درسهای اخلاق

درس‌ سي‌ و هفتم

«يابَني‌ إِسْرائِيلَ اذْكُروُا نِعْمَتي‌ الَّتي‌ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنّي‌ فَضَّلْتُكْمْ عَلَي‌ الْعالَمينَ»

بينايي‌ عقل‌

‌‌ نتيجة‌ نعمتهاي‌ روحاني‌ با بصيرت‌ عقلي‌ و با رابطة‌ عقلي‌ و رابطة‌ نفس‌ ناطقه‌، توحيد و معراج‌ بشريت‌ است‌. انسان‌ بايد به‌ آن‌ معراجي‌ كه‌ در «الصَّلا'ةُ مِعْر'اجُ المُؤْمِنِ» است‌ نائل‌ شود. آن‌ معراج‌ عبارت‌ از پرستش‌ خالق‌ و حق‌ تعالي‌ و حصر استعانت‌ در خداي‌ تعالي‌ و انقطاع‌ از ماسوي‌ الله است‌. اين‌ از آثار عقل‌ انساني‌ است‌. اگر عقل‌ انسان‌ به‌ اطاعت‌ از شيطان‌ مستور نشده‌ باشد و اگر به‌ هوي‌' و هوس‌ مستور نشده‌ باشد، اين‌ آثار را دارد. تضعيف‌ قواي‌ مادي‌، تقويت‌ قواي‌ روحاني‌ و عقلي‌ است‌. عقل‌ آن‌ وقت‌ حاكم‌ است‌ كه‌ بر نفس‌ بهيمي‌ بشر حاكم‌ باشد. معارف‌ اسلام‌، توحيد اسلام‌، اخلاِ اسلام‌، به‌ بصيرت‌ عقلي‌ درك‌ مي‌شود، نه‌ به‌ حواس‌ ظاهر. بصيرت‌ عقلي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد انسان‌ ايمان‌ پيدا كند. به‌ وسيلة‌ بصيرت‌ عقلي‌، انسان‌ با مبدأ آشنا مي‌شود و يكتاپرست‌ و خداپرست‌ مي‌شود و طهارت‌ از شرك‌ پيدا مي‌كند. «رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَق'ايِقِ الاَيم'انِ» . خداي‌ تعالي‌ مشهود است‌، ولي‌ براي‌ كسي‌ كه‌ عقلش‌ مكسوف‌ نباشد، از اتباع‌ هوي‌' و هوس‌ و از اتباع‌ شيطان‌ نباشد. خداوند اين‌چنين‌ حجتي‌ را در هر نفسي‌ از نفوس‌ بشري‌ به‌ وديعه‌ گذارده‌ است‌ و ما از اين‌ وديعة‌ الهي‌ استفاده‌ نمي‌كنيم‌.

آتش‌ مستور

خداوند همه‌ نمعتي‌ به‌ بني‌اسرائيل‌ داد، از نعمتهاي‌ مادي‌ و روحاني‌، ولي‌ انسان‌ بي‌ لياقت‌ به‌ جاي‌ اين‌ كه‌ به‌ دستگاه‌ خدا خاشع‌ باشد، طغيان‌ مي‌كند. محال‌ است‌ كسي‌ به‌ خداي‌ تعالي‌ معرفت‌ داشته‌ باشد و طاغي‌ شود. چون‌ عارف‌ به‌ خداي‌ تعالي‌، تمام‌ بركات‌ خدا را درك‌ مي‌كند. مي‌داند هر چه‌ هست‌، رحمت‌ الهي‌ است‌، به‌ او مربوط‌ نيست‌ كه‌ چه‌ نصيبش‌ شده‌ باشد، بركت‌، بركت‌ خداست‌. رحمتهاي‌ الهي‌ موجب‌ مي‌شود كه‌ انسان‌ به‌ غير خدا اميد نداشته‌ باشد. در هر مرحله‌اي‌ از مراحل‌، انسان‌ در نعمتهاي‌ الهي‌ مستغرِ است‌. اگر به‌ عذاب‌ الهي‌ اعتقاد پيدا كنيد و يا آن‌ را درك‌ كنيد، بيش‌ از همة‌ موجودات‌ از خداي‌ تعالي‌ خائفيد. با اين‌ كه‌ خداي‌ تعالي‌ ] در اين‌ دنيا [ هيچ‌ چماقي‌ به‌ آدم‌ نمي‌زند، ولي‌ عذاب‌ الهي‌ از هزار چماِ بالاتر است‌. عذاب‌ الهي‌ مي‌گويد: تو برو، ديگر به‌ درد ما نمي‌خوري‌! و اين‌ از همة‌ عذابها بالاتر است‌، آرامش‌ نفس‌ را مي‌گيرد، بصيرت‌ عقل‌ را از انسان‌ مي‌گيرد. تمام‌ بركات‌ از خداست‌، و اين‌ بركات‌ از انسان‌ گرفته‌ مي‌شود. «وَم'ا رَبُّكَ بِظَلاّ'مٍ لِلْعَبيدِ» . خدا ظلم‌ نمي‌كند. ظلمها مال‌ خود ماست‌. آتشها مال‌ خود انسان‌ است‌. انسان‌ آتشي‌ است‌ كه‌ خود را مي‌سوزاند و جهان‌ را هم‌ آتش‌ مي‌زند. انسان‌ اين‌چنين‌ موجود خطرناكي‌ است‌. گمان‌ نكنيد انسان‌ آتشي‌ ندارد. بايد اين‌ آتش‌ را با حدود الهي‌ و تكاليف‌ و عبادات‌ الهي‌ مستور كرد. اگر واقعيت‌ عبادت‌ در كار باشد ـ و خداي‌ ناخواسته‌ عبادت‌ شيطان‌ نباشد ـ اين‌ آتش‌ مستور مي‌شود. راه‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ از عاقله‌ و بصيرت‌ عقلي‌ استفاده‌ كند، با حق‌ باشد، نفس‌ را مزكّي‌ و مهذب‌ كند. هرچه‌ نفس‌ مهذب‌ باشد و هرچه‌ نفس‌ را تزكيه‌ كند، قوة‌ عاقله‌ قويتر مي‌شود، ادراكاتش‌ سريعتر و بزرگتر مي‌شود.

طهارت‌ نفس‌

علي‌ (ع) مي‌فرمايد: «مَثَلُ الصَّلا'ةِ مَثَلُ الحُمَّةِ عَلي‌' ب'ابِ الرَّجُلِ» ؛ مَثَل‌ نماز، مثل‌ حمامِ در خانه‌ است‌. اگر آدمي‌ در شبانه‌ روز، پنج‌ مرتبه‌ حمام‌ برود و باز آلوده‌ به‌ كثافت‌ باشد، حمام‌ نرفته‌ است‌، معراج‌ نبوده‌ است‌ و نماز او صادقانه‌ نبوده‌ است‌. اگر كلمة‌ «إِيّ'اكَ نَعْبُدُ وَ إِيّ'اكَ نَسْتَعينُ» را يك‌ مرتبه‌ صادقانه‌ بگوييم‌، موحد و خداپرست‌ هستيم‌ و اگر كسي‌ خداپرست‌ شد، طهارت‌ از شرك‌ پيدا مي‌كند. منتها متوجه‌ هستيم‌ كه‌ داريم‌ دروغ‌ مي‌گوييم‌ و دروغ‌بافي‌ مي‌كنيم‌. همان‌ وسيله‌اي‌ كه‌ در شما هست‌، همان‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ در انبيا ـ صلواة‌ الله و سلامه‌ عليهم‌ اجمعين‌ ـ نيز بوده‌ است‌. آنها از اين‌ وسيله‌ استفاده‌ كردند، از ماديت‌ و روحانيت‌ استفاده‌ كردند و به‌ آن‌ درجات‌ رسيدند، ولي‌ ما هنوز خدا را نمي‌شناسيم‌. منشأ آن‌، اين‌ است‌ كه‌ آلوده‌ هستيم‌. اگر مي‌خواهي‌ خداي‌ تعالي‌ به‌ تو كمك‌ كند و از بركات‌ خدا كمال‌ استفاده‌ را بكني‌، با حرف‌ نمي‌شود. در خلوت‌ و جلوت‌ بايد محرمات‌ الهي‌ را ترك‌ كرد. بايد توطئه‌ها، دروغگوييها، تهمتها، كم‌فروشيها، كلاه‌گذاريها و شيطنتها را ـ كه‌ اسمش‌ را عقل‌ گذاشته‌ايم‌ ـ كنار بگذاريم‌. يك‌ روزي‌ هم‌ معاويه‌ مي‌گفت‌: «اِنَّ مُع'اوِيَه‌ اَدْهي‌' مِنْ عَلّي‌»؛ ما خيلي‌ مرد چيزفهمي‌ هستيم‌. خيلي‌ چيز فهم‌ بوده‌ است‌ كه‌ قبرش‌ در خاكروبه‌هاست‌! هركس‌ براي‌ احياي‌ قبر معاويه‌ خواست‌ اقدامي‌ كند، با يك‌ عذاب‌ الهي‌ از بين‌ رفت‌. ولي‌ قبر حضرت‌ رقيه‌ ـ سلام‌الله عليها ـ در چند قدمي‌ آن‌، مزار مؤمنين‌ و مسلمين‌ است‌. چيزي‌ كه‌ روشنفكرها مي‌گويند اين‌ عقل‌ است‌، اشتباه‌ كرده‌اند. كجاي‌ اين‌ عقل‌ است‌؟ اين‌ موجب‌ همة‌ هلاكتهاست‌، موجب‌ همة‌ آتشهاست‌، تمام‌ آتشهاي‌ دنيا از آن‌ پيدا شده‌ است‌. عقل‌ آن‌ است‌ كه‌ تو را از آتش‌ نجات‌ دهد. خداي‌ تعالي‌ شما را با بصيرت‌ عقلي‌ نوراني‌ كند: همان‌ نوري‌ كه‌ قرآن‌ مي‌فرمايد: «اَللهُ وَليُّ الَّذينَ ء'امَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُم'اتِ إِلَي‌ النُّورِ» اين‌ نور را خاموش‌ نكنيد. كليد اين‌ نور در دست‌ شماست‌. اگر اين‌ نور خاموش‌ شود، بي‌نور هستيد. كليد اين‌ نور اين‌ است‌ كه‌ معصيت‌ خدا را نكنيد. توطئه‌ نكنيد، اين‌ زرنگيها را كنار بگذاريد، اينها نازرنگي‌ است‌. اگر زرنگ‌ هستيد در دستگاه‌ خدا زرنگ‌ باشيد. زرنگ‌ آن‌ بود كه‌ به‌ اراده‌ و مشيت‌ او خدا شمس‌ را بازگرداند ؛ كسي‌ كه‌ شمس‌ و قمر در اختيار او بوده‌ است‌. هل‌ ردت‌ الشمس‌ يوم‌ لابن‌ حنطمة‌ وهل‌ هوي‌' كوكبٌ في‌ بيت‌ عثمان‌ اگر سعي‌ كردي‌ با هزار كلك‌ بازي‌، كلاه‌ سر مشتري‌ بگذاري‌، خيال‌ نكن‌ زرنگ‌ هستي‌، بلكه‌ خيلي‌ بيچارة‌ شكم‌ خود هستي‌. همة‌ حيوانات‌ از گزنده‌ و پرنده‌ و چرنده‌ از اين‌ دستگاه‌ خدا استفاده‌ مي‌كنند. خدا همه‌ را موفق‌ كند با بصيرت‌ عقلي‌ باشيم‌، كه‌ با بصيرت‌ عقلي‌ اشتباهات‌ رفع‌ مي‌شود و وجدان‌ انسان‌ باور مي‌كند كه‌ خدايي‌ هست‌ و همة‌ الطاف‌ و بركات‌ از اوست‌ و باور مي‌كند كه‌ عذاب‌ خدا، عذاب‌ سختي‌ است‌. در اين‌ هنگام‌، نزديك‌ محرمات‌ نمي‌رود، خلوت‌ و جلوت‌ هم‌ براي‌ او تفاوت‌ ندارد. همه‌ موفق‌ و مؤيد به‌ بركات‌ اهل‌بيت‌ عصمت‌ باشيد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.