درسهای اخلاق
درس سي و ششم
«يا بَني إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتي الَّتي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْع'الَمينَ»
نعمتهاي روحاني
نعمتهاي مادي و روحاني، همه از خداي تعالي است. نعمتهاي مادي براي عموم است؛ همه از آن استفاده ميكنند؛ اختصاصي نيست. برّ و فاجر، مؤمن و كافر، حتي حشرات و حيوانات و تمام موجوداتي كه داراي حيات هستند از نعمتهاي مادي الهي استفاده ميكنند. نعمتهاي مادي، طلب و درخواست نميخواهد. حركت هم نكني، خدا روزي را ميدهد. سؤال هم نكني خدا روزي را ميدهد: «ي'ا مَنْ يُعْطي مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ» ؛ اي خدايي كه به كساني روزي ميدهي كه از تو سؤال نميكنند، خدا را نميشناسند و كافرند، كافرند، ولي مورد شفقت و رحمت الهي هستند. كفار شرِ و غرب هم به نعمتهاي الهي متنعم هستند؛ منتها به نعمتهاي مادي. نعمتهاي خدا منحصر در نعمتهاي مادي نيست. كفار از نعمتهاي روحاني و معنوي و نعمت ولايت و... محرومند. دستگاه خدا دستگاهي است كه ميخواهد اين بشر را به مرتبة اعلي حركت دهد. ولي بشر، بشري است كه ميگويد: ما به همين نفوس حيواني كه داريم قانع هستيم، خورد و خوراك رو به راه باشد، ديگر هيچ كاري نداريم. نعمتهاي روحاني و نعمت ولايت، ايمان و تقوا را به غير عارف نميدهند. اين نعمتها به همه كس داده نميشود. اين نعمتها مال كساني است كه در راه حق، حركت اختياري بكنند و از بركات روحاني استفاده كنند. استفاده از بركات الهي به اين است كه انسان در مسير حق، عبادات حق، معارف حق، اخلاِ حق، علم الهي و قدرت الهي حركت كند؛ آن هم حركت اختياري. يعني اگر شما را اضطراراً در راه حق ببرند، آن نتايج را ندارد. اگر يك نفس ناري را هزار سال هم زندان كنند. آن لحظهاي كه بيرون بيايد، همان نار است؛ همان آتش است. ولي نفسي كه در بين آتشهاي بشر و آتشهاي نفس امارة بشري، الهيت و عقلانيت خود را حفظ كند و خود را به آتش مبتلا نكند، اين نفس، تكامل پيدا ميكند، با اسرار عالم و علوم الهي آشنا ميشود، فضائل و ملكات انسانيت را ـ كه مربوط به حركت اختياري است ـ پيدا ميكند. در اين صورت، با همة شرور جهاني، خودش شر ندارد، با همة آتشهاي شرِ و غرب بيآتش است، بلكه ميخواهد آتشها را خاموش كند. انسان اگر با حركت اختياري در راه خدا حركت كرد و در برابر آتشها خود را حفظ كرد و صيانت پيدا كرد و مالك نفس خود شد، اين انسان موفق الهي است؛ مثل انبيا، صلحا و اتقيا. در اين نعمتهاي الهي، انسان با نشستن كاري از پيش نميبرد، بايد حركت كرد. همة موجودات از نعمتهاي مادي الهي استفاده ميكنند، ولي تكامل انسان به اين است كه در بين آتشها حركت كند، آتشها را خاموش كند، بندگان خدا را هدايت كند، بندگان خدا را از ضلالت و شيطان نجات دهد. در اين صورت، انسان مقام علمي پيدا ميكند، به طوري كه قلبش منبع علوم الهي ميشود. علومي كه برخي دارند، همه از پيغمبر خداست و پيغمبر خدا اين علوم را از بندگي خدا به دست آورده است. قلب انسان اگر الهي شد، مخزن علوم الهي است، منتها همت والا ميخواهد، همتي كه خود خداي تعالي به انسان بدهد، توفيقات و تأييدات الهي ميخواهد. انسان گمان ميكند همه چيز را درك ميكند، ولي اين طور نيست. خدا به همه توفيق دهد كه با راه خدا آشنا شوند و در حركت در راه حق موفق باشند.
مراتب معنويت
نعمت معنويت و روحانيت، احتياج به حركت دارد. معنويت و روحانيت، مراتب دارد؛ مثل مراتب نورانيت. مراتب نور از يك لامپ شروع ميشود تا خورشيد؛ همه نور است. به هر مرحلهاي برسيد باز ميبينيد يك مرحلهاي بالاتر نيز وجود دارد. خدا توفيق دهد كه همت عالي پيدا كنيد، به ماديات اتكا نكنيد. انسان بايد از ماديات به مقداري كه نياز خود را برآورد، استفاده كند. بقيه آن به او مربوط نيست. سهم او همان مقداري است كه براساس نياز، صرف خود كرده است. آنها كه در بانكهاست سهم خودش نيست. هر چه را كه صرف خود كرديد، سهم شماست. مابقي سهم كساني است كه مستحقند. خداي تعالي ميگويد: ما به بنياسرائيل همه گونه نعمت داديم؛ نعمت مادي و روحاني داديم، ارج و قرب داديم. انبيا براي شما فرستاديم ولي نتوانستيد از آنها استفاده كنيد. استفاده از روحانيت به اين است كه خودسازي كنيد. نفس ناري، نفس نوري بشود. اگر نفس، الهي و نوراني شد، چشم خطا نميكند، دست و زبان خطا نميكنند. منشأ تمام اين خطاها، اين نفس شرّيره و خبيثه است. اگر اين نفس را ـ به عبادت الهي و مجاهدات نفساني ـ ساختيد و اگر اين مبدأ اصلاح شد، ديگر از دست و چشم و زبان آسوده هستيد. مولا علي 7 به مالك ميگويد: در حكومت مصر، «فَاَمْلِكْ هَو'اكَ» ؛ اول شرور خودت را بايد اصلاح كني. «اِنَّ أَخْوَفَ م'ا أَخ'افُ عَلَيْكُمْ اثن'انِ: إِتِّب'اعُ الهَوي'...» . انسان باور نميكند كه اين هوي'، دشمن سرسخت اوست. گمان ميكند از دوستان اوست. اين نفس، اعدا عدو انسان است. منشأ تمام مفاسدي كه به سر انسان ميآيد، خود آدم است. اگر انسان بخواهد فراغت پيدا كند، بايد خودش را بسازد. عبادات اسلام، مكتب اسلام، ادعية اسلام، آدم را ميسازد. مراد اين نيست كه آتش شما از بين برود، بلكه آتش شما، آتش محجوب و محصوري ميشود؛ نه شما را ميسوزاند و نه ديگران را. ولي اگر آن را علاج نكني، ممكن است خودت و همة عالم را بسوزاند. اين آتش انسان خيلي خطرناك است، از كورة ذوب آهن هم خطرش بيشتر است. اگر اين آتش، اصلاح و مستور شد، ان شاءالله به الطاف الهي درامانيم. تمام عبادات، تمام كتب اخلاقي، تمام معارف براي اين است كه انسان خودسازي كند. اگر خودسازي كني پيغمبر خدا ميشويد، كه همة شما دوست داريد مشهدش را زيارت كنيد؛ شما هم به سهم خود. اين چنين وديعهاي در انسان هست. خدا توفيق دهد كه همه موفق باشند و همه آگاه باشند به راه حق و زحماتشان در «مايَهِمّ» باشد، نه در «مالايَهِمّ».

