درسهای اخلاق

‌درس‌ سيزدهم‌

«وَ بَشِّر الَّذينَ ء'امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّاتٍ تَجْري‌ مِنْ تَحْتِهَا الاْنْهارُ...»

از مجموعه‌ آياتي‌ كه‌ در مورد ايمان‌ است‌ مي‌توان‌ استفاده‌ كرد كه‌ مراد از ايمان‌ در اين‌ آيه‌، همة‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ بايد به‌ آن‌ ايمان‌ داشت‌؛ ايمان‌ به‌ مبدأ، ايمان‌ به‌ معاد، ايمان‌ به‌ رسالت‌ و ايمان‌ به‌ ولايت‌. چون‌ ولايت‌ از موارد رسالت‌ است‌. به‌ اين‌ معني‌ كه‌ خود رسالت‌، اين‌ ولايت‌ را ارسال‌ كرده‌ است‌.

ميزان‌ در عمل‌ صالح‌

عمل‌ صالح‌ چيست‌؟ و اصولاً ملاك‌ صَلاح‌ و فساد عمل‌ چيست‌؟ آيا ملاك‌، امر و نهي‌ شرعي‌ است‌؟ يعني‌ هر عملي‌ كه‌ از محرمات‌ و مَنهيات‌ الهي‌ است‌، عمل‌ فاسدي‌ است‌ و در مقابل‌، هر عملِ واجب‌ يامستحب‌، عمل‌ صالح‌ است‌؟ يا اين‌ كه‌ ملاك‌ عمل‌ صالح‌، مجرد انجام‌ تكاليف‌ الهي‌ نيست‌، بلكه‌ ملاكِ صالح‌ بودن‌، جهت‌ عمل‌ است‌؛ همان‌ چيزي‌ كه‌ در عبادات‌ از آن‌ به‌ قرب‌ و نيتِ قربي‌ تعبير مي‌شود. يعني‌ اگر جهت‌ عمل‌ الهي‌ باشد، و انگيزه‌، رضاي‌ حق‌ و امر خدا باشد، آن‌ عمل‌ صالح‌ است‌. به‌ حسب‌ روايات‌ مأثور، اگر عملي‌ متعلق‌ استحباب‌ و وجوب‌ نباشد و مسلماني‌ به‌ توهم‌ اين‌ كه‌ اين‌ عمل‌، واجب‌ يا مستحب‌ است‌ و به‌ اميد رجا و استحباب‌ آن‌ را انجام‌ دهد، ثواب‌ را به‌ او مي‌دهند، گرچه‌ پيامبر خدا آن‌ را نفرموده‌ باشد . از اين‌ معلوم‌ مي‌شود كه‌ ملاك‌ عمل‌ صالح‌، اين‌ نيست‌ كه‌ امري‌ به‌ آن‌ تعلق‌ گرفته‌ باشد. عمل‌ گرچه‌ متعلق‌ امر هم‌ نباشد، ولي‌ اگر به‌ خاطر استناد به‌ يك‌ روايت‌ ضعيف‌، توهّم‌ امر شود و براي‌ رضاي‌ خدا انجام‌ گيرد، ثواب‌ عمل‌ به‌ اين‌ عمل‌ كننده‌ داده‌ مي‌شود، اگر چه‌ در واقع‌ پيامبر خدا آن‌ را نفرموده‌ است‌. اين‌ چنين‌ عملي‌ كه‌ براساس‌ رضاي‌ خدا ايجاد شده‌ است‌ و استحباب‌ و وجوبي‌ هم‌ ندارد، عامل‌ تسليم‌ در برابر امر و رضاي‌ حق‌ است‌ و از اين‌ طريق‌ بركاتي‌ كه‌ براي‌ تسليم‌ در برابر طاعت‌ و رضاي‌ خدا و حركت‌ در راه‌ حق‌ وجود دارد، نصيب‌ انسان‌ مي‌شود و عمل‌ صالح‌ محقق‌ شده‌ است‌. از طرف‌ ديگر، اگر عملي‌ قطعاً فريضة‌ الهي‌ باشد، مثل‌ نماز واجب‌، و انسان‌ آن‌ را به‌ انگيزه‌هاي‌ نفساني‌ و از روي‌ ريا و براي‌ هواهاي‌ نفساني‌، ايجاد كند، آن‌ عمل‌ به‌ مغزش‌ مي‌خورد. اين‌ عمل‌، صالح‌ نيست‌؛ بلكه‌ عمل‌ شيطاني‌ است‌. در عمل‌ واجب‌، اِعمال‌ شيطنت‌ كرده‌ است‌. پس‌ ملاك‌ عمل‌ صالح‌ اين‌ است‌ كه‌ وجه‌ عمل‌، الهي‌ باشد و انسان‌ عمل‌ را براي‌ رضاي‌ خدا ايجاد كند. روايات‌ مي‌گويد: «أَنَا خَيْرُ شَريكٍ» ؛ خدا فرموده‌ است‌: ما بهترين‌ شريك‌ هستيم‌ واز هرعملي‌ كه‌ ديگري‌ را با ما در آن‌ شريك‌ كردي‌ صرف‌نظر مي‌كنيم‌ و مي‌گوييم‌: آن‌ عمل‌ مال‌ شريك‌ باشد. الهي‌ بودن‌ و صالح‌ بودن‌ عمل‌ به‌ خاطر جهت‌ عمل‌ است‌، نه‌ به‌ خاطر واجب‌ و يا مستحب‌ بودن‌ آن‌.

انگيزه‌هاي‌ غيرالهي‌ بيگانگان‌

از اين‌ جا معلوم‌ مي‌شود كه‌ تمام‌ خدمات‌ اجتماعي‌ شرِ و غرب‌ از اتومبيل‌ها، هواپيماها، برِ و صنايع‌ را نمي‌توان‌ به‌ حساب‌ اعمال‌ صالح‌ گذاشت‌. همة‌ اين‌ اعمال‌، فاسد است‌. چون‌ همه‌ براي‌ آثاري‌ است‌ كه‌ الا´ن‌ از آنها مي‌بينيم‌. يعني‌ شرِ و غرب‌ فعاليت‌ در صنايع‌ كرده‌اند، تا يك‌ روزي‌ كشورهاي‌ ضعيف‌ را سلطه‌جويي‌ كنند. شرِ و غرب‌ گرچه‌ در مسألة‌ حريّت‌ و رقيّت‌، سر و صداي‌ زيادي‌ دارند، ولي‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها رقيّت‌ را براي‌ تمام‌ كرة‌ زمين‌ مي‌خواهند. صنايع‌ آنها غير از صنايع‌ اسلامي‌ است‌. صنايع‌ اسلامي‌ براي‌ استقامت‌ و تقويت‌ اسلام‌ در برابر كفر است‌، براي‌ ترويج‌ اسلام‌ است‌. گمان‌ نشود صنايع‌ مسلمين‌ و شرِ و غرب‌ در يك‌ مسير است‌. صنايع‌ مسلمين‌ اگر براي‌ رضاي‌ خدا و تقويت‌ اسلام‌ ايجاد شود، از واجبات‌ و عبادات‌ است‌. محال‌ است‌ از نفوس‌ پليد شيطاني‌، خيري‌ صادر شود. نفوس‌ شيطاني‌، توفيق‌ بر انجام‌ خير ندارند. نفس‌ بايد الهي‌ و تابع‌ رضاي‌ خدا باشد، تا بتواند كار خيري‌ انجام‌ دهد. نفس‌ تا جنبة‌ الهي‌ پيدا نكند، اگر به‌ شما ناهار هم‌ بدهد گمان‌ نكنيد احسان‌ است‌. اگر دقيق‌ متوجه‌ شويد، باطنش‌ يك‌ طرح‌ شيطاني‌ است‌. بنابراين‌، ملاك‌ در اعمال‌ صالح‌ اين‌ است‌ كه‌ وجه‌ عمل‌، حيثيت‌ الهي‌ باشد؛ گرچه‌ نسبت‌، نسبت‌ الهي‌ نباشد. اگر نسبت‌ الهي‌ شد، ولي‌ وجه‌ عمل‌ شيطاني‌ باشد، آن‌ عمل‌ از اعمال‌ صالح‌ نيست‌. خدا همه‌ را براي‌ رضايت‌ در راه‌ خودش‌ موفق‌ كند. در حمايت‌ امام‌ زمان‌ و حق‌ باشيد و از بركات‌ علمي‌ استفاده‌ كنيد.

.:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.