درسهای اخلاق

درس‌ بيست‌ و پنجم

«وَلَكُمْ فِي‌ الاْرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلي‌' حينٍ»

موجودات‌ در خدمت‌ تكامل‌ بشر

‌‌ اقتضاي‌ همة‌ موجودات‌ الهي‌ به‌ حسب‌ فطرت‌، خير است‌ و آثارشان‌ الهي‌ است‌ و در خدمت‌ تكامل‌ هستند. زمين‌ با وجود شرايط‌، بايد معدن‌ تربيت‌ كند و جواهر نفيس‌، طلا، نقره‌، آهن‌ و سرب‌ بدهد و جميع‌ نيازهاي‌ شما را تأمين‌ كند. گياهان‌ و درختان‌ بايد بهترين‌ حبوبات‌ و ميوه‌ها را تحويل‌ شمابدهند. اينها همه‌ به‌ مقتضاي‌ فطرت‌ الهي‌ آنهاست‌ و همة‌ آثارشان‌ الهي‌ است‌؛ نه‌ شيطاني‌. حيوانات‌ ـ في‌الجمله‌ ـ همة‌ حركتشان‌ اجباري‌ است‌ و بايد در محيط‌ حيوانيت‌ باشند. حركت‌ تمام‌ موجودات‌، الهي‌ است‌ و به‌ نفع‌ جهان‌. فقط‌ انسان‌ اين‌ گونه‌ نيست‌؛ مثل‌ درختان‌ و زمين‌ و حيوانات‌ نيست‌. همة‌ مشكلات‌ به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ اندكي‌ اختيار داده‌اند؛ گفته‌اند: هر يك‌ از دو راه‌ حق‌ و باطل‌ را مي‌خواهي‌ اختيار كن‌: «إِنّ'ا هَدَيْن'اهُ السَّبيلَ إِمّ'ا ش'اكِراً وَ إِمّ'ا كَفُورَاً» ؛ اختيار به‌ دست‌ تو است‌. اختياري‌ كه‌ به‌ بشر داده‌ شده‌ است‌، به‌ شمس‌ و قمر و كرة‌ زمين‌ و نباتات‌ و حيوانات‌ داده‌ نشده‌ است‌. فقط‌ اين‌ انسان‌ است‌ كه‌ داراي‌ اراده‌ و اختيار است‌. زمين‌ نمي‌تواند بگويد: تا كي‌ بايد طلا تحويل‌ شرِ و غرب‌ بدهيم‌؟ درختان‌ نمي‌توانند بگويند: تا كي‌ اين‌ ميوه‌هاي‌ طيّب‌ را تحويل‌ اين‌ انسان‌ فاسد و مفسد بدهيم‌، تا كي‌ بايد براي‌ اين‌ انسان‌ كار كنيم‌؟ همان‌ سخني‌ كه‌ ملائكه‌ گفتند: «أَتَجْعَلُ فيه'ا مَنْ يُفْسِدُ فيه'ا وَ يَسْفِكُ الدِّم'اءَ وَ نَحْنُ نُسبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» . شايد اگر اختيار داشتند مي‌گفتند: ما اين‌ همه‌ زحمت‌ بكشيم‌ و تحويل‌ اين‌ انسان‌ فاسد بدهيم‌، ولي‌ اين‌ اختيار را ندارند.

انسان‌، موجودي‌ مختار

اما انسان‌ مضطر نيست‌. او را در حركت‌ به‌ سوي‌ حق‌ يا باطل‌، مختار ساخته‌اند. در انسان‌ بين‌ فعل‌ و فاعل‌، اراده‌ متخلل‌ است‌؛ بر خلاف‌ ساير موجودات‌ كه‌ حركت‌ آنها اضطراري‌ است‌. آنهايي‌ هم‌ كه‌ اراده‌ دارند باز در محيط‌ حيوانيت‌ بيچاره‌ و مضطرند. نمي‌توانند پرواز انسانيت‌ داشته‌ باشند. مسألة‌ جبر و تفويض‌ كه‌ مي‌گويند: «لا'جَبْرَ وَلا'تَفْويضَ، وَل'كِنْ أَمْرٌ م'ابَيْنَ الاْمْرينِ» معنايش‌ همين‌ است‌. يعني‌ ساير موجودات‌، مجبور به‌ حركت‌ الهي‌ هستند، ولي‌ انسان‌ مجبور نيست‌ و در حركت‌ الهي‌ و شيطاني‌ آزاد است‌؛ مي‌خواهد آخر كار، يك‌ شيطان‌ بشود، يا يك‌ مرد الهي‌؛ اختيار دست‌ خود اوست‌. اما اين‌ كه‌ سلسلة‌ اراده‌ و اختيار «ينتهي‌ الي‌ مالا اختيار له‌»، يا «ينتهي‌ الي‌ مافيه‌ الاختيار» مربوط‌ به‌ جبر و تفويض‌ نيست‌. همين‌ اندازه‌ مي‌خواهند بگويند: اي‌ انسان‌! تو با درختها فرِ داري‌، در كارها به‌ تو اختياري‌ داده‌اند كه‌ به‌ درختها نداده‌اند، آنها بيچاره‌اند. فطرت‌ اين‌ انسان‌ مختار، انساني‌ كه‌ نژاد و آبا و اجدادش‌ آلودگي‌ ندارد، انساني‌ كه‌ در محيط‌، آلودگي‌ پيدا نكرده‌است‌، اقتضا مي‌كند كار خوب‌ انجام‌ دهد. اگر اقتصاد مي‌خواهد، نمي‌گويد: بايد آمريكايي‌ و غارتگر و آدمكش‌ شد، تا اقتصاد به‌ دست‌ آورد. آيا بايد اقتصاد را از طريق‌ اسلام‌ به‌ دست‌ آورد، يا از طريق‌ شرِ و غرب‌ كه‌ مي‌گويند: ما يك‌ روزي‌ اين‌ جا غارتگر بوديم‌، الا´ن‌ هم‌ حق‌ داريم‌؟ كار شرِ و غرب‌، خلاف‌ فطرت‌ است‌. در مسألة‌ حكومت‌، فطرت‌ مي‌گويد: حكومت‌ بايد جمهوري‌ اسلامي‌ باشد، نه‌ حكومت‌ صدّام‌ كه‌ همة‌ شياطين‌ دنيا متحد شده‌اند، تا او را تأييد كنند. جنايتهاي‌ شرِ و غرب‌، فوِ تصور است‌. آيا فطرت‌ مي‌گويد: حكومت‌ پيغمبر خدا به‌ درد نمي‌خورد؟ حكومت‌ كسي‌ كه‌ در آخرين‌ دقايق‌ حياتش‌ گفت‌: اگر كسي‌ از ما طلب‌ دارد، طلبش‌ را بگيرد. آيا اين‌ حكومت‌ به‌ درد اجتماع‌ نمي‌خورد، آيا در حكومت‌ بايد همان‌ قلدريها و زورگوييها و فجايع‌ باشد؟ خيلي‌ بايد مراقب‌ باشيد كه‌ خداي‌ ناكرده‌ از شرِ و غرب‌ تبعيت‌ نكنيد. آنها يك‌ كشور را مي‌بلعند، شماها آن‌ قدرت‌ را نداريد، سرماية‌ يك‌ مسلماني‌ را تصاحب‌ مي‌كنيد. اگر كسي‌ به‌ شما مراجعه‌ كرد، يك‌ كار پنج‌ توماني‌ را پانصد تومان‌ نگيريد، اين‌ عمل‌، همان‌ عمل‌ شرِ و غرب‌ است‌. من‌ نمي‌گويم‌ شما آمريكايي‌ هستيد، شما ان‌شاءالله مسلمانيد. ولي‌ آمريكايي‌ و آن‌ مسلماني‌ كه‌ اين‌ كار را مي‌كنند، هر دو اربابشان‌ شيطان‌ است‌. ممكن‌ است‌ مرگ‌ بر آمريكا بگويي‌ و خودت‌ هم‌ آمريكايي‌ باشي‌، حواست‌ را جمع‌ كن‌. خدا همه‌ را موفق‌ و آگاه‌ كند. به‌ همين‌ جلسه‌ قانع‌ نباشيد. اگر مي‌خواهيد پيشروي‌ كنيد، بايد مرد عمل‌ باشيد. اگر هزار تا از اين‌ جلسه‌ها بياييد و برويد، تا در وضع‌ شما تغييري‌ پيدا نشود نافع‌ نيست‌. بايد بنا را بر اين‌ بگذاريد كه‌ از شيطان‌ دوري‌ بجوييد و خدا را اطاعت‌ كنيد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.