيد كه‌ حرفهاي‌ انبيا و دعاها را بفهميد، نه‌ ترجمة‌ آن‌ را بلكه‌ حقيقتش‌ را. امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد: «إِلهي‌ قَلْبي‌ مَحْجُوبٌ و نَفْسي‌ مَعْيُوبٌ وَ عَقْلي‌ مَغْلُوبٌ وهَوائي‌ غالِبٌ...» چه‌ كنم‌ كه‌ قلبم‌ از علوم‌ الهي‌ محجوب‌ است‌، نفسم‌ دچار معايب‌ است‌ و مرا وادار به‌ خرابي‌ و آتش‌فشاني‌ و تهمت‌زدن‌ و به‌ جان‌ هم‌انداختن‌ ديگران‌ مي‌كند. عقلم‌ در برابر هوي‌' كار نمي‌كند. عقل‌ موجودي‌ الهي‌ است‌ كه‌ خدا امر به‌ اقبال‌ و ادبارش‌ مي‌كند. از كارهاي‌ عقل‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ را بسازد. عقل‌ بايد هر نفسي‌ را براي‌ بندگي‌ خدا بسازد، تا بدي‌ نداشته‌ باشد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.