درسهای اخلاق
درس دوازدهم
«وَ بَشِّرِ الَّذينَ ء'امَنُوا عَمِلُوا الصّ'الِح'اتِ...»
اقسام عبادت
ايمان به خدا از طريق خدا تقويت ميشود. بندگي خدا به حسب كميّت و كيفيت اقسامي دارد. انسان به حسب كميت به جميع اعضا و جوارح، بنده و مطيع خداست. دست و چشم و زبان و قلب او از حق اطاعت ميكند و خاطرات سوء هم ندارد؛ نه عمل بد و نه خاطرات بد. و اين به حسب كميت است. اما به حسب كيفيت، يك عبادت عبيد داريم و يك عبادت تجّار و يك عبادت احرار «قَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ خَوْفاً مِنَ النّ'ارِ» ، اين عبادت عبيد است. اينها از ترسشان خدا را اطاعت ميكنند. «قَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ طَمَعاً لِلْجَنَّةِ»، يك دستهاي هم بندگي خدا ميكنند تا فردا اجر و مزدي نصيبشان شود؛ بهشت را به آنها بدهند. يك دستهاي هم «وَجَدُوا اللهَ اَهْلاً فَعَبَدُوُهُ» اينها فهميدند خدا اهليت براي عبوديت دارد. ماسويالله را نبايد پرستش كرد. جميع ماسويالله و آنچه غير خداست، حجابِ عنالله هستند، اَستار و حُجُبند، موانع رؤيت حق هستند؛ همان رؤيت به حق.
نور خـدا
ما سواي خدا كه حجابند، متفاوت هستند. حجاب نوري داريم و حجاب غير نوري. حجابهاي نوري هم مختلف هستند. بعضي از حجابهاي نوري، نور شديد دارند و بعضي نور ضعيف. «أَللهُ نُورُ السَّم'و'اتِ وَالاْرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْك'وةٍ فيه'ا مِصْب'احٌ الْمِصْب'احُ في زُج'اجَةٍ الزُّج'اجَةُ كَأَنَّه'ا كَوْكَبٌ دُرِّيٌ...» ؛ خدا نور آسمان و زمين است؛ نور حقيقي جهان. حقيقت نور، نور حق است. نورهايي مثل نور چراغ و نور خورشيد، جهت خلاقيّت ندارند. يعني نور خورشيد، خلاِ نيست، نور برِ و چراغ، آفرينش ندارد. ولي اگر خورشيد و برِ و چراغ نباشد، رنگهاي مختلف مشخص نيست. وقتي تاريك است، انسان را از حيوان و نبات و جماد نميتوان تشخيص داد. نور، همه را مشخص ميكند. ولي اين نور، نه انسان خلق ميكند و نه آهن و حيوان. اين نور، نسبت به الوان و اشيا خلاقيّت ندارد؛ به خلاف نور حق كه نور خلاّقه است؛ نوري است كه تمام موجودات را از فضاي عدم و ظلمت، ظاهر كرده است. و لذا ميگوييد: «اَللهُ نُورُ السَّم'و'اتِ وَالاْرْضِ» . حقيقت نوريت، نوريت الهيه است. نور شمس هم از الله است. خود نور و صاحب نور هر دو مخلوِ حق هستند.
حجابهاي نوراني
چراغ يك حاجب دارد. شيشة چراغ، حاجبي است نوراني. شيشة لامپ، خود يك حاجب نوراني است. چون شيشه، نور ندارد. نور مال آن شعله و آن سيم داخل لامپ است. ولي شيشه مانعيت ندارد. يك حجاب است، لكن حجاب نوراني. در مواقعي كه باران ميآيد يك حبابي هم روي لامپ ميگذارند، آن هم حجاب نوراني است. ولي حجابي است كه مانعيت آن بيشتر از مانعيّت اوّلي است. همة موجودات جهان، حجابِ عنالله هستند. منتها آيات الهي، حجاب نوراني است؛ حجابهايي كه به وسيلة آنها انسان توجه به حق پيدا ميكند؛ از باب اثر و موثر ميفهمد كه حركت شمس و قمر و توازني كه در شمس و قمر هست و مدار حركتي كه وجود دارد، از يك قدرت الهي است. بنابراين، همة اينها حجاب هستند؛ حجابهايي كه شهادت به وجود مبدأ و وحدانيت خدا ميدهند.
حجابها و رؤيت حق
شايد امثال ما قادر نباشيم بدون حجاب، حق را رؤيت كنيم. كلماتي دربارة علي 7 نقل كردهاند و به پيامبر خدا نسبت دادهاند كه: «إِنَّ عَليّاً مَمْسُوسٌ في ذ'اتِ اللهِ...» شايد مفاد اين جمله اين است كه حضرت حتي حجابهاي نوري هم ندارد. در زيارت عرفه ميخوانيم: «إِل'هي تَرَدُّدي فِي الا'ث'ارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَز'ارِ» ؛ يعني تردد در آثار الهي، شمس و قمر، آدمي را از خدا دور ميكند. ولي ما به غير اين طريق نميتوانيم به خدا برسيم. ما ضعيف هستيم. تردد در آثار، موجب بُعد عنالله است، ولي ما راه ديگري نداريم؛ به خلاف انسان كامل. خلاصه، وجود يك ماوراء طبيعت مسلّم است، ولي حُجب، اَستار و موانعي نيز هست. هوي' و هوس، موانع هستند. حُجب نوريه نيز حجابند، ولي ما از طريق همين آثار و حجابهاي نوري بايد به حق واصل شويم. آنهايي كه حجب نوري هم ندارند انبيا و اوليا ـ سلامالله عليهم اجمعين ـ هستند.
منزلت پيامبر و اهل بيت عليهمالسلام
ان شاءالله همه موفق باشيد، تا حدودي اهل عمل باشيد، اهل طاعت باشيد و به دستگاه خدا آشنا باشيد. همه چيز در دستگاه خداست، ولي چه بايد كرد كه ما از دستگاه خدا دور هستيم. سرور شهيدان، حسين بن علي 7 ميگويد: تردّد در آثار، اين كه من آثار الهي را مشاهده كنم، از اين اثر و آن اثر توجه پيدا كنم، مانع است؛ يعني حتي اين كار را هم نبايد بكنم. ولي اين مقام، مال اوست؛ مال حسين بن علي 7 است، كس ديگر نميتواند اين حرف را بزند. اين حرف مال آن مرد الهي است. اينها در دنيا قابل تصور نيستند. اهل بيت عصمت و طهارت، دوازده امام، مولي علي 7 ، پيامبر خدا 9 ، حضرت زهرا 3 ، اين گونه هستند. جهان مثل اينها ندارد. ان شاءالله موفق باشيد و بدانيد تمام اين مجالس هم از بركات اينهاست. كلمات، مال اينهاست. آثار، مال اينهاست. همين مجلس هم از آثار پيامبر خداست. اگر پيامبر خدا نبود، اين مجالس هم نبود. اگر حياتي در آفرينش هست، حيات پيغمبر خداست. همه به بركت حيات پيغمبر خداست. اگر به مقدار اين نورِ چراغ هم نوراني باشند، اين نور مال پيغمبر خداست. بدانند كه پيغمبر خدا به گردن همة اجتماع، به گردن جن و انس و ملائكه تا روز قيامت داراي حق است.

