درسهای اخلاق
درس هفدهم
«هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الاْرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوي' إِلَي السَّماءِ فَسَوّ'يهُنَّ سَبْعَ سَمواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ»
همه چيز براي انسان
آفرينش همة موجودات زميني و آنچه در زمين وجود دارد ـ گرچه تكوّن آنها در آسمان باشد ـ براي انسان است. مفاد عموم اين آيه اين است كه خلقت همة جمادات، درياها، صحراها، كوهها، معادن، حيوانات، حشرات و... به نفع انسان و مخصوص اوست. حال، منافع اين موجودات براي انسان، بعضي بدون واسطه هست و بعضي با واسطه. به منافع برخي از آنها آگاهيم و منافع برخي ديگر را نميدانيم. مثلاً علفهاي هرز بيابان، مورد استفادة حيوانات است و حيوانات مورد استفادة انسان. درندگان و گزندگان براي انسان منافعي دارند، ولي ممكن است ما ندانيم. ذات اقدس الهي براي موجودات تقسيمبنديهايي كرده است كه غارتگرهاي شرِ و غرب نميتوانند به آن تجاوز كنند. علفها را خوراك حيوانات قرار داده است و كسي ديگر نميتواند از آن استفاده كند، تيغهايي كه در هاضمة شتر و حيوانات ديگر، لذيذ است، اگر براي انسان هم لذيد بود به حقوِ حيوانات تجاوز ميكرد: «فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَع'ايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْي'ا مَو'اضِعَهُمْ» . خداي تعالي همة موجودات را به نفع انسان آفريده است و همه، مطابق حكمت: «اَلَّذي خَلَقَ فَسَوّي' وَالَّذي قَدَّرَ فَهَدي'» ؛ هر موجودي را به تعادل و متناسب الاعضا آفريديم. سر گاو به اندازة سر گوسفند نيست. آفرينش انسان طوري است كه نتواند از مواد غذايي، زياد بخورد. دست و پا و چشم انسان، همه متناسب با اوست. همين طور در ميوهها؛ ميوههاي بزرگ مثل خربزه و هندوانه را بربوتهها و روي زمين قرار داده است؛ چون شاخهها طاقت تحمل آن را ندارند.
انسان، نمايندة خدا
خداوند همه چيز را براي انساني كه «خليفةالله» است، خلق كرده است؛ نه براي انساني كه از درندگان، درندهتر است. انساني كه رهبر اجتماع است و همّت او اصلاح امر امت و هدايت بشر است. خليفةالله بايد انسان باشد؛ ملك نميتواند خليفة خدا باشد. اگر ملك ميخواست جامعه را به اطاعت خدا دعوت كند، به او ميگفتند: حساب دست تو نيست. ما هزار نوع ابتلا داريم؛ گرسنگي و تشنگي، سرما وگرما، اشتها و شهوات داريم. تو از گرفتاري ما خبر نداري. اما خدا ميگويد: خليفةالله از سرِ خود شماست: «قُل إِنَّم'ا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» . هم گرسنگي و تشنگي دارد، هم موت و حيات دارد و هم مرض و شفا. همه چيزشان، مثل شماست. درست نيست كه بگوييد: يك انسان مبتلا به اين امور نميتواند حدود خدا را مراعات كند، چون خليفة خدا از سرِ شماست و حدود الهي و حقوِ بشري را حفظ ميكند و در برابرتوطئههاي شياطين استقامت ميكند و از طاعت الهي، منحرف نميشود. «إنَّم'ا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحي' إِلَيَّ إِنَّم'ا إِل'هُكُمْ إِل'هٌ و'احِدٌ» ؛ ما سلسلة انبيا با شما جمعيت ستمكار، فرقي نداريم، جز اين كه ما خدا پرستيم، بندة هوي' و هوس و شرِ و غرب نيستيم، مالك هوي' و هوسيم و مالك نفس خود هستيم. اگر بشر در مسير كمالي، اين مالكيت را پيدا كرد، ميتوان گفت از شرور شيطان ـ في الجمله ـ محفوظ است. در اين صورت، مالك نفس است، نه مملوك نفس. از اين رو، در فرمان مولا به مالك اشتر آمده است: «فَأَمْلِكْ هَو'يكَ وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمّ'ا لا'يَحِلُّ لَكَ» . خلاصه آن كه خليفةالله از اين انسان است؛ نه از ملك كه يك موجود نوراني است. از انسان، اين انتظار نيست كه كارهاي ملك را بكند؛ بلكه همان كارهاي انسان را انجام دهد؛ انسان باشد، حقوِ خدا و مردم را ضايع نكند، غارتگري نكند، در محرمات الهي نظر نكند، زبان به معايب مردم نگشايد و افشاگري نكند. شما ميگوييد: نميشود؟ چطور نميشود؟! ما انبيا از سرِ خود شما هستيم و غارتگري نميكنيم، محرمات الهي را انجام نميدهيم. «خَلَقَ لَكُمْ م'ا فِي الاْرْضِ جَميعاً» ، همة اشيا براي تو خلق شده است و تو هم براي خدا خلق شدهاي. ملائكه دربارة خليفةاللهي انسان به خداي تعالي گفتند: «أَتَجْعَلُ فيه'ا مَنْ يُفْسِدُ فيه'ا وَ يُسْفِكُ الدِّم'اءَ» ؛ يعني، بشري كه مالكيت نفس ندارد و مالك هوي' و هوس نيست، سفاك و مفسد في الارض است. خداي تعالي در جواب فرمود: «إِنّي أَعْلَمُ م'الا'تَعْلَمُونَ». شايد جواب تفصيلي ملائكه، ظهور حضرت مهدي(عج) است و به ظهور آن حضرت، جواب واضح ميشود. اگر حق حكومت كند، اين بشر متوجه ميشود كه بدون دروغ و خيانت هم ميتوان زندگي كرد. خدا همه را به راه حق موفق كند. همه را به راه اسلام هدايت كند.

