درسهای اخلاق

درس‌ سوم‌

«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»

مالكيت‌ حقيقي‌ انسان

‌ ‌ حق‌، مالك‌ روز جزاست‌. مالكيت‌ ما انسانها در آخرت‌ در گرو اعمال‌ ما در اين‌ دنياست‌. ما هرعملي‌ را در اين‌ دنيا انجام‌ دهيم‌، در آخرت‌ مالك‌ خود آن‌ عمل‌ هستيم‌. مالكيت‌ عمل‌ در روز جزا به‌ هيچ‌ وجه‌ از انسان‌ سلب‌ نمي‌شود. انسان‌ تكويناً صاحب‌ عمل‌ خود است‌؛ مالكيتي‌ حقيقي‌، نه‌ مالكيتي‌ اعتباري‌. مالكيت‌ انسان‌ در دنيا اعتباري‌ و منفصل‌ از حقيقت‌ انسان‌ است‌. لكن‌ مالكيت‌ اخروي‌، حقيقي‌ و متصل‌ به‌ حقيقت‌ انسان‌ است‌. در روايت‌ آمده‌ است‌ كه‌ «امروز، روز عمل‌ است‌ بدون‌ حساب‌، و آخرت‌، روز حساب‌ است‌ بدون‌ عمل‌» . بعد از رخت‌ بربستن‌ انسان‌ از اين‌ نشئه‌، ديگر عملي‌ براي‌ او ميسّر نيست‌. آن‌ روز، روزِ درو كردن‌ اعمال‌ است‌.

توحيد، هدف‌ انبيا

انبيا و اوليا : آمده‌اند، تا افراد و جامعه‌ را به‌ توحيد دعوت‌ كنند. تكامل‌ جهاني‌ و رشد عقول‌ به‌ آن‌ جا خواهد رسيد كه‌ حكومت‌ به‌ دست‌ رجل‌ الهي‌ سپرده‌ شود و حكومت‌ حق‌ بر سر كار آيد. جهانِ طبيعت‌، از شمس‌ و قمر، ليل‌ و نهار، فصول‌ اربعه‌ و فعل‌ و انفعالات‌ عالم‌ مادّه‌ كه‌ خاك‌ و نور و آب‌ را به‌ صورتهاي‌ مختلف‌ تبديل‌ مي‌كند و مأكولات‌ و مشروبات‌ و ملبوسات‌ و ديگر حوائج‌ مردم‌ را مي‌سازد، همه‌ و همه‌ براي‌ خدمت‌ به‌ بشر و جهت‌ خدايي‌ پيدا كردن‌ اوست‌. اين‌ دستگاه‌ عظيم‌ كه‌ به‌ اراده‌ و علم‌ خدا در كار است‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ روزي‌ در جهان‌، حكومت‌ حق‌ برپا شود و رجل‌ الهي‌ در مصدر امور باشد، تا انسان‌ و جوامع‌ بشري‌ به‌ سوي‌ خداوند تكامل‌ پيدا كنند. اين‌ دستگاه‌ عظيم‌ طبيعت‌ بايد در خدمت‌ رجل‌ الهي‌ باشد، تا ايشان‌ با استفاده‌ از مواهب‌ الهي‌، بشر را به‌ توحيد دعوت‌ كنند.

قوانين‌ الهي

‌ قوانين‌ غير الهي‌، قوانين‌ سفهاست‌. قوانين‌ غيراسلامي‌، قوانين‌ غيرعقلاست‌. در نظام‌ و تفكر اسلامي‌، حقوِ حيوانات‌ و نباتات‌ هم‌ محفوظ‌ است‌. كساني‌ كه‌ به‌ قوانين‌ اسلامي‌ ايراد دارند، بلوغ‌ فكري‌ نيافته‌اند. تن‌ دادن‌ به‌ قوانين‌ اسلام‌، نشانة‌ رشد عقلي‌ است‌. دستگاه‌ طبيعت‌ و مواهب‌ طبيعي‌ و مادي‌، همه‌ براي‌ رجال‌ الهي‌ و براي‌ حكومت‌ حق‌ است‌. لذا ديگران‌ غاصبند و بايد از مسند قدرتِ غاصبانه‌ پايين‌ كشيده‌ شوند. انبيا : چون‌ ملكوت‌ اشيا را مي‌ديدند؛ يعني‌ درك‌ مي‌كردند، در مقام‌ عصمت‌ بودند. لكن‌ ما در عالم‌ مُلك‌، زنداني‌ و محصوريم‌ و قبايح‌ گناه‌ را درك‌ نمي‌كنيم‌. دروغ‌ گفتن‌، غيبت‌ كردن‌ و همة‌ گناهان‌ در ملكوت‌ عالم‌ داراي‌ شكل‌ خاصي‌ هستند كه‌ انسان‌ از آن‌ متنفر است‌. خواصّ اصحاب‌ حضرت‌ امير 7 كه‌ داراي‌ رشد و بلوغ‌ فكري‌ و روحاني‌ بودند در مقابل‌ تهديدات‌ و فشار معاويه‌ تسليم‌ نشدند؛ تا جايي‌ كه‌ شكنجه‌ و شهادت‌ را به‌ جان‌ خريدند، ولي‌ از مولي‌' الموالي‌ تبرّي‌ و بيزاري‌ نجستند. آنان‌ در راه‌ اعتقاد خود استقامت‌ داشتند.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.